خاطرات با کیفیت یک دوران سپری‌شده
ساعت صفر؛ بررسی بازی Resident Evil HD Remastered
مجموعه «رزیدنت اویل» با گذشت دو دهه هنوز هم یکی از پرطرفدارترین و محبوب‌ترین بازی‌هاست و بارها استانداردهای صنعت بازی‌سازی را تغییر داده است. قسمت اول رزیدنت اویل در سال ۱۹۹۶ برای پلی‌استیشن منتشر شد و توانست با قدرت کنسول سونی در خلق صحنه‌های از پیش‌رندر شده و استعداد و خلاقیت «شینجی میکامی» (Shinji Mikami) به موفقیت بزرگی دست پیدا کند و علاوه بر ادامه‌ این مجموعه، بر روند ساخت یک نسل از بازی‌های دیگر هم تأثیر بگذارد. گیم‌پلی بی‌نظیر بازی با ترکیب معماهایی که از سبک ماجرایی آمده بودند و خلق شخصیت‌های جذاب و به‌یادماندنی از یک طرف و جو ترسناک و مرموز بازی از طرف دیگر ستون‌های سبک «وحشت بقا» (Survival horror) را بنا نهادند که تا امروز هنوز پابرجا مانده‌اند.

پیش از آن‌که کپکام تصمیم بگیرد مقدمه‌ای را برای قسمت اول بازی بسازد، قسمت‌های دوم و سوم بازی نیز منتشر شدند و «رزیدنت اویل- اسم رمز: ورونیکا» (Resident Evil – Code: Veronica) نیز در سال ۲۰۰۰ برای کنسول دریم‌کست به بازار آمد. هر کدام از بازی‌ها علاوه بر آنکه داستان و شخصیت‌های دنیای رزیدنت اویل را گسترش می‌دادند با بهبود در بخش‌های گرافیک و مکانیک‌های گیم‌پلی هم همراه شدند تا آنکه کپکام با شعار بازگشت به ریشه‌ها، «رزیدنت‌اویل‌صفر» را معرفی کرد تا اتفاقات قبل از آغاز قسمت نخست را روایت ‌کند. بهبود چشم‌گیر گرافیک و صحنه‌های از پیش‌رندر شده که ارمغان قدرت کنسول گیم‌کیوب بودند تنها تغییرات بازی نبودند و سازندگان مکانیک جدید همکاری همزمان دو شخصیت و حذف صندوق‌های ذخیره آیتم‌ها را معرفی کردند. حالا دیگر مجبور بودید برای باز شدن جای بیشتر در کوله‌پشتی، آیتم‌های‌تان را رها کنید و مدیریت بیشتری برای همراه داشتن‌شان به‌ کار بگیرید. رزیدنت‌اویل‌صفر آخرین قسمت از این مجموعه پیش از قسمت چهارم بازی بود که از شخصیت‌های سه‌بعدی در صحنه‌های از پیش‌رندر شده و زاویه ثابت دوربین استفاده می‌کرد و به گیم‌پلی کلاسیک رزیدنت اویل وفادار بود؛ اما باید سال‌ها می‌گذشت تا کپکام با بازسازی باکیفیت و HD این بازی برای نسل هشتم، یک‌بار دیگر ارزش‌های رزیدنت‌اویل‌صفر را که پیش از این در سال 2002 منتشر شده بود به مخاطبان قدیمی و جدید یادآوری کند.

ریشه‌ها
در جولای 1998 موجودات کوچکی که شبیه زالوهای جهش یافته هستند، در بین راه به قطاری از شرکت آمبرلا (Umbrella) حمله می‌کنند. دو ساعت بعد تیم «براوو» از گروه پلیس «استارز» به کوهستان آرکلی در خارج از راکون‌سیتی فرستاده می‌شوند تا مجموعه‌ای از اتفاق‌های مشکوک را بررسی کنند. «ربکا چمبرز» (Rebecca Chambers) یکی از افسرهای تازه‌کار گروه است که در امداد و نجات تخصص دارد. چیزی به رسیدن به منطقه‌ مورد‌نظر نمانده است که بال‌گرد گروه دچار حادثه می‌شود و در جنگل اطراف کوهستان آرکلی سقوط می‌کند. گروه در جست‌وجوی خود در منطقه، یک ماشین واژگون‌شده حمل زندانیان را پیدا می‌کنند که هر دو افسر پلیس آن کشته شده‌اند و زندانی‌ای به‌نام «بیلی کوئن» (Billy Coen) گریخته است. گروه براوو بعد از این تقسیم می‌شوند تا منطقه اطراف را برای پیدا کردن زندانی و هم‌چنین ادامه‌ مأموریت خود جست‌وجو کنند. در این میان ربکا قطار متوقف‌شده آمبرلا را پیدا می‌کند و برای بررسی اوضاع، وارد آن می‌شود. دیری نمی‌گذرد که مسافران قطار که به دلیل نامعلومی تبدیل به زامبی شده‌اند، به ربکا حمله می‌کنند و وقتی او مشغول محافظت از خود است، قطار حرکت می‌کند و ربکا از بقیه گروه جدا می‌شود. ربکا که کاملاً غافلگیر شده و برای نخستین‌بار در چنین موقعیت‌ دشواری قرار گرفته است، با بیلی روبه‌رو می‌شود که او هم در قطار گرفتار شده است. کمی بعد یکی از افسران براوو با ربکا تماس می‌گیرد و دلیل دستگیری بیلی و حکم دادگاه‌اش را به اطلاع او می‌رساند. بیلی‌کوئن، نظامی سابق ارتش که به اتهام قتل ۲۳ نفر دستگیر شده بود، با توجه به شرایط موجود به ربکا پیشنهاد می‌‌دهد برای زنده‌ماندن با یک‌دیگر همکاری کنند. به این ترتیب ربکا تصمیم می‌گیرد محکومیت بیلی را کنار بگذارد و برخلاف میلش با او همراه شود. کمی بعد مشخص می‌شود که سربازان آمبرلا در قطار حضور دارند و با «آلبرت وسکر» و «ویلیام برکین»، دو نفر از مهم‌ترین شخصیت‌های تاریخ این مجموعه در تماس هستند. در ادامه تلاش ربکا و بیلی برای متوقف کردن قطار به مقصد ساختمان متروکه‌ای ختم می‌شود که در اختیار آمبرلا بوده است. 

  شکل 1- بعضی از دشمنان به‌سختی اجازه فرار به شما می‌دهند.

داستان در رزیدنت‌اویل‌صفر به‌عنوان یک پیش‌در‌آمد به‌خوبی پیش می‌رود و شخصیت‌های مهمی مانند آلبرت وسکر که بعدها نقش منفی اصلی مجموعه را بر‌عهده می‌گیرند، یکی از امتیازهای اصلی روایت در قصه هستند. فصل قطار و ضرب‌آهنگ بالای انتهای آن هم مخاطب را با داستان و فضاسازی درگیر می‌کند و آن‌ها را برای دانستن سرنوشت شخصیت‌ها و مشخص شدن هویت اصلی افرادی که در مقابل‌شان قرار گرفته‌اند تشویق می‌کند. به‌علاوه همان‌طور که در بازی پیشروی می‌کنید، از گذشته بیلی و دلیل دستگیری او هم باخبر می‌شوید و پیوند او با ربکا در فصل‌های پایانی محکم‌تر می‌شود. البته نباید انتظار داشته باشید که با شاهکاری مانند رزیدنت‌اویل۴ طرف باشید که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد و به‌تنهایی استاندارهای دو نسل بعد از خود را تغییر داد و تعریف تازه‌ای از اکشن، زاویه‌ دوربین و طراحی نقشه‌ها و مرحله‌ها ارائه داد. 
رزیدنت‌اویل‌صفر زمانی منتشر شد که مخاطبان سال‌ها با بازی‌های مختلفی در سبک وحشت بقا دست‌وپنجه نرم کرده‌ و سال گذشته‌اش یکی از بهترین بازی‌های تاریخ در سبک وحشت بقا با نام «سایلنت هیل2» (Silent Hill 2) را بر روی پلی‌استیشن۲ تجربه کرده بودند. به‌همین‌دلیل بسیاری از افراد معتقد بودند که بعد از «اسم رمز: ورونیکا»، مخاطبان دنبال روند تازه‌ای در این سبک هستند و از تکرار مکانیک‌های آشنای این مجموعه خسته شده‌اند. اما گویا حالا که بازار با انواع بازی‌های اکشن و تکراری پر شده است، مخاطبان قدیمی و حتی گیمرهای نسل جدید به دنبال تجربه‌ جدیدی هستند و به این ترتیب بعد از بازسازی HD  و با کیفیت قسمت اول، بازی‌کردن رزیدنت‌اویل‌صفر با گرافیک بالا و به‌روزشدن کنترل آن، حال‌و‌هوای بسیار لذت‌بخشی دارد.

اسم رمز: همکاری
کپکام از همان ابتدا نشان داده بود که علاقه فراوانی به روایت قصه از زاویه‌ها و شخصیت‌های مختلف دارد و حتی در قسمت دوم برای هر شخصیت یک دیسک جداگانه در نظر گرفته بود. اما مخاطبان در رزیدنت‌اویل‌صفر برای اولین بار با کنترل همزمان دو شخصیت رو‌به‌‌رو شدند که برای پیش‌روی در بازی و حل معماها به کمک هر دو احتیاج داشتند. اگرچه در بعضی از قسمت‌های بازی شخصیت‌ها از هم جدا می‌شوند؛ اما هر وقت بخواهید می‌توانید کنترل یکی از آن‌ها را برعهده بگیرید و برای شخصیت دوم دستورهای ساده‌ای مانند "توقف و حرکت" یا "شلیک و درگیر‌نشدن" را تعریف کنید. البته با آنالوگ سمت‌راست دسته نیز می‌توانید شخصیت دوم را حرکت دهید و او را در موقعیت مناسب قرار دهید. خوشبختانه هوش‌مصنوعی نفر دوم بسیار خوب است و کنترل هرکدام از آن‌ها را که برعهده بگیرید، نفر دوم شما را دنبال می‌کند و با توجه به اسلحه‌ای که برایش انتخاب کرده‌اید، اگر بخواهید، هم‌زمان با شما و بدون هیچ مشکلی، با دشمنان درگیر می‌شود. تا این‌جا مخاطبان جدید مشکلی برای برقراری ارتباط با مکانیک‌های گیم‌پلی ندارند و به‌سرعت به کنترل شخصیت‌ها عادت می‌کنند. اما طراحی کوله‌پشتی (Inventory) تنها اجازه‌ برداشتن تعداد محدودی از آیتم‌ها را به شما می‌دهد و این‌بار برخلاف قسمت‌های دیگر این مجموعه و حتی بازی‌های روز باید با استراتژی مناسبی در نقشه حرکت کنید و هر بار آیتم و اسلحه‌ مناسبی را همراه داشته باشید. به این ترتیب هروقت برای برداشتن یک آیتم حساس جا نداشتید باید دست به انتخاب بزنید و یک یا چند آیتم را رها کنید. البته سازندگان کاملاً به کمک‌تان می‌آیند تا دوباره بتوانید آیتم‌هایی را که رها کرده‌اید از نو بردارید.

  شکل 2- حضور همزمان دو شخصیت از ترس و اضطراب بازی کاسته است. 

وقتی آیتمی را رها می‌کنید، تصویر و محل آن روی نقشه‌ محیط باقی می‌ماند و با مرور نقشه می‌توانید دوباره سراغ آن بروید. راه دیگر هم این است که با دقت آیتم‌ها را بین شخصیت‌ها تقسیم کنید و با توانایی هر کدام آشنا شوید. ربکا یک جعبه‌ لوازم مخصوص همراه خود دارد که می‌تواند گیا‌هان رنگی معروف این مجموعه را با یکدیگر ترکیب کند. اما بیلی از قدرت بدنی و دفاعی بیشتری برخوردار است و علاوه بر همراه داشتن یک فندک، می‌تواند اشیای سنگین را هل بدهد. توجه به این قوانین ساده به شما کمک می‌کند تا برای هر مبارزه یا حل معماها بهترین تصمیم را بگیرید. البته وقتی به یکدیگر نزدیک باشید می‌توانید آیتم‌های‌تان را جا‌به‌جا کنید. نکته دیگری که باید به آن توجه کنید این است که بازی «چک‌پوینت» ندارد و اگر بمیرید، باید از آخرین باری که بازی را ذخیره کرده‌اید، داستان را ادامه دهید. مانند سال‌های دور، در اتاق‌های ذخیره هم یک ماشین تحریر وجود دارد که برای ذخیره‌کردن بازی به جوهر مخصوص آن که در قسمت‌های مختلف نقشه پراکنده شده‌اند، احتیاج دارید. معمولا در هر منطقه بیش از یک یا دو اتاق ذخیره وجود ندارد و تعداد بسته‌های جوهر هم محدود است. به این ترتیب باید حواس‌تان باشد که بازی را به‌موقع ذخیره کنید تا مجبور نشوید بخش زیادی از روند آن را برای رسیدن به نقطه‌ای که در آن شکست خورده‌اید، تکرار کنید. 
زامبی، زامبی!
با اینکه از ابتدای طراحی رزیدنت‌اویل‌صفر قرار بود مبارزه‌ها سخت‌تر باشند و هوش مصنوعی زامبی‌ها بهتر از قسمت‌های قبل باشد؛ اما با همان زامبی‌های کُند و دوست‌داشتنی قدیمی طرف هستید که اگر حواس‌تان به مهمات‌تان باشد، مشکلی برای از بین بردن‌شان نخواهید داشت. گرچه با پیشروی در بازی با غول‌آخرها و دشمنان متفاوتی روبه‌رو می‌شوید؛ اما معمولاً به استراتژی خاصی برای مقابله با آن‌ها نیازی ندارید. به علاوه بیشتر وقت‌ها مانند ابتدای بازی می‌توانید از دست دشمنان فرار کنید و مهمات و گیاهان دارویی را برای دشمنان سرسخت‌تر و موقعیت‌های حساس‌تر ذخیره کنید. کپکام در این بازسازی به‌جز به‌روزکردن کنترل شخصیت‌ها، تغییر دیگری در مکانیک مبارزه‌ها نداده است و مثل قبل باید برای نشانه‌گیری، ثابت بمانید و با توجه به زاویه‌ ثابت دوربین، خودتان جهت شلیک را تغییر دهید. اگر نفر دوم را هم به‌خوبی مجهز کرده باشید و به او اجازه‌ شلیک بدهید، مبارزه‌ها ساده‌تر خواهند بود؛ اما در عوض، مهمات بیشتری مصرف خواهید کرد. سازندگان هم مانند تمام قسمت‌های رزیدنت‌اویل مجموعه‌ کاملی از سلاح‌های مختلف را در اختیارتان می‌گذارند تا برای بخش اکشن، کمبودی نداشته باشید. اما محدودیت کوله‌پشتی باعث شده است نتوانید آن‌طور که دلتان می‌خواهد از سلاح‌ها لذت ببرید و تعداد زیادی از آن‌ها را هم‌زمان همراه داشته باشید. برای همین کسانی که به انبوه سلاح‌های سرد و گرم در بازی‌های جدید عادت کرده‌اند به حوصله و تحمل زیادی احتیاج دارند. 

  شکل 3- میان‌پرده‌های هم‌زمان (Real Time) بازی هم از نو بازسازی شده‌اند.

کسانی که اهل بازی‌های ماجرایی و قسمت‌های قدیمی رزیدنت اویل باشند به خوبی می‌‌دادند که باید بارها در نقشه به قسمت‌های مختلف آن سر بزنند. معمولاً اگر قسمتی از نقشه را پاکسازی کرده باشید دیگر دشمنان در آن منطقه از نو ظاهر نمی‌شوند و می‌توانید برای حل کردن معماها به سرعت در نقشه حرکت کنید. البته همواره موقعیت‌های حساسی وجود دارند که دشمنان با تعداد بیشتری در نقطه‌ای که قبلاً به آن سر زده‌اید، ظاهر می‌شوند و شما را غافلگیر می‌کنند. خوشبختانه تعادل خوبی بین اکشن و حل معماها برقرار شده است و همواره از پیدا کردن راه حل یا یافتن آیتم مناسب برای باز شدن بخش تازه‌ای از نقشه لذت می‌برید. از طرفی همکاری دونفره برای بعضی از معماها باعث شده است تا روند آشنای این مجموعه، شکل تازه‌ای به خود بگیرد و کاملا پویا و متنوع باشد. بعضی از آیتم‌ها هم نیاز به بررسی در کوله‌پشتی دارند تا از دلشان آیتم جدیدی به‌دست بیاید. گاهی هم باید در کوله‌پشتی دو آیتم را با یکدیگر ترکیب کنید تا راه حل یک معما یا یک ابزار دفاعی جدید را کشف کنید. 

خاطرات HD
کپکام مدتی است که بازی‌های قدیمی خود را با گرافیک بهتر برای رایانه‌های شخصی و کنسول‌های نسل هشتم آماده می‌کند و قطعاً رزیدنت‌اویل‌صفر پایان این راه نخواهد بود. اما بهتر بود به‌جز بهبود چشمگیر بافت‌ها و نورپردازی‌ها، با به‌روزشدن مکانیک‌های بازی نیز روبه‌رو می‌شدیم و حداقل نقاط قوت قسمت‌های جدید این مجموعه مانند کوله‌پشتی بی‌نظیر قسمت چهارم یا ترس و اضطراب نوین بازی‌های جدید سبک ترسناک هم در این بازسازی درنظر گرفته می‌شدند.
در برخورد با رزیدنت‌اویل‌صفر دو نگاه کاملاً متفاوت وجود دارد که کاملا بر امتیاز نهایی آن و برخورد مخاطبان و منتقدان تأثیرگذار است. اول این‌که آن را با نسل جدید بازی‌ها و طراحی متفاوتشان مقایسه کنیم و از ضعف مبارزه‌ها و سیستم کوله‌پشتی و برداشتن آیتم‌ها شکایت کنیم. اما نگاه دیگر آن است که بدانیم طراحی بازی و مکانیک‌های آن مربوط به چند نسل قبل است و از دوران اوج این سبک و به لطف بازسازی باکیفیت وHD ، دوباره در اختیارمان قرار گرفته است. به این ترتیب چندان نمی‌توان به ضعف‌های بازی خرده گرفت و از آن‌ها شکایت کرد. اما در پایان بد نیست به این خبر خوش هم اشاره کنیم که ساخت بازسازی «رزیدنت اویل2» هم تأیید شده است و این‌بار نه‌تنها با یک بازخوانی کامل طرف هستیم بلکه اگر گفته‌های سازندگان درست باشد، مانند «فاینال فانتزی7» (Final Fantasy VII) همه‌چیز از نو ساخته خواهد شد. اما تمام این بازسازی‌ها و منتشرکردن نسخه‌های باکیفیت بازی‌های قدیمی نشان می‌دهد که سازندگان و تهیه‌کنندگان دیگر تمایلی به ریسک‌کردن و طراحی یک مجموعه‌ کاملاً جدید ندارند و همچنان سراغ الگویی‌هایی می‌روند که امتحان‌شان را از قبل پس داده‌اند. ظاهراً نسل هشتم کنسول‌های بازی تنها سخت‌افزار قدرت‌مندی را در اختیار سازندگان گذاشته‌اند تا همان ایده‌های گذشته را با گرافیک بالاتر به کار بگیرند. برای همین بازی‌کردن رزیدنت‌اویل‌صفر از این جهت اهمیت دارد که یادآور دورانی است که محدودیت‌های سخت‌افزاری تنها مانع از جلوه‌های بصری خیره‌کننده می‌شدند و خلاقیت سازندگان تنها به طراحی بافت‌های تخریب‌پذیر و ساختن نقشه‌های بزرگ محدود نمی‌شد.

شاید به این مقالات هم علاقمند باشید:

شبح سرعت؛ بازگشت ناامیدکننده‌ یک مجموعه دوست‌داشتنی

دنیای بزرگ بازی‌های کوچک: معرفی بازی‌های کوچک برای موبایل

یک نگاه، چند بازی: معرفی بازی‌های جدید پی‌سی و کنسول

ده روش بهبود زندگی واقعی با بازی‌های ویدیویی

اگر دوست دارید بهتر مسئله حل کنید؛ پای این 6 بازی بنشینید!

رنگین‌کمان‌کم‌رنگ؛ رینبوسیکس با تغییرهای فراوان برگشته است

آیا بازی‌های ویدیویی اکشن، ذهن را فعال‌تر می‌کنند؟

مصرف آدرال و آمفتامین ها چه بلایی بر سر بازیکنان بازی های ویدئویی می آورد؟

بازی‌های رایگان سودآور

برچسب: