هرمز پوررستمی

فکر کردن یکی از موضوعاتی است که بیشترین سوءتفاهم و کج‌فهمی را در دنیای امروز به وجود آورده است. هدف من در این یادداشت آموزش شیوه‌های تفکر و حتی تفکر انتقادی نیست. بنا به قولی که داده بودم در شماره 212 مجله که مهارت‌های ده‌گانه غیرفنی مورد نیاز دنیای 2020 را به صورت کوتاه توضیح دهم (آیا دنیای 2020 جایی برای ما ذخیره خواهد کرد؟)، این یادداشت را به تفکر انتقادی اختصاص داده‌ام.
رازهایی که جادویی نیستند
01 فروردين 1398
بعد از سی و ‍چهار سال کار کردن در موقعیت‌های بسیار متفاوت، چیزهایی هست که در این مدت یافته‌ام. بعضی از آن‌ها توصیه‌هایی برای کل زندگی هستند و بعضی دیگر برای کار و شغل. برخی را آگاهانه آزموده‌ام و برخی دیگر بر سرم آمده و تبدیل به تجربه‌های قابل تعمیمی شده‌اند. بعضی را خوانده‌‌ یا شنیده‌ام، اما خود هم به کار گرفتم و از کارکرد آن‌ها مطمئن هستم. بعضی را پیش از این در مقاله‌ها و سرمقاله‌ها نوشته‌ام و بعضی را نه؛ اما به دلیل اهمیت‌شان از تکرارشان ترسی ندارم. این‌ها اصولی هستند که به درستی آن‌ها اعتقاد دارم. با این همه اگر کسی خلاف آن‌ها، دلیلی قانع‌کننده بیاورد از تغییرشان هم ابایی ندارم. گاه آرزو می‌کنم کاش سی سال پیش کسی این حرف‌ها را با من در میان گذاشته بود. برخی از این اصول را که بیشتر مرتبط با کار است اینجا مرور می‌کنم. از خواندن آن‌ها ضرر نخواهید کرد.
شهر در تسخیر ارواح
24 اسفند 1397
به نظر می‌رسد ارواحی که طی هزاره‌های گذشته دایم، در اطرف قبرستان‌ها پرسه می‌زدند و کودکان را می‌ترساندند، حالا به کمک فناوری‌های دیجیتال، «جانی» تازه یافته‌اند و سخت در تکاپو هستند. حالا بیاییم کمی صحنه را گسترش دهیم.
همه ما پدر و مادرهایی را دیده‌ایم که تلاش می‌کنند فرزندان خود را با انواع مهارت‌ها آشنا کنند تا بتوانند در دنیای آینده جایی برای خود بیابند. آن‌ها نه تنها برای تحصیلات کلاسیک فرزندان خود اهمیت زیادی قایل می‌شوند، بلکه اوقات فراغت آن‌ها را نیز با انواع کلاس‌ها برای یادگیری زبان‌های خارجی، دوره‌های موفقیت در کنکور و دوره‌های فنی برای اخذ مدارک مهم فنی پر می‌کنند. اگرچه شاید بعضی از این آموخته‌ها بتوانند در آینده فرزندانشان موثر واقع شوند، آن‌چه که کم‌تر به چشم می‌خورد، تلاش والدین و تا حد زیادی فرزندان آن‌ها برای فراگیری مهارت‌هایی است که صرفا از دانشکده‌ها و یا دوره‌های فنی به دست نمی‌آیند.
بیماری OCD یا اختلال وسواسی-جبری و OCPD یا اختلال شخصیت وسواسی –جبری، هر دو به وضعیتی اشاره دارند که شخص افکار و اعمالی را به صورت تکراری و اجباری به ذهن می‌آورد یا انجام می‌دهد که زندگی روزمره و کارآیی او را تحت تاثیر قرار می‌دهد. بی‌آنکه بخواهم درگیر تعریف‌های رسمی و مفاهیم تخصصی مربوط به این دو وضعیت و تفاوت‌های آن‌ها شوم تلاش می‌کنم با تاکید بر اختلال شخصیتی، این مفاهیم را توضیح دهم با امید به این که این مطلب کوتاه زمینه‌ای برای مطالعه بیشتر خوانندگان آن، به ویژه مدیران، کارآفرینان و مهندسان شود.
دکتر بابک زنده‌دل نوبری سال 1357 در تبریز متولد شد و پس از اخذ دیپلم در رشته ریاضی و فیزیک و کسب لیسانس در رشته «ریاضیات کاربردی در کامپیوتر» در دانشگاه صنعتی امیرکبیر، کارشناسی ارشد خود را در رشته «مدیریت فناوری اطلاعات» در دانشگاه علوم و تحقیقات پشت سر گذاشت. وی در نهایت مدرک دکترای «مدیریت در گرایش تحقیق در عملیات» را با رساله‌ای در زمینه ارزیابی ریسک استقرار ERP از دانشگاه تهران اخذ کرد. او از سال 1382 در مجموعه‌های مختلف دانشگاهی و صنعتی (از جمله مدیریت فناوری اطلاعات در سه دانشکده دانشگاه تهران) به کسب تجارب فنی و مدیریتی مشغول بوده است. در بخش صنعتی نیز در کارخانه «آپاداناسرام» به‌عنوان مدیر منابع انسانی و مشاور سیستم‌ها و روش‌ها مشغول به کار بوده و مدتی نیز در دانشگاه خاتم (از زیرمجموعه‌های بانک پاسارگاد) به‌عنوان مدیر IT کار کرده است. وی در زمینه مشاوره هم با شرکت‌ها و سازمان‌های مختلفی در حوزه طراحی و بهبود فرایندها (همچون فرایندهای منابع انسانی) سابقه همکاری داشته است. در حال حاضر، دکتر بابک زنده‌دل نوبری مدیر کل دفتر برنامه‌ریزی و نظارت سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران است.
در حالی که دستش را دراز کرد بود که کاسه سوپ را بردارد، مادرش کاسه سوپ را از جلو دستانش برداشت و به برادر کوچک‌ترش داد. این رفتار مادر، چندان هم غیرمعمول نبود. از هر فرصتی استفاده می کرد تا او را تحقیر کند. پدرش اگرچه مانند مادر سعی در آزار او نداشت، اما هر از گاهی با ‌صدای بلند در خانه تکرار می‌کرد که بچه به ‌این زشتی تا حالا کسی ندیده. وضعیت در مدرسه‌ هم چندان بهتر نبود. علی رغم این که دانش‌آموز تیزهوشی بود اما معلمش، به دلیل مهاجر و اقلیت بودن او، از هیچ فرصتی برای این که ثابت کند که او هوش زیادی ندارد نمی‌گذشت. با این همه کوچه پس‌کوچه‌های بروکلین را با پاهای ورم‌کرده می‌گشت تا کتابخانه‌ای و کتابی تازه‌ای پیدا کند.
در بسیاری از ادارات ما، بنیادهای دولتی و نیمه‌دولتی (سابق) و حتی خصوصی و نیمه‌خصوصی، شما یک مجرم هستید. این که یک مجرم تمام عیار هستید یا خرده‌پا، بستگی به اداره‌ای دارد که می‌روید و بستگی به خواسته‌ای دارد که دارید. اما در اصل مجرم بودنتان شک نکنید. هم مجرمید و هم موجودی مزاحم که یا خلوت شاعرانه کارمندی را آشفته‌ کرده‌اید یا مزاحم مناظره کارشناسانه چند کارمند در فردای روز بازی پرسپولیس و استقلال شده‌اید...
در آستانه بیست‌ویک‌سالگی، شبکه از چندسو مورد هجوم قرار گرفته است. در این بیست سال، شبکه کم بحران به خود ندیده است. بحران‌هایی که هر یک به تنهایی می توانستند بنگاه فرهنگی کوچکی را به نابودی بکشانند. هر چه بود اما، نهالی که در بیست سال قبل کاشتیم، به کمک طیف وسیعی از دوستان و همکاران، و البته با استقبال و کمک مخاطبان، بیست‌سالگی را نیز تجربه کرد. رسیدن به بیست‌سالگی را می‌توانیم به نفع خود تفسیر کنیم و چنین فرض کنیم که حداقلی از رضایت از جانب مخاطبان و شرکت‌ها وجود داشته است.
در این‌که با وجود گرمای زیاد تابستان این دیار و کم‌آبی و انواع زیادها و کم‌های دیگر، فصلی سرد را در وادی کسب‌وکار در پیش خواهیم داشت، بر کسی پوشیده نیست. صنعت و تجارت کشور بعد از یک دوره تحریم‌های شدید، نوعی از ثبات را در چند سال گذشته تجربه کرد که نمی‌توان آن را رونق کامل اقتصادی و صنعتی دانست، اما به‌دلیل ثبات‌ نسبی قیمت‌ها و شرایط اقتصادی و امکان همکاری با تعدادی از بازیگران بین‌المللی عرصه‌های کسب‌وکار توانست نوعی از رشد را تجربه کند. اما با توجه به تحولات سیاسی به نظر می‌رسد که این دوره ثبات نسبی نیز به پایان خود نزدیک شده است.

صفحه‌ها

اشتراک در هرمز پوررستمی