هرمز پوررستمی

ما توبه شکستیم و ببستیم دو صد بار
24 شهريور 1397
ما نوشتیم... 200 شماره ما نوشتیم. از شبکه، از کامپیوتر، از اینترنت، از دیتا، از نرم‌افزار، از شرکت‌ها، از کارآفرینان، از موفقیت، از شکست، از شغل، از امنیت، از جامعه و از انسان نوشتیم. از چیزی نوشتیم که برای نوشتنش آمده بودیم: از انسان ایستاده در دل تندباد فناوری. 200 شماره نوشتیم؛ کلمه به کلمه، سطر به سر، صفحه به صفحه نوشتیم تا بگوییم آی آدم‌ها، دنیا را سیاست دگر آمده است، قواعد دنیای قدیم دیگر به کار نمی‌آید. قواعد جدید را اما، خودمان هم به درستی نمی‌دانستیم. می‌نوشتیم تا یاد بگیریم؛ تا کنکاش کنیم؛ تا چشمان‌مان کمی بهتر ببیند و گوش‌هامان، آواز دنیای جدید را کمی واضح‌تر بشنود؛ و سپس از دیده‌ها و شنیده‌ها می‌نوشتیم.
در دو شماره گذشته در این صفحه به دنبال توضیح رابطه خشم و نگهداری یک شغل بودم و اشاره کردم که عدم بروز صحیح این احساس، نه تنها باعث از دست دادن شغل و آسیب دیدن اعتبار اجتماعی ما می‌شود بلکه خطرات جسمانی و روانی متعددی را نیز متوجه ما می‌کند. در ادامه به روش‌‌های درست و نادرست برخورد با این پدپده اشاره کردم و گفتم که مناسب‌ترین راه، اداره و مدیریت خشم است و از میان روش‌هایی که به ما کمک می‌کند تا بتوانیم احساس خشم و رفتار عصبانیت را تا حدود بسیار زیادی اداره کنیم، به روش تن‌آرامی یا ریلکسیشن اشاره مفصل‌تری کردم.
چرا خشم و عصبانیت برای بر باد دادن یک شغل کافی هستند؟
28 خرداد 1397
چرا خشم و عصبانیت براى بر باد دادن یک شغل کافى هستند؟ برای این که خشم و به دنبال آن عصبانیت همه چیزهایی را که برای بر باد دادن یک شغل کافی است را در خود یک جا جمع کرده‌اند.
چرا هوش و مهارت، برای داشتن یک شغل کافی نیستند؟
13 ارديبهشت 1397
اغلب ما سریال‌ها و فیلم‌های مربوط به نخبه‌ها و یا هکرهای منزوی را دیده‌ایم؛ افراد جوانی که مهارت‌هایی فوق‌العاده در زمینه‌های فنی و به ویژه کامپ‍یوتر و اینترنت دارند، عملیاتی انجام می‌دهند که تیم‌های متخصص از عهده خنثی کردن آن ها برنمی‌آیند، اما همین نخبه‌ها، از برقراری ساده‌ترین روابط انسانی عاجز هستند. شخصیت‌هایی که می‌توانند به دلیل هوش سرشار خود، ده‌ها و صدها حرکت بعدی یک سیستم کامپیوتری را محاسبه کنند، اما از محاسبه چند حرکت ساده انسان‌ها در یک رابط احساسی- عاطفی ناتوان هستند.
دانشگاهی که شهریه بسیار گزافی دارد
22 اسفند 1396
در یادداشت شماره قبل به این موضوع اشاره کردم که بسیاری از نخبگان حوزه‌های فناوری و منجمله فناوری اطلاعات، علی‌رغم این که در کار خود از دانش و مهارت کافی و حتی بسیار بالا برخوردار هستند، اما در ارتباطات بین‌فردی و اجتماعی، از مهارت لازم و کافی برای تعامل با دیگران برخوردار نیستند و همین عامل باعث می‌شود که گاه شغل‌هایی را که به زحمت به دست آورده‌اند، در یک لحظه فوران خشم از دست بدهند. به عنوان یک توصیه به این دسته از متخصصان پیشنهاد کردم که در حد 8 واحد درسی، در مورد انسان، جامعه و مشکلاتی که می تواند در روابط فردی و اجتماعی به وجود بیایند، مطالعه کنند. در این بحث علاوه بر پی‌گیری آن موضوع، می خواهم در ادامه پیشنهاد قبلی، به این نکته هم اشاره کنم که مسئولان آموزش و پرورش و همچنین آموزش عالی نیز می‌توانند در این مورد نقش سازنده‌ای داشته باشند.
سوال مهم این است: آیا نمی‌توان راهی یافت که هم پیشرفت کرد و هم این پیشرفت بر شانه‌های عده‌ای از مردم سنگینی نکند؟ فناوری اطلاعات از پیش به ما وعده داده بود که چرا، چنین چیزی ممکن است. از طریق توزیع عادلانه دانش و به طبع آن توزیع عادلانه قدرت و ثروت، می‌توان چنین راهی را یافت. قرار بود که با جابجایی در منابع قدرت و ثروت، قشرهای فرودست جامعه هم این امکان را بیابند که نه تنها نیازهای خود را برآورده کنند، بلکه آن‌ها نیز از این طریق در تولید، توزیع و مصرف منابع قدرت، ثروت و اعتبار اجتماعی مشارکت کنند.
به نظر نمی‌رسد که اهمیت رشته یا رشته‌های دانش کامپیوتر در سطح جهانی و در زندگی امروزه بر کسی پوشیده باشد. دانشی که اکتساب سطحی از آن برای هر کس در هر جایگاه و پایگاه اجتماعی، ضروری است و نداشتن آن به منزله بی‌سوادی در قرن بیست‌ویکم است. هدف از راه‌اندازی این بخش در مجله و ارایه این سلسله مقالات، نگاهی پژوهشی به موضوع مهم انتقال دانش به کشور است.
اعتراف می‌کنم برای من سال‌ها، موضوعاتی مانند آسیب لایه اوزون، گرمایش زمین، تولید گازهای گلخانه‌ای و آب شدن یخ های قطبی، پدیده‌هایی خیلی دور، خیلی انتزاعی و حتی کمی گرفتن ژست روشنفکرانه به نظر می‌رسید. شبیه پدیده‌هایی چون خشک شدن چاه‌های نفت در سی-چهل سال آینده. وقتی سی سال پیش می‌شنیدم که طی سه یا چهار دهه آینده نفت تمام می‌شود، اولا پیش خود فکر می‌کردم سرانجام، مردمان بسیاری از کشورهای نفت‌خیز از شر دردسرهای نفت راحت می‌شوند؛ ثانیاً، به احتمال زیاد تا چهل سال آینده بشر و نیز کشور ما فکری به حال نداشتن نفت و حتی درآمد خود خواهد کرد..
اینترنت اشیا و محاسبات عاطفی
04 شهريور 1396
اینترنت اشیا، سهل است و ممتنع. سهل است، چرا که امروزه اغلب فناوری‌ها، معماری‌ها و استانداردهای آن وجود دارد، دولت‌ها و شرکت‌های بزرگی روی آن سرمایه‌گذاری کرده و تمایل دارند که کاربران را به سمت آن سوق دهند و، مهم‌تر از همه این که، گویا کاربران هم دوست دارند به این سمت سوق داده شوند.

صفحه‌ها

اشتراک در هرمز پوررستمی