دیدگاه‌های یک چرخ‌دنده
کاربران در طول زندگی خود، ردپاهای زیادی در اینترنت بر جای می‌گذارند. عکس‌هایی که فرستاده‌اند و پیام‌هایی که رد و بدل کرده‌اند و فعالیت‌هایی که در سایت‌ها و نرم‌افزارها داشته‌اند، همگی بر بستر اینترنت جمع‌آوری شده، در قالب یک بانک اطلاعاتی ذخیره‌ می‌شوند و قابل استفاده‌اند. این بانک عظیم اطلاعاتی که ثانیه به ثانیه غنی‌تر می‌شود، مشتریان زیادی دارد.

حالا که ارزش این دارایی بیش از پیش آشکار شده است، بسیاری از شرکت‌ها و کشورها در پی از آنِ خود کردن این گنجینه گران‌بها هستند. اینکه مشتریانِ چنین اطلاعاتی، دنبال چه هستند و چرا مایلند بر سر این گنجینه با هم بجنگد و حتی معامله کنند، موضوع این نوشته نیست. موضوع مهم این است که بر سر ما کاربران چه می‌آید و در این معادلات کاسب‌کارانه کجای کار هستیم و چقدر به حقوق ما هم اهمیت داده می‌شود؟ آیا حریم خصوصی ما حفظ می‌شود یا  اینکه اصولاً حریم خصوصی در چنین فضایی یک شوخی است؟ و البته پرسش مهم‌تری هم داریم: در آینده‌ای که بسیاری معتقدند مبتنی بر اینترنت اشیا خواهد بود، حریم خصوصی ما چه سرنوشتی خواهد داشت؟

همین حالا، ما به عنوان کاربرانی که خواسته یا ناخواسته منبع درآمد بسیاری از غول‌های بزرگ اینترنتی شده‌ایم و بخشی از داده‌های مهم مؤسسات داده‌کاوی را تأمین می‌کنیم از طبیعی‌ترین، جزیی‌ترین و بدیهی‌ترین حقوق بی‌بهره هستیم. اگر بخواهیم سابقه جستجوی اینترنتی‌مان یا سایت‌هایی که بازدید کرده‌ایم یا  لینک‌هایی را که بر آنها کلیک کرده‌ایم، از روی سرورهای غول‌های بزرگ و قدرتمند اینترنتی پاک کنیم، با شنیدن یک «نه » (یا به بیان بهتر یک No) بسیار قاطع، سرکوب می‌شویم. این موضوع آنقدر جدی است که بعد از سال‌ها یکی از کاربران اسپانیایی با شکایتی از گوگل، شرایط تصویب قانونی را فراهم کرد که این امکان را به کاربران اتحادیه اروپا می‌داد تا در صورت نیاز، از موتورهای جستجوی اینترنتی بخواهند داده‌های مربوط به آن‌ها را از سرورهایشان پاک کنند حتی اگر این سرورها خارج از اروپا و در آمریکا باشند. این فرد می‌گوید: «شما به عنوان شهروند اروپایی اگر با یکی از موتورهای جستجو در اینترنت مشکلی داشتید، باید با ایالات متحده طرف می‌شدید، چون سرور موتور جستجو در آمریکاست. مبارزه با غولی مثل گوگل در آمریکا مشکل است چون لابی قوی دارد. اما اگر آنقدر خوش‌شانس باشیم که حقوقی نظیر « حق فراموش‌ شدن » به رسمیت شناخته شوند و چنین قانون‌هایی لازم‌الاجرا شوند، آیا تضمینی وجود دارد که این اطلاعات کاملاً پاک شوند و یک نسخه از آن‌ها در جایی وجود نداشته باشد؟ به نظر من نمی‌توان پاسخی مطمئن به چنین  پرسشی داد و این یعنی یک دنیای ناامن برای کاربران.
در گذشته بسیار راحت‌تر می‌شد جلوی چنین سو‌‌ءاستفاده‌‌‌هایی را گرفت. اگر مایل نبودید الگوی رفتاری‌تان در یک سرور بیگانه و نامطمئن ذخیره شود، کافی بود قید استفاده از تلفن‌های همراه و ابزارهای هوشمند و کامپیوتر را بزنید! اما حالا به سختی می‌توان از زیر ذره‌بین داده‌کاوها بیرون آمد. این موضوع زمانی بغرنج می‌شود که بدانیم بنابر پیش‌بینی‌ها، تا سال 2020 تعداد ابزارهای متصل به 30 میلیارد دستگاه خواهد رسید. یعنی عملاً تا دو سال دیگر بخش زیادی از مردم دنیا در اقیانوسی از ابزارهای متصل زندگی خواهند کرد. ابزارهایی که بخشی از لوازم زندگی هستند؛ تلویزیون، قفل درب خانه، تهویه آشپزخانه، ساعت‌ها، ضربان‌سازها، گام‌شمارها و بسیاری  از لوازم خانه و محل کار و خودروها. بطور بالقوه به مأموران داده‌کاوی تبدیل خواهند شد و گزارش‌هایی از محیط اطراف خود و کاربرانی که از آن‌ها استفاده کرده‌اند، به مراکز داده‌ خواهند فرستاد.

همانطور که در یادداشت‌های قبلی هم اشاره کردم بعد از این، به‌جای اینکه کامپیوتری در خانه خود داشته باشیم، خودمان در یک کامپیوتر بزرگ زندگی خواهیم کرد. اگر تا همین دیروز در دنیای مجازی زندگی می‌کردیم و مدام از بلایای زندگی در دنیای مجازی گزارش‌های ملتهب می‌خواندیم تا چندی دیگر باید منتظر نقض حقوقمان در دنیایی مجهز به اینترنت اشیا باشیم. اینکه در آینده، داده‌کاوی و خصوصاً ترکیب آن با هوش‌مصنوعی و روش‌های خودکار استخراج اطلاعات معنادار از اقیانوس بیکران داده‌های تولید شده توسط کاربران، عاملی مهم در توسعه و افزایش رفاه خواهد شد شکی نیست؛ اما این رفاه زمانی معنی پیدا می‌کند که به ما نه به‌عنوان عناصر تولیدکننده داده‌های با‌ارزش داده‌کاوی، بلکه بعنوان اعضای یک جامعه انسانی نگریسته شود و ما مجبور نباشیم برای گرفتن حقوق مسلم خود، با صاحبان قدرتی که کیلومترها آنسوتر یک کپی دقیق از رفتار ما را روی سرورهای مهر و موم شده خود ذخیره کرده‌اند طرف باشیم و درخواست‌هایمان به جایی نرسد. برای مردم آینده این پرسش‌ها پررنگ‌تر و حیاتی‌تر خواهند شد. آن‌ها ناامنی بیشتری را تجربه خواهند کرد و رفتارشان زیر ذره‌بین‌های دقیق‌تری خواهد رفت. اگر روزی در فضای مجازی ردیابی می‌شدیم و رفتارمان، اینکه از چه موضوعاتی خوشمان می‌آید، به چه چیزهای انتقاد داریم، چه موسیقی گوش می‌دهیم، چه عکس‌هایی در گالری گوشی‌مان داریم یا در پیام‌های خود چه می‌گوییم، مورد ارزیابی قرار می‌گرفت، تا چندی دیگر اینترنت اشیا این توانایی را به داده‌کاوها می‌دهد تا رفتار ما در دنیای فیزیکی رارصد، جمع‌آوری و تحلیل کنند.  باید دعا کنیم آنقدر پیچیده باشیم که سخت‌افزارهایشان سال‌ها در تحلیل ما در جا بزنند! البته باید دقت کنیم در بسیاری موارد، ما در همان ابتدای استفاده از یک سرویس اینترنتی یا یک نرم‌افزار، به آن‌ها مجوزهایی داده‌ایم که جنبه‌های حقوقی بسیار محکمی دارند و در همان ابتدا، قبول کرده‌ایم که تحت شرایطی مجموعه‌ای از بلاها بر سرمان بیاید!  زندگی در دنیای دیجیتال آینده زمانی زیبا‌تر خواهد شد که هم ما از حقوقمان آگاه باشیم و هم شرکت‌ها و خدمت‌رسان‌ها، به ما به دید یک انسان واقعی نگاه کنند و نه چرخ‌دنده‌های یک ماشین بزرگ تولید داده‌های خام.

برچسب: