اینکه فضای مجازی و ابزارهایش، از اینستاگرام و یوتیوب و آپارات گرفته تا انواع نرمافزارهای پیامرسان، میدانی وسیع برای ابراز نظر، بیان انتقادها و ارتباط بین مخالفان و موافقان یک دیدگاه ایجاد کرده بسیار قابلتأمل است. شما این امکان را دارید که بهعنوان ناظر بیطرف، دلایل این دو گروه و حتی کاربرانی را که با آنها موافق یا مخالف هستند، ببینید، بشنوید و بخوانید.
یک کارشناس، ایرادهای یکی از مقالههای منتشرشده در مجله جدید را یافته و درحالیکه این ایرادها را نکته به نکته روی مجله با خودکار علامت زده از آن عکس میگیرد و روی صفحه شخصیاش میگذارد و همه کاربران میبینند و نظر میدهند. یکی در مقابل دوربین میایستد و مجله جدید را در دست میگیرد، صفحه به صفحه انتقادهای خود را بیان میکند و ادعاهایش را از طریق IGTV اینستاگرام به مخاطب میرساند. شما این امکان را دارید که نهتنها به حرفهای او گوش دهید و آنچه میگوید را ببینید و بشنوید و قضاوت کنید، بلکه میتوانید همانجا نظریههای دیگران را درباره این ادعاها بخوانید، افرادی را که نظر میدهند، بشناسید، وارد صفحه شخصی آنها شوید، از اعتبارشان آگاه شوید و در مواردی، دریابید که چقدر حرفشان با عملشان یکی است. شاید صفحه آنها را دنبال کرده و حتی با یکدیگر گفتوگو کنید. فرد دیگری که سالها در زمینه ترویج علم تجربه دارد، به یکی از ستونهای مجله ایرادی وارد میکند و در صفحه شخصیاش انتقادهای خود را با دیگران به اشتراک میگذارد. یکی از اعضای گروه جدید، عکس همان ستون را روی صفحهاش میگذارد و از کاربران نظر میخواهد که آیا انتقادی به این ستون و نوشتههایش وارد است یا خیر؟
من بهشخصه گمان میکردم فضای مجازی ( اصطلاحی که خیلی نمیپسندم ولی مجبورم استفاده کنم ) دشمن شماره یک نشریههای کاغذی است. اما حالا میبینم همین فضای مجازی میتواند باعث جذابیت فضای کاغذی شده و آن را زندهتر و پویاتر از قبل کند. اینکه همه، از مخاطب عادی گرفته تا مدیران و کارکنان دفتر مجله و حتی آنهایی که در این دفتر کار میکردهاند نظریهها، انتقادها و دفاعهایشان را بیهیچ واسطه و ممیزی در معرض دید همگان قرار میدهند، برای ما فرصت بسیار مغتنمی است. هم مخاطبان و هم افرادی مثل من که مدتی است جرأت نوشتن به خود دادهایم همه میتوانیم از چنین بحثهایی بیاموزیم؛ اینکه چطور از صحت و اعتبار یک نوشته حتی یک ستون کوتاه مطمئن شویم؛ چطور مطالب معتبر تهیه کنیم و چطور پای حرفهای صحیحمان بایستیم و اگر اشتباهی کردیم عذرخواهی کنیم. خود من از این فضای انتقاد و پاسخ، چیزهای زیادی آموختم و واقعا از اینکه چنین فرصتی پیشآمده خوشحالم. مهمتر از همه اینکه در این فضا میتوانیم بیاموزیم چطور با هم گفتوگویی سالم داشته باشیم و بدون توهین و تهمت و افترا و بدون تعصب و عصبانیت، حق خود را بگیریم و البته بهحق دیگران تجاوز نکنیم. امکانی که شاید چند دهه قبل حتی در رؤیای ما هم نمیگنجید. حالا میتوانیم حتی به عمق شخصیت فردی و اجتماعی افراد هم پی ببریم بهشرط آنکه پیش از هر قضاوتی، آداب استفاده از این ابزارها را آموخته باشیم.
مدتی قبل در پی تغییرات مدیریتی، یکی از نشریههای محبوب علمی کشور دستخوش تغییراتی شد. اعضای تحریریه جای خود را به گروه جدیدی دادند و برای همیشه با مجله خداحافظی کردند. اما این پایان ماجرا نبود. برخی از اعضای گروه قدیم در اعتراض به این جابجاییها، در فضای مجازی دست بهکار شدند و سعی کردند ثابت کنند بر آنها جفا شده و حاصل تلاشهای چندین سالهشان در حال نابودی است. از سوی دیگر هم اعضای گروه جدید نسبت به این اظهارنظرها و انتقادها واکنش نشان میدادند. فارغ از اینکه حق با کدامیک از این دو طرف بوده، آنچه برای من بسیار جالب است و قصد دارم در این نوشته کمی به آن بپردازم، نقش حیرتانگیز فضای مجازی در این ماجراست.
برچسب:
به اشتراک گذاری مطلب:


























نظر شما چیست؟