دیدگاه و یاداشت

همه ما پدر و مادرهایی را دیده‌ایم که تلاش می‌کنند فرزندان خود را با انواع مهارت‌ها آشنا کنند تا بتوانند در دنیای آینده جایی برای خود بیابند. آن‌ها نه تنها برای تحصیلات کلاسیک فرزندان خود اهمیت زیادی قایل می‌شوند، بلکه اوقات فراغت آن‌ها را نیز با انواع کلاس‌ها برای یادگیری زبان‌های خارجی، دوره‌های موفقیت در کنکور و دوره‌های فنی برای اخذ مدارک مهم فنی پر می‌کنند. اگرچه شاید بعضی از این آموخته‌ها بتوانند در آینده فرزندانشان موثر واقع شوند، آن‌چه که کم‌تر به چشم می‌خورد، تلاش والدین و تا حد زیادی فرزندان آن‌ها برای فراگیری مهارت‌هایی است که صرفا از دانشکده‌ها و یا دوره‌های فنی به دست نمی‌آیند.
افراد شاغل در حوزه بازاریابی محتوایی، متخصصان سئو و نویسندگان مطالب فنی بارها و بارها اصطلاح «محتوا پادشاه است» را دیده‌اند. اگر این عبارت را جست‌وجو کنید، گوگل صدها سایت و وبلاگ به شما معرفی می‌کند که هر یک از آن‌ها تولید محتوا را ستایش کرده و به شما مزایای بالقوه تولید محتوا را یاد آور می‌شوند. اما برای من پرسش بدیهی‌تری وجود دارد که ما به چه نوع مطلبی محتوا می‌گوییم، چه کسی را کارشناس محتوا بر می‌شماریم و چرا به تولید محتوا نیاز داریم؟
اگر فروشنده‌ای به شما کالایی بفروشد و بعد متوجه شوید هیچ به کارتان نمی‌آید یا آن چیزی که فکر می‌کردید، نیست و حالا نمی‌دانید چه‌کارش کنید، خودتان را بیشتر سرزنش می‌کنید یا یقه فروشنده را می‌گیرید؟غالب اوقات در این شرایط دست به فرافکنی می‌زنیم و فروشنده یا شرکت سازنده را مقصر می‌دانیم. با القابی منفی و زشت خطاب‌شان می‌کنیم و از آن‌ها شاکی می‌شویم. من در تمام این جریان‌ها و کلاهبرداری‌ها، خودم را بیشتر از هر فرد دیگری مقصر می‌دانم.
هر زمان از واژه رکود اقتصادی سخن به میان می‌آوریم، فعالان اقتصادی و مدیران شرکت‌ها به‌خوبی می‌دانند در نظر داریم در ارتباط با چه مشکلی صحبت کنیم. رکود اقتصادی را می‌توانیم همانند یک سونامی تفسیر کنیم که اثرات مخرب آن بر همه بخش‌ها و اقشار مختلف جامعه پدیدار می‌شود. اما در این یادداشت قصد ندارم به بررسی این مسئله یا علل به وجود آمدن این مشکل بپردازم. بلکه قصد دارم به تشریح این مسئله بپردازم که چطور می‌توانیم در بدترین شرایط اقتصادی باز هم کسب‌وکار خود را سروپا نگه داریم.
بیماری OCD یا اختلال وسواسی-جبری و OCPD یا اختلال شخصیت وسواسی –جبری، هر دو به وضعیتی اشاره دارند که شخص افکار و اعمالی را به صورت تکراری و اجباری به ذهن می‌آورد یا انجام می‌دهد که زندگی روزمره و کارآیی او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بی‌آنکه بخواهم درگیر تعریف‌های رسمی و مفاهیم تخصصی مربوط به این دو وضعیت و تفاوت‌های آن‌ها شوم تلاش می‌کنم با تاکید بر اختلال شخصیتی، این مفاهیم را توضیح دهم با امید به این که این مطلب کوتاه زمینه‌ای برای مطالعه بیشتر خوانندگان آن، به ویژه مدیران، کارآفرینان و مهندسان شود.
از زمانی که برای اولین‌بار درباره جلوه‌های بصری دیجیتال نوشتم حدود دوازده‌ سال می‌گذرد. جلوه‌های بصری دیجیتال (و گرافیک کامپیوتری ) از علاقه‌مندی‌های همیشگی من بود‌ه‌ و اشتیاق من به این حوزه، هنوز هم عمیق و جاندار است. هرچند مدتی در این مورد ننوشتم اما معمولا لابه‌لای حرف‌هایم می‌توان رگه‌هایی از این اشتیاق را یافت. گرافیک کامپیوتری و به‌طور ویژه، جلوه‌های بصری دیجیتال در آن دوره مثل امروز فراگیر نشده بود و گروه‌های خاصی این توانایی را داشتند که در مقیاس بزرگ، از این فناوری-هنر استفاده کنند. حتی می‌توان ادعا کرد، آنچه در آن دوران به‌عنوان جلوه‌های بصری در فیلم‌ها و سریال‌ها استفاده می‌شد مماس بر لبه دانش بودند.
در حالی که دستش را دراز کرد بود که کاسه سوپ را بردارد، مادرش کاسه سوپ را از جلو دستانش برداشت و به برادر کوچک‌ترش داد. این رفتار مادر، چندان هم غیرمعمول نبود. از هر فرصتی استفاده می کرد تا او را تحقیر کند. پدرش اگرچه مانند مادر سعی در آزار او نداشت، اما هر از گاهی با ‌صدای بلند در خانه تکرار می‌کرد که بچه به ‌این زشتی تا حالا کسی ندیده. وضعیت در مدرسه‌ هم چندان بهتر نبود. علی رغم این که دانش‌آموز تیزهوشی بود اما معلمش، به دلیل مهاجر و اقلیت بودن او، از هیچ فرصتی برای این که ثابت کند که او هوش زیادی ندارد نمی‌گذشت. با این همه کوچه پس‌کوچه‌های بروکلین را با پاهای ورم‌کرده می‌گشت تا کتابخانه‌ای و کتابی تازه‌ای پیدا کند.
شهریورماه امسال، موزه ملی برزیل در آتش سوخت و اشیای نادر و ارزشمندی در این آتش‌سوزی از دست رفتند. مدیر این موزه اعلام کرد که تنها بخشی از اشیای نگهداری شده از بین رفته‌اند و آمار دقیقی از این خسارت اعلام نکرد، اما به نوشته گاردین، حدود ۹۰درصد از گنجینه این موزه نابودشده است. آثاری که از میان آن‌ها می‌توان به فسیل دندان یک دایناسور ایرانی هم اشاره کرد که در سال ۱۳۸۱ و در نخستین پی‌جویی دایناسور در منطقه آب‌بید کرمان کشف شد و به‌رسم امانت در اختیار این موزه قرار گرفت۱. بااین‌حال، هنوز می‌توان در میان این کوه از خاکستر و ناامیدی به آینده امید داشت.
ماه گذشته شهرداری تهران به‌طور آزمایشی، چندین تابلو و صفحه‌نمایش لمسی هوشمند در منطقه ۲ تهران (و به‌طور دقیق میدان صنعت و اطراف آن) نصب کرد. این تابلوهای هوشمند امکان استفاده از وای‌فای و خدمات شهری رایگان را می‌دهند. برای مثال، می‌توانید تراکنش مالی داشته باشید، از نقشه تهران برای مسیریابی استفاده کرده، از پرتال تهران برای پیگیری برخی خدمات شهری سود ببرید و در اینترنت چیزهایی را جست‌وجو و پیدا کنید.
در قدیم ما از واژه نایاب در ارتباط با موضوعات خاصی سخن به میان می‌آوردیم. کتابی ارزشمند که دیگر تجدید چاپ نمی‌شد، نسخه خاصی از یک مجله که به دلیل قدیمی بودن دیگر نمی‌شد آن را تهیه کرد، قطعه‌ای الکترونیکی که دیگر در بازار پیدا نمی‌شد و صدها مورد دیگری که هر یک از ما سراغ داریم. اما به نظر می‌رسد ما در حال ورود به برهه‌ای از زمان هستیم که باید از واژه نایاب در ارتباط با انسان‌هایی یاد کنیم که در برخی موارد حکم مشتری را دارند.

صفحه‌ها

اشتراک در دیدگاه و یاداشت