هرمز پوررستمی

چرا هوش و مهارت، برای داشتن یک شغل کافی نیستند؟
13 ارديبهشت 1397
اغلب ما سریال‌ها و فیلم‌های مربوط به نخبه‌ها و یا هکرهای منزوی را دیده‌ایم؛ افراد جوانی که مهارت‌هایی فوق‌العاده در زمینه‌های فنی و به ویژه کامپ‍یوتر و اینترنت دارند، عملیاتی انجام می‌دهند که تیم‌های متخصص از عهده خنثی کردن آن ها برنمی‌آیند، اما همین نخبه‌ها، از برقراری ساده‌ترین روابط انسانی عاجز هستند. شخصیت‌هایی که می‌توانند به دلیل هوش سرشار خود، ده‌ها و صدها حرکت بعدی یک سیستم کامپیوتری را محاسبه کنند، اما از محاسبه چند حرکت ساده انسان‌ها در یک رابط احساسی- عاطفی ناتوان هستند.
دانشگاهی که شهریه بسیار گزافی دارد
22 اسفند 1396
در یادداشت شماره قبل به این موضوع اشاره کردم که بسیاری از نخبگان حوزه‌های فناوری و منجمله فناوری اطلاعات، علی‌رغم این که در کار خود از دانش و مهارت کافی و حتی بسیار بالا برخوردار هستند، اما در ارتباطات بین‌فردی و اجتماعی، از مهارت لازم و کافی برای تعامل با دیگران برخوردار نیستند و همین عامل باعث می‌شود که گاه شغل‌هایی را که به زحمت به دست آورده‌اند، در یک لحظه فوران خشم از دست بدهند. به عنوان یک توصیه به این دسته از متخصصان پیشنهاد کردم که در حد 8 واحد درسی، در مورد انسان، جامعه و مشکلاتی که می تواند در روابط فردی و اجتماعی به وجود بیایند، مطالعه کنند. در این بحث علاوه بر پی‌گیری آن موضوع، می خواهم در ادامه پیشنهاد قبلی، به این نکته هم اشاره کنم که مسئولان آموزش و پرورش و همچنین آموزش عالی نیز می‌توانند در این مورد نقش سازنده‌ای داشته باشند.
سوال مهم این است: آیا نمی‌توان راهی یافت که هم پیشرفت کرد و هم این پیشرفت بر شانه‌های عده‌ای از مردم سنگینی نکند؟ فناوری اطلاعات از پیش به ما وعده داده بود که چرا، چنین چیزی ممکن است. از طریق توزیع عادلانه دانش و به طبع آن توزیع عادلانه قدرت و ثروت، می‌توان چنین راهی را یافت. قرار بود که با جابجایی در منابع قدرت و ثروت، قشرهای فرودست جامعه هم این امکان را بیابند که نه تنها نیازهای خود را برآورده کنند، بلکه آن‌ها نیز از این طریق در تولید، توزیع و مصرف منابع قدرت، ثروت و اعتبار اجتماعی مشارکت کنند.
به نظر نمی‌رسد که اهمیت رشته یا رشته‌های دانش کامپیوتر در سطح جهانی و در زندگی امروزه بر کسی پوشیده باشد. دانشی که اکتساب سطحی از آن برای هر کس در هر جایگاه و پایگاه اجتماعی، ضروری است و نداشتن آن به منزله بی‌سوادی در قرن بیست‌ویکم است. هدف از راه‌اندازی این بخش در مجله و ارایه این سلسله مقالات، نگاهی پژوهشی به موضوع مهم انتقال دانش به کشور است.
اعتراف می‌کنم برای من سال‌ها، موضوعاتی مانند آسیب لایه اوزون، گرمایش زمین، تولید گازهای گلخانه‌ای و آب شدن یخ های قطبی، پدیده‌هایی خیلی دور، خیلی انتزاعی و حتی کمی گرفتن ژست روشنفکرانه به نظر می‌رسید. شبیه پدیده‌هایی چون خشک شدن چاه‌های نفت در سی-چهل سال آینده. وقتی سی سال پیش می‌شنیدم که طی سه یا چهار دهه آینده نفت تمام می‌شود، اولا پیش خود فکر می‌کردم سرانجام، مردمان بسیاری از کشورهای نفت‌خیز از شر دردسرهای نفت راحت می‌شوند؛ ثانیاً، به احتمال زیاد تا چهل سال آینده بشر و نیز کشور ما فکری به حال نداشتن نفت و حتی درآمد خود خواهد کرد..
اینترنت اشیا و محاسبات عاطفی
04 شهريور 1396
اینترنت اشیا، سهل است و ممتنع. سهل است، چرا که امروزه اغلب فناوری‌ها، معماری‌ها و استانداردهای آن وجود دارد، دولت‌ها و شرکت‌های بزرگی روی آن سرمایه‌گذاری کرده و تمایل دارند که کاربران را به سمت آن سوق دهند و، مهم‌تر از همه این که، گویا کاربران هم دوست دارند به این سمت سوق داده شوند.
اگرچه آلوین تافلر، حدود یک سال پیش، در شامگاه روز 27 ژوئن 2016، در خانه‌اش در لس‌آنجلس از خوابی کوتاه به خوابی ابدی رفت، اما آنقدر زنده ماند که وقوع بسیاری از پیشگویی‌ها و پیش‌بینی‌های خود را که چند دهه پیشتر انجام داده بود به چشم ببیند. به‌طور حتم بسیاری از جامعه‌شناسان و متفکران حوزه دانشگاهی، در تحلیل و پیشگویی آینده، و وضعیتی که جامعه انسانی با آن روبرو خواهد شد، نظریاتی دقیق‌تر و مستندتر از تافلر ارایه داده‌اند؛ اما هیچ کدام به اندازه او مورد توجه عموم مردم، رسانه‌ها و حتی همکاران خود قرار نگرفته‌اند.
موج فراصنعتی چه کسانی را خواهد برد
30 ارديبهشت 1396
شاید در هیچ یک از دوره‌های تاریخ بشری، به تعارضاتی اینچنین عمیق بر بستری اینچنین جذاب برنخورده‌ایم: از یک سو صف اختراعات و اکتشافات علمی و صنعتی برای ثبت در تاریخ پایانی ندارد؛ روزی نیست که از اختراع ابزاری تازه‌ای و یا کشف ماده‌ای جدید و یا ابداع شیوه‌ای نو برای راحتی زندگی و یا سلامتی انسان خبری به گوشمان نخورد. روزی به شب نمی‌رسد که دارویی تازه برای مقابله با بیماری‌ای کهنه ساخته نشود. هوش مصنوعی و یادگیری عمیق یکی پس از دیگری عرصه‌ها را در می‌نوردند و اثر عمیق خود را در هر کنار و گوشه زندگی ما بر جا می‌گذارند. غول‌های ارتباطات هر نقطه‌ای از زمین را به هر نقطه دیگری می‌دوزند و اینترنت اشیا هر چیز را به هر چیز پیوند می‌دهد؛ خودران‌ها راننده‌ها را از پشت فرمان‌ها پیاده می‌کنند و به انتهای صف طولانی بیکاران می‌رانند و در عین حال اتومبیل‌ها، از کف خیابان‌ها به هوا می‌روند...
۶ چالشی که نشان می‌دهد شما بسیار باهوش هستید
23 اسفند 1395
اغلب مردم گمان می‌کنند که آدم‌های بسیار باهوش، ابرانسان‌هایی هستند که اسیر موضوعات پیش‌پاافتاده زندگی نیستند، چرا که مغز آن‌ها در همه شرایط زندگی به یاری آن ها می‌آید. اما، واقعیت چیز دیگری است، تفاوتی نمی‌کند که یک نفر چقدر باهوش است، مهم این است که آخر کار، او هم فقط یک انسان است.

صفحه‌ها

اشتراک در هرمز پوررستمی