دیدگاه و یاداشت

شهر در تسخیر ارواح
24 اسفند 1397
به نظر می‌رسد ارواحی که طی هزاره‌های گذشته دایم، در اطرف قبرستان‌ها پرسه می‌زدند و کودکان را می‌ترساندند، حالا به کمک فناوری‌های دیجیتال، «جانی» تازه یافته‌اند و سخت در تکاپو هستند. حالا بیاییم کمی صحنه را گسترش دهیم.
موسسه OpenSignal گزارشی از وضعیت میانگین سرعت وای‌فای و شبکه موبایل در بیش از ۱۰۰ کشور جهان منتشر کرده است. درحالی‌که در بسیاری از کشورها مانند کره جنوبی، سنگاپور، هنگ‌کنگ، ایالات متحده و روسیه سرعت وای‌فای بیشتر از سرعت اینترنت موبایل است، در ۳۳ کشور جهان از جمله ایران سرعت موبایل بیشتر از وای‌فای است. این گزارش تاکید می‌کند هنوز در برخی کشورها زیرساخت وای‌فای توسعه نیافته است و فقط روی شبکه‌های موبایل سرمایه‌گذاری می‌شود. در ۶۳ درصد کشورهایی که از شبکه‌های 4G استفاده می‌کنند، سرعت شبکه‌های موبایل از وای‌فای بیشتر است و این خبر خوش‌آیندی نیست.
در اوج حباب دات‌کام در اواخر قرن بیستم، وب‌وان (Webvan) یکی از جدیدترین و هیجان‌برانگیزترین استارت‌آپ‌ها بود. این استارت‌آپ بر پایه یک ایده ساده شکل‌گرفته بود. هر خانواده آمریکایی در هر مکان و هر زمان باید به مایحتاج زندگی خود دسترسی داشته باشد. بر پایه این ایده، وب‌وان یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های مالی زمان را آغاز کرد. این شرکت، انقلابی در زمینه عرضه خواربار ایجاد کرد. اما بعد از گذشت 24 ماه از عرضه عمومی خدمات، وب‌وان ورشکسته شد و از گردونه کسب‌وکار خارج شد. چه اتفاقی افتاده بود؟
فضای کاغذی و فضای مجازی
16 بهمن 1397
مدتی قبل در پی تغییرات مدیریتی، یکی از نشریه‌های محبوب علمی کشور دستخوش تغییراتی شد. اعضای تحریریه جای خود را به گروه جدیدی دادند و برای همیشه با مجله خداحافظی کردند. اما این پایان ماجرا نبود. برخی از اعضای گروه قدیم در اعتراض به این جابجایی‌ها، در فضای مجازی دست به‌کار شدند و سعی کردند ثابت کنند بر آن‌ها جفا شده و حاصل تلاش‌های چندین ساله‌‌شان در حال نابودی است. از سوی دیگر هم اعضای گروه جدید نسبت به این اظهارنظرها و انتقادها واکنش نشان می‌دادند. فارغ از این‌که حق با کدام‌یک از این دو طرف بوده، آنچه برای من بسیار جالب است و قصد دارم در این نوشته کمی به آن بپردازم، نقش حیرت‌انگیز فضای مجازی در این ماجراست.
همه ما پدر و مادرهایی را دیده‌ایم که تلاش می‌کنند فرزندان خود را با انواع مهارت‌ها آشنا کنند تا بتوانند در دنیای آینده جایی برای خود بیابند. آن‌ها نه تنها برای تحصیلات کلاسیک فرزندان خود اهمیت زیادی قایل می‌شوند، بلکه اوقات فراغت آن‌ها را نیز با انواع کلاس‌ها برای یادگیری زبان‌های خارجی، دوره‌های موفقیت در کنکور و دوره‌های فنی برای اخذ مدارک مهم فنی پر می‌کنند. اگرچه شاید بعضی از این آموخته‌ها بتوانند در آینده فرزندانشان موثر واقع شوند، آن‌چه که کم‌تر به چشم می‌خورد، تلاش والدین و تا حد زیادی فرزندان آن‌ها برای فراگیری مهارت‌هایی است که صرفا از دانشکده‌ها و یا دوره‌های فنی به دست نمی‌آیند.
افراد شاغل در حوزه بازاریابی محتوایی، متخصصان سئو و نویسندگان مطالب فنی بارها و بارها اصطلاح «محتوا پادشاه است» را دیده‌اند. اگر این عبارت را جست‌وجو کنید، گوگل صدها سایت و وبلاگ به شما معرفی می‌کند که هر یک از آن‌ها تولید محتوا را ستایش کرده و به شما مزایای بالقوه تولید محتوا را یاد آور می‌شوند. اما برای من پرسش بدیهی‌تری وجود دارد که ما به چه نوع مطلبی محتوا می‌گوییم، چه کسی را کارشناس محتوا بر می‌شماریم و چرا به تولید محتوا نیاز داریم؟
اگر فروشنده‌ای به شما کالایی بفروشد و بعد متوجه شوید هیچ به کارتان نمی‌آید یا آن چیزی که فکر می‌کردید، نیست و حالا نمی‌دانید چه‌کارش کنید، خودتان را بیشتر سرزنش می‌کنید یا یقه فروشنده را می‌گیرید؟غالب اوقات در این شرایط دست به فرافکنی می‌زنیم و فروشنده یا شرکت سازنده را مقصر می‌دانیم. با القابی منفی و زشت خطاب‌شان می‌کنیم و از آن‌ها شاکی می‌شویم. من در تمام این جریان‌ها و کلاهبرداری‌ها، خودم را بیشتر از هر فرد دیگری مقصر می‌دانم.
هر زمان از واژه رکود اقتصادی سخن به میان می‌آوریم، فعالان اقتصادی و مدیران شرکت‌ها به‌خوبی می‌دانند در نظر داریم در ارتباط با چه مشکلی صحبت کنیم. رکود اقتصادی را می‌توانیم همانند یک سونامی تفسیر کنیم که اثرات مخرب آن بر همه بخش‌ها و اقشار مختلف جامعه پدیدار می‌شود. اما در این یادداشت قصد ندارم به بررسی این مسئله یا علل به وجود آمدن این مشکل بپردازم. بلکه قصد دارم به تشریح این مسئله بپردازم که چطور می‌توانیم در بدترین شرایط اقتصادی باز هم کسب‌وکار خود را سروپا نگه داریم.
بیماری OCD یا اختلال وسواسی-جبری و OCPD یا اختلال شخصیت وسواسی –جبری، هر دو به وضعیتی اشاره دارند که شخص افکار و اعمالی را به صورت تکراری و اجباری به ذهن می‌آورد یا انجام می‌دهد که زندگی روزمره و کارآیی او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بی‌آنکه بخواهم درگیر تعریف‌های رسمی و مفاهیم تخصصی مربوط به این دو وضعیت و تفاوت‌های آن‌ها شوم تلاش می‌کنم با تاکید بر اختلال شخصیتی، این مفاهیم را توضیح دهم با امید به این که این مطلب کوتاه زمینه‌ای برای مطالعه بیشتر خوانندگان آن، به ویژه مدیران، کارآفرینان و مهندسان شود.
از زمانی که برای اولین‌بار درباره جلوه‌های بصری دیجیتال نوشتم حدود دوازده‌ سال می‌گذرد. جلوه‌های بصری دیجیتال (و گرافیک کامپیوتری ) از علاقه‌مندی‌های همیشگی من بود‌ه‌ و اشتیاق من به این حوزه، هنوز هم عمیق و جاندار است. هرچند مدتی در این مورد ننوشتم اما معمولا لابه‌لای حرف‌هایم می‌توان رگه‌هایی از این اشتیاق را یافت. گرافیک کامپیوتری و به‌طور ویژه، جلوه‌های بصری دیجیتال در آن دوره مثل امروز فراگیر نشده بود و گروه‌های خاصی این توانایی را داشتند که در مقیاس بزرگ، از این فناوری-هنر استفاده کنند. حتی می‌توان ادعا کرد، آنچه در آن دوران به‌عنوان جلوه‌های بصری در فیلم‌ها و سریال‌ها استفاده می‌شد مماس بر لبه دانش بودند.

صفحه‌ها

اشتراک در دیدگاه و یاداشت