سرمقاله شماره 179 ماهنامه شبکه
فهرست‌هایی‌ که تهیه نخواهم کرد
بیاییم در انتهای این سال پیچ‌درپیچ، کارهای بزرگ و بزرگ‌ترین‌ها را رها کنیم. چسبیدن به صفت‌های «تر» و «ترین»، متاسفانه یکی از سوغات‌های نه‌چندان سودمند دنیای جدید برای ما بوده است. شاید این دنیای مدرن برای رسیدن به خواسته‌هایش نیاز داشت به نوعی انسان‌ها را در بالاترین نقطه برانگیزاند و برای این کار، ایجاد رقابت بین افراد مختلف جامعه یکی از دم‌دست‌ترین و در عین حال کارسازترینِ راه‌ها بوده است، اما در عمل آنچه که اتفاق افتاد، مسابقه سرسام‌آور پیشی گرفتن از دیگری بود؛ مسابقه‌ای که خط پایان یا نوار رنگی در انتها نخواهد داشت که به ما بگوید کافی است، مسابقه، دست‌کم برای مدتی به پایان رسیده و حالا می‌توان به چیزهای دیگر هم فکر کرد.

هر که با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام‌ترین خواب جهان خواهد بود

«سهراب سپهری»

برای سال آینده هیچ فهرست تازه‌ای از اهدافم تهیه نخواهم کرد. در آستانه سال نو، به مانند سال‌های قبل، دفترچه یادداشت‌ یا تبلتم را پرنخواهم کرد از انواع هدف‌ها و کارهای مهمی که در سال جدید قرار است انجامشان بدهم؛ طرح‌ها و برنامه‌هایی که برای توسعه بخش‌های مختلف زندگی در سر دارم. سرم، دفترچه‌هایم و فایل‌هایم پُرند از انواع طرح‌های بزرگ، که هر کدام به دلیلی به سرانجام نرسیده‌اند یا به آن نتیجه مطلوبی که در نظر داشته‌ام نرسیده‌ام.
در عوض تلاش خواهم کرد که از کوچک‌ترین گام‌ها آغاز کنم. همان‌طور که زندگیم از طرح‌های بزرگ و پراکنده انباشته شده است، طرح‌های کوچک و به‌ظاهر کم‌اهمیت بسیاری نیز در آن یافت می‌شوند. تلاش خواهم کرد که از یاد نبرم که تمام کارهای بزرگ هم با کوچک‌ترین گام‌ها آغاز شده‌اند. 
اما بیاییم در انتهای این سال پیچ‌درپیچ، کارهای بزرگ و بزرگ‌ترین‌ها را رها کنیم. چسبیدن به صفت‌های «تر» و «ترین»، متاسفانه یکی از سوغات‌های نه‌چندان سودمند دنیای جدید برای ما بوده است. شاید این دنیای مدرن برای رسیدن به خواسته‌هایش نیاز داشت به نوعی انسان‌ها را در بالاترین نقطه برانگیزاند و برای این کار، ایجاد رقابت بین افراد مختلف جامعه یکی از دم‌دست‌ترین و در عین حال کارسازترینِ راه‌ها بوده است، اما در عمل آنچه که اتفاق افتاد، مسابقه سرسام‌آور پیشی گرفتن از دیگری بود؛ مسابقه‌ای که خط پایان یا نوار رنگی در انتها نخواهد داشت که به ما بگوید کافی است، مسابقه، دست‌کم برای مدتی به پایان رسیده و حالا می‌توان به چیزهای دیگر هم فکر کرد.
فرصت تعطیلات طولانی نوروزی، اغلب از این نظر برایم جالب بوده است که در زمان دوهفته‌ای میان سنگینی بار بردوش آورده سال گذشته و فشارهای سالِ در آستانه ایستاده، کمی اندیشه کنیم به آنچه انجام داده‌ایم و آنچه که تصمیم به انجام آن در سال آینده داریم. آیا به این همه فشار آوردن به خود تا پیروزی در مسابقه‌ای که در اساس ربطی به من نداشته، نیازی حتمی داشته‌ایم؟ آیا بهتر نیست که به جای این همه فشار به خود برای چندمتری جلوتر رفتن در این مسابقه بی‌رحم، کمی به عقب نگاه کنیم و ببینیم اساسا من برای چه می‌دَوَم؟ احتمالا بسیاری از خوانندگان این مطلب می‌دانند که منظور من دست کشیدن از کار و تلاش معمول ما انسان‌ها نیست. حتی با سخت کار کردن هم مخالفتی ندارم. مشکل من آنجا است که صرفا چون جامعه یا محیط، فلان نوع از رفتار را می‌پسندد، من نیز هدف نهایی همه کارهایم رسیدن به چنین رضایتی از سوی دیگران باشد. به عبارتی، در حالی که براساس آموزه‌های دنیای مدرن به دنبال شکوفایی استعدادها و توانایی‌های شخصی خود هستم، در عین حال، در پس ذهنم، سخت به این نکته باور دارم که من تنها هنگامی که دیگران از من تعریف و تمجید کنند، ارزشی دارم. رسیدن به چنین نقطه‌ای، متأسفانه یعنی نفی خود و گذشتن از شخصیت منحصر به فرد خود. این‌جا است که بیماری‌های روانی یکی یکی خود را به رخ می‌کشند چرا که این بیماری‌ها، تنها در خاک افکار و باورهایی مانند تاییدطلبی و کمال‌پرستی رشد می‌کنند و به تدریج بر همه جنبه‌های شخصیت ما چیره می‌شوند.
بنابراین، از خوانندگان مجله و این مطلب دعوت می‌کنم که بیایند و با صرف کم‌ترین هزینه و وقت، نوروز متفاوتی را برای خود رقم بزنند. مثلا طرح و پاسخ دادن به این پرسش ساده که کدام‌یک از کارهایی که من در فرصت دو‌هفته‌ای تعطیلات انجام می‌دهم، نیاز یا خواسته‌ای اصیل در من است، یا این‌ها، در واقع بازتاب خواسته‌های دیگران است که من جرئت و توان ایستادگی در مقابل آن را ندارم؛ اما در عین حال می‌دانم که برآورده کردن خواسته‌های تحمیلی دیگران، آن هم به صورت مداوم ما را فرسوده خواهد کرد. پس راه حل در چیست؟ شاید جواب درست این باشد: دوستی با مرغان هوا! 
مرغان هوا، کسانی هستند که توانایی آن را دارند که ما را با جنبه‌های پنهان وجودمان آشنا کنند. جنبه‌هایی که ما معمولا وجود آن‌ها را انکار می‌کنیم و یا با انجام چند خطای ساده ذهنی، از کنار آن‌ها می‌گذریم. خوشبختانه در این زمینه آثار مکتوب فراوانی، آن هم به زبان فارسی وجود دارد که می‌توانید از آن‌ها استفاده کنید. دکتر دیوید برنز، کتاب کلاسیکی دارد که در برگردان فارسی، «از حال بد به حال خوب» نام گذاری شده است. کتابی که هم در سراسر جهان و هم ایران به خوبی شناخته شده است و چاپ سی‌وپنجم آن در ایران نشان از موثر بودن روش‌های این اندیشمند در مورد مقابله با اضطراب و افسردگی، بدون استفاده از هیچ‌گونه دارویی دارد. روش‌هایی مبتنی بر یافتن خطاهای ذهنی و راه‌های رهایی از آن‌ها. خوشبختانه کتاب به گونه‌ای کاربردی تدوین شده است و خوانندگان علاوه بر انجام آزمون‌ها، می‌توانند به بررسی خطاهای مهم شناختی و ذهنی خود بپردازند.

سالی دیگر ...
خوشحالیم و به خود می‌بالیم که یک سال دیگر را با اهالی شبکه پشت سرگذاشتیم و شبکه با تازه‌ترین شماره خود، به رسم چندین ساله، با انبوهی از مطالب کاربردی به استقبال نوروز رفته است. خوشحالم که یک سال دیگر در کنار دوستانی بوده‌ام که نه تنها دوازده شماره معمول شبکه را منتشر کرده‌اند، بلکه در یک سال اخیر، هزاران خبر، گزارش و مقاله اختصاصی را نیز برای سایت ماهنامه و هم‌چنین شبکه‌های اجتماعی مرتبط با آن آماده و منتشر کرده‌اند. دوستانی که در بخش مختلف سایت و مجله، چه اجرایی و چه تحریریه، سرمایه‌های واقعی آن به حساب می‌آیند.
و سرانجام این که، تا با شما دوست هستیم، خواب‌مان آرام‌ترین خواب جهان خواهد بود. نوروز بر شما مبارک باد، مرغان هوا!

برچسب: