دیدگاه و یاداشت

در حالی که دستش را دراز کرد بود که کاسه سوپ را بردارد، مادرش کاسه سوپ را از جلو دستانش برداشت و به برادر کوچک‌ترش داد. این رفتار مادر، چندان هم غیرمعمول نبود. از هر فرصتی استفاده می کرد تا او را تحقیر کند. پدرش اگرچه مانند مادر سعی در آزار او نداشت، اما هر از گاهی با ‌صدای بلند در خانه تکرار می‌کرد که بچه به ‌این زشتی تا حالا کسی ندیده. وضعیت در مدرسه‌ هم چندان بهتر نبود. علی رغم این که دانش‌آموز تیزهوشی بود اما معلمش، به دلیل مهاجر و اقلیت بودن او، از هیچ فرصتی برای این که ثابت کند که او هوش زیادی ندارد نمی‌گذشت. با این همه کوچه پس‌کوچه‌های بروکلین را با پاهای ورم‌کرده می‌گشت تا کتابخانه‌ای و کتابی تازه‌ای پیدا کند.
شهریورماه امسال، موزه ملی برزیل در آتش سوخت و اشیای نادر و ارزشمندی در این آتش‌سوزی از دست رفتند. مدیر این موزه اعلام کرد که تنها بخشی از اشیای نگهداری شده از بین رفته‌اند و آمار دقیقی از این خسارت اعلام نکرد، اما به نوشته گاردین، حدود ۹۰درصد از گنجینه این موزه نابودشده است. آثاری که از میان آن‌ها می‌توان به فسیل دندان یک دایناسور ایرانی هم اشاره کرد که در سال ۱۳۸۱ و در نخستین پی‌جویی دایناسور در منطقه آب‌بید کرمان کشف شد و به‌رسم امانت در اختیار این موزه قرار گرفت۱. بااین‌حال، هنوز می‌توان در میان این کوه از خاکستر و ناامیدی به آینده امید داشت.
ماه گذشته شهرداری تهران به‌طور آزمایشی، چندین تابلو و صفحه‌نمایش لمسی هوشمند در منطقه ۲ تهران (و به‌طور دقیق میدان صنعت و اطراف آن) نصب کرد. این تابلوهای هوشمند امکان استفاده از وای‌فای و خدمات شهری رایگان را می‌دهند. برای مثال، می‌توانید تراکنش مالی داشته باشید، از نقشه تهران برای مسیریابی استفاده کرده، از پرتال تهران برای پیگیری برخی خدمات شهری سود ببرید و در اینترنت چیزهایی را جست‌وجو و پیدا کنید.
در قدیم ما از واژه نایاب در ارتباط با موضوعات خاصی سخن به میان می‌آوردیم. کتابی ارزشمند که دیگر تجدید چاپ نمی‌شد، نسخه خاصی از یک مجله که به دلیل قدیمی بودن دیگر نمی‌شد آن را تهیه کرد، قطعه‌ای الکترونیکی که دیگر در بازار پیدا نمی‌شد و صدها مورد دیگری که هر یک از ما سراغ داریم. اما به نظر می‌رسد ما در حال ورود به برهه‌ای از زمان هستیم که باید از واژه نایاب در ارتباط با انسان‌هایی یاد کنیم که در برخی موارد حکم مشتری را دارند.
در بسیاری از ادارات ما، بنیادهای دولتی و نیمه‌دولتی (سابق) و حتی خصوصی و نیمه‌خصوصی، شما یک مجرم هستید. این که یک مجرم تمام عیار هستید یا خرده‌پا، بستگی به اداره‌ای دارد که می‌روید و بستگی به خواسته‌ای دارد که دارید. اما در اصل مجرم بودنتان شک نکنید. هم مجرمید و هم موجودی مزاحم که یا خلوت شاعرانه کارمندی را آشفته‌ کرده‌اید یا مزاحم مناظره کارشناسانه چند کارمند در فردای روز بازی پرسپولیس و استقلال شده‌اید...
توهم دانستن
28 آبان 1397
امروز بسیاری از مردم ایران صاحب یک گوشی هوشمند هستند که به اینترنت متصل می‌شود و به همین واسطه، در یک یا چند شبکه اجتماعی و پیام‌رسان عضو شده‌اند.. روزانه مطالب زیادی از این طریق به آن‌ها می‌رسد که بخش مهمی از این مطالب، اخبار منفی یا افشاگری‌هایی در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و … است. به یقین می‌توان گفت، بخش قابل‌توجهی از خوراک مجازی که دریافت می‌کنیم، شایعه، دروغ، جعل و تهمت هستند. این‌که دیگران از پشت این گوشی به اخبار و اطلاعات دسترسی دارند و در مورد همه مسائل کائنات نظر می‌دهند، این توهم را در ما ایجاد کرده که ما هم باید در مورد هر چیزی نظر بدهیم و هر نظری را نیز بپذیریم.
شما بگویید با «وای‌فای ۶» راحت‌تر هستید یا «وای‌فای 802.11ax»؟ «وای‌فای ۶» مهم‌ترین خبر دنیای شبکه در ماه گذشته بود. موسسه Wi-Fi Alliance که مسئولیت اصلی توسعه و استانداردسازی ارتباطات بی‌سیم وای‌فای و از جمله پروتکل‌های سری 802.11 را بر عهده دارد، اعلام کرد استاندارد 802.11ax به «وای‌فای ۶» تغییر نام یافته است.
در آستانه بیست‌ویک‌سالگی، شبکه از چندسو مورد هجوم قرار گرفته است. در این بیست سال، شبکه کم بحران به خود ندیده است. بحران‌هایی که هر یک به تنهایی می توانستند بنگاه فرهنگی کوچکی را به نابودی بکشانند. هر چه بود اما، نهالی که در بیست سال قبل کاشتیم، به کمک طیف وسیعی از دوستان و همکاران، و البته با استقبال و کمک مخاطبان، بیست‌سالگی را نیز تجربه کرد. رسیدن به بیست‌سالگی را می‌توانیم به نفع خود تفسیر کنیم و چنین فرض کنیم که حداقلی از رضایت از جانب مخاطبان و شرکت‌ها وجود داشته است.
اتحاد کاربران برای ساختن یک اینستاگرام پاک
15 آبان 1397
بارها با خودم فکر کرده‌ام که چرا صفحه‌ اینستاگرام من نسبت به صفحات مشابه، لایک‌ها، کامنت‌ها و بازدیدهای کمتری دارد. من و امثال من تلاش می‌کنیم پست‌های خالص و بی‌آگهی روی اینستاگرام بگذاریم و در شگفتم که چرا مطالب مبتذل صفحاتی که بنیانشان بر تجارت لایک و کامنت و تعداد بازدیدهای ویدیوهایش گذاشته شده دست‌به‌دست می‌چرخند و در همه جا حتی در صفحه پیشنهادهای اینستاگرام هم می‌آیند. این موضوع معمایی است حل نشده برای من که چطور می‌شود از یک سو، دم از اخلاق بزنیم و خودمان را قوم برتر بدانیم و از سوی دیگر کلیپ‌ها و مطالب بی‌ارزش را ببینیم و لایک کنیم و بازنشر کنیم.
کافی است کمی در گوگل جست‌وجو کنید تا انبوهی از جملات الهام‌بخش درباره موفقیت در کارآفرینی پیدا کنید؛ عباراتی چون ادامه راه در هر شرایطی و این‌که هرکسی که باشید می‌توانید کسب‌وکار خود را راه بیندازید و... . کما‌این‌که دستیابی به این موفقیت با استمرار امکان پذیر است اما آیا همه باید بخواهند که چنین کاری کنند؟ حقیقت این است که جو غالب و همین جملات، ممکن است بسیاری را به ‌اشتباه بیندازد و به‌جای اغنای درونی و خشنودی، به ناامیدی و یاس از خود برساند. هدف من از نگاشتن یادداشت، این بود که چکیده‌ای از تجربه‌های شخصی خود را در زمینه تاسیس کسب‌وکار و همچنین استارت‌آپ به رشته تحریر درآورم تا شاید نقشی در به ثمر رسیدن یک رویا داشته باشم.

صفحه‌ها

اشتراک در دیدگاه و یاداشت