در ستایش شفاف اندیشیدن
حتی اگر کتاب هنر شفاف اندیشیدن را نخوانده باشید، احتمالاً وصف آن را شنیده‌اید! این کتاب پرفروش را رولف دوبلی نویسنده و کارآفرین سوئیسی نوشته و مهم‌تر آنکه عادل فردوسی‌پور به فارسی ترجمه کرده است! کتاب نزدیک به صد خطای شناختی را با ذکر مثال‌هایی ملموس بررسی و تحلیل کرده است و به خواننده کمک می‌کند از تصمیم‌های نادرست در زندگی بپرهیزد. به عنوان نمونه، یکی از مواردی که در کتاب مطرح شده، این باور نادرست است که اگر فردی در یک جنبه از زندگی یا کار خود موفق باشد، در سایر جنبه‌ها نیز حتماً موفق و سربلند است.

با این حساب، اگر کتاب را تنها به‌خاطر نام عادل فردوسی‌پور خریده‌اید، دچار این خطا شده‌اید. اینکه عادل فردوسی‌پور مجری و گزارشگر توانمندی است، او را یک مترجم خوب نمی‌سازد! البته خوشبختانه عادل و دیگر مترجمان کتاب، بهزاد توکلی و علی شهروزی کتاب خوب و آموزنده‌ای را انتخاب و با قلمی روان و شیوا برای فارسی‌زبانان ترجمه کرده‌اند.
کتاب هنر شفاف اندیشیدن با توجه به ماهیت تحلیلی آن، طبیعتاً نقدهای مثبت و منفی زیادی را همراه خود ساخته است. در این نوشتار، هدف ما نقد کامل این کتاب نیست. تمرکز ما روی یکی از فصل‌های کتاب با عنوان «بی‌خیال جدیدترین‌ها شو!» یا عنوان فرعی «جنون نوگرایی» است. این فصل مخاطبان را به یک نگاه منطقی و واقع‌بینانه در ارتباط با آینده و پیشرفت فناوری دعوت می‌کند. در بخشی از متن افرادی را مثال زده که اگر جدیدترین مدل گوشی آیفون را خریداری نکنند، احساس عقب‌ماندگی از لبه علم و فناوری به آن‌ها دست خواهد داد. جالب اینجا است که در حال حاضر دو سری جدید این محصول، یعنی آیفون 8 و آیفون ایکس، در صدر اخبار روز هستند و شاید هرکدام از ما نیز برای خرید آن‌ها رغبت کرده باشیم یا حتی واقعاً خریده باشیم. در حالی که یک ذهن شفاف و به دور از خطای ذهنی بررسی می‌کند که آیا واقعاً یک پیشرفت قابل ملاحظه در این دو سری جدید نسبت به نسخه‌های قدیمی حاصل شده است یا خیر. نتیجه این بررسی مشخص خواهد کرد که محصول ارزش خریداری دارد یا خیر.
بله، رویکرد منطقی و به دور از هیجان در زمینه فناوری همواره سودمند است، اما باید مراقب باشیم از آن سوی بام نیافتیم! نویسنده کتاب ادعا می‌کند اگر یک فناوری تاکنون 50 سال دوام آورده است، 50 سال دیگر نیز دوام خواهد آورد. شاید صندلی، کفش چرمی، قاشق‌ و چنگال غذاخوری و چند مثال دیگر که در کتاب آورده شده، سال‌ها قبل (حتی در دوران باستان) ساخته شده باشد و هم‌اکنون نیز جزئی از زندگی بشر به شمار آید، اما تمام فناوری‌ها در این قانون نمی‌گنجند. آیا امروزه خبری از رادیوی قدیمی پدربزرگ در خانه شما هست؟ این روزها در کوچه و خیابان‌های شهر کسی سوار درشکه می‌شود؟ یا یک مثال جدید‌تر: آیا هنوز هم کسی با پیامک برای دیگران جک و پندهای آموزنده می‌فرستد یا تلگرام جای آن را گرفته است؟ در واقع هر فناوری که امروز محبوب است، شاید فردا دیگر خبری از آن نباشد. هیچ بعید نیست نرم‌افزارهای پیام‌رسان نیز روزی جای خود به فناوری‌های جدیدتر مثلاً واقعیت مجازی دهند.
جمع‌بندی مطلب اینکه بهتر است آینده را شفاف ببینیم تا غافلگیرمان نکند! اگر برآوردی افراطی از پیشرفت علم و فناوری داشته باشیم، وضعیتی خواهیم داشت که کتاب هنر شفاف اندیشیدن از آن با عنوان جنون نوگرایی یاد می‌کند، به طوری که استرس ناشی از عقب افتادگی آرامش ما را نابود می‌سازد. از سوی دیگر، نگاه تفریط‌گونه به پیشرفت علم (آن ‌گونه که از صحبت‌های نویسنده برداشت می‌شود) ممکن است ما را در خیال خام فرو ببرد که نیاز به تحقیق و توسعه، نیازی واقعی نیست و حاصل تنوع‌طلبی بشر است.

برچسب: