شبکیه
ما و ابزارهای ما
در سال 2014 تحقیقی روی دو هزار کاربر تلفن هوشمند در انگلستان صورت گرفت و نشان داد هر کاربر متوسط در هر هفته 1500 بار به تلفن هوشمند خود نگاه می‌کند؛ یعنی، 221 بار در روز و به بیان بهتر هر سه، چهار دقیقه یک بار.

 درگیر شدن مردم با تلفن‌های هوشمند بیش از پیش به دلیل درگیر شدن آن‌ها با شبکه‌های اجتماعی است. خیلی‌ها از امکانات تلفن هوشمند خود استفاده می‌کنند تنها برای این‌که چیزی را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارند. به‌عنوان مثال، شاید امروزه بیش‌ترین استفاده از دوربین تلفن هوشمند به این دلیل باشد که عکسی یا فیلمی گرفته شود و در یک گروه اینترنتی یا یک شبکه اجتماعی به اشتراک گذاشته شود. جذابیت تلفن‌های هوشمند و گروه‌های اینترنتی به حدی زیاد است که مقاومت در برابر استفاده نکردن از آن‌ها برای بسیاری از افراد غیرممکن است. حتی اگر آن‌ها بخواهند برای مدتی از سیل متن‌ها و پیام‌ها در امان باشند، کافی است در تیررس یک مودم وای‌فای قرار گیرند تا صدای هشدارهای «دریافت پیام جدید» به گوش برسد و اصولاً در چنین موقعیتی، صرف نظر کردن از بررسی پیام‌های جدید گروه بسیار دشوار است. سر کلاس، در اتوبوس و مترو، در مغازه و بازار، در اتاق و پارک و در مهمانی، درصد قابل توجهی از حاضران سر در موبایل دارند. شاید این را بتوان یک ویژگی مهم این روزها به حساب آورد. آیا این یک بیماری محسوب می‌شود؟ شاید بله، شاید هم خیر.
شبکه‌های اجتماعی و لذت به اشتراک گذاشتن لحظه‌ها دو جنبه دارد. از یک سو، کاربر چنین فضایی تمرکز کافی بر آن‌چه در اطرافش رخ می‌دهد ندارد و تمام حواسش متمرکز بر تلفن هوشمند است. ما اغلب اوقات لذت مکالمات رودررو را از دست می‌دهیم. درست زمانی که دور هم نشسته‌ایم و در حال صحبت هستیم، برای یکی پیام می‌آید و به‌طور اساسی حواسش پرت می‌شود و حواس ما هم! پشت کامپیوتر نشسته‌ایم و در حال انجام پروژه‌ای هستیم، اما فکرمان جای دیگری است؛ احتمالاً به گروه اینترنتی فکر می‌کنیم یا این‌که پست قبلی ما مورد قبول کاربران قرار گرفته است یا نه. درست لحظه‌ای که تمرکز کرده‌اید، پیامی می‌آید و همه چیز از ابتدا تکرار می‌شود. در خیابان که راه می‌رویم، در دانشگاه یا در خانه و در کنار خانواده که هستیم، شاید خیلی به اطرافمان توجه نمی‌کنیم و اگر از ما بپرسند «متوجه آن اتفاق شدی؟» یا «آن مورد جالب را در آن خیابان دیدی؟» احتمالاً پاسخ منفی می‌دهیم. در واقع، بسیاری از ما فرصت لذت بردن از زندگی را از دست داده‌ایم و به‌جای گشت و گذار با تمرکز بالا، به‌جای مطالعه یک کتاب یا یک مقاله ارزشمند، در شبکه‌های مجازی وقت صرف می‌کنیم و دلمان خوش است تصویری از «یک ماهی عجیب در سواحل ناکجاآباد» دیده‌ایم یا «پندهای اخلاقی» از بزرگانی که شاید خودشان هم روحشان خبر نداشته باشد چنین سخنانی را گفته‌اند، در گروه‌ها خوانده‌ایم. 
اما این داستان یک بعد دیگر هم دارد. به همان اندازه که شبکه‌های اجتماعی می‌توانند وقت انسان را تلف کنند و باعث بی‌تمرکزی شوند و مانعی برای لذت بردن از زندگی باشند، می‌توانند فرصتی ارزشمند برای یاد دادن و آموختن نکات ارزشمند نیز باشند و حتی این انگیزه را ایجاد کنند که به محیط اطراف خود دقیق‌تر شویم. به‌طور مثال، در یک سفر تفریحی به دقت به دنبال سوژه‌هایی باشیم که برای به اشتراک گذاشتن در یک شبکه اجتماعی جذاب باشند و در همین جست‌وجوها لحظاتی را ثبت کنیم که شاید دیگر اتفاق نیفتند و اگر این انگیزه را نداشتیم، هرگز آن صحنه ثبت نمی‌شد. این قبیل تصاویر را به‌وفور می‌توان در شبکه‌های اجتماعی دید. شبکه‌های اجتماعی می‌توانند رنگ و بوی بهتری هم به «دور هم نشینی‌ها» بدهند و برخلاف تصوری که غالباً وجود دارد و آن این‌که «تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی جمع خانوادگی و طراوت دور هم نشینی‌ها را برهم زده» می‌تواند سبب طراوت بیش‌تر مهمانی‌ها باشد. به‌طور مثال، می‌توان با نشان دادن کلیپی جالب به مهمان‌ها جوّ مهمانی را پرنشاط‌تر کرد و حتی در آن جمع  درباره یک موضوع یا یک کلیپ خاص بحث کرد. بازی‌های آنلاین هم هرچند یکی از موارد مهم اتلاف وقت در جامعه ما محسوب می‌شوند، اما در همان مهمانی می‌توان تلفن هوشمند را به تلویزیون متصل کرد و مهمان‌ها چند دقیقه‌ای از رقابت آنلاین کودکان خود و حتی جوانان با کاربرانی از سایر نقاط کشور و حتی جهان لذت ببرند. این‌ها فرصت‌های دنیای جدید است و نباید این موارد را از نظر دور داشت. 
این صحیح است که تلفن‌های هوشمند بخش زیادی از زمان و بودجه جامعه را صرف خود می‌کنند و برای جامعه خود ما مشکلات بسیار بزرگ فرهنگی و حتی خانوادگی ایجاد کرده‌اند، اما همان طور که بارها شنیده‌ایم، تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های مجازی ابزار هستند. قرار است ما از آن‌ها استفاده کنیم و تمام مشکلاتی که درباره همه‌گیر شدن تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌شود، زمانی به‌طور جدی مسئله می‌شوند که این ابزارها از ما استفاده کنند! این‌جا است که باید به‌طور جدی احساس خطر کرد.

برچسب: