آب و آتش فناوری
آن‌ها (روبات‌ها) مشاغل عادی زيادی را از انسان‌ها خواهند ربود، اما در عوض ماشين‌های هوشمند بيش ‌از ‌پيش به مهندسان و پژوهش‌گران باهوش بيش‌تری نياز خواهند يافت.» همچنين، «با اين‌که برخی از مشاغل پس از سربرآوردن روبات‌ها نابود خواهند شد، اما ميليون‌ها شغل ديگر در بخش پژوهش و گسترش پديد خواهد آمد.

در صفحه 201 همين شماره در بخشی از مقاله «از امروز برای فردا» می‌خوانيم، «آن‌ها (روبات‌ها) مشاغل عادی زيادی را از انسان‌ها خواهند ربود، اما در عوض ماشين‌های هوشمند بيش ‌از ‌پيش به مهندسان و پژوهش‌گران باهوش بيش‌تری نياز خواهند يافت.» همچنين، «با اين‌که برخی از مشاغل پس از سربرآوردن روبات‌ها نابود خواهند شد، اما ميليون‌ها شغل ديگر در بخش پژوهش و گسترش پديد خواهد آمد.» 

در اين‌ صورت، کسانی که به‌ هر روی وارد دانشگاه نخواهند شد، چه سرنوشتی خواهند داشت؟ آيا با گسترش فناوری، طبقه کارگران عادی رفته‌رفته از صحنه حذف خواهد شد؟ آيا چنين چيزی می‌تواند روی دهد و پيامد زيان‌باری نداشته باشد؟ در بخشی از گاوصندوق شماره 154، با عنوان «آهن آدمی!» نيز ضمن اشاره به ‌اين ديدگاه عنوان شد که به‌زعم برخی از صاحب‌نظران، هرچند روبات‌ها بسياری از مشاغلی را که هم‌اينک توسط نيروی‌های انسانی انجام می‌شود از آن‌ها خواهند ربود، اما در عوض شغل‌های جديد ديگری ايجاد خواهند کرد. ولی نکته‌ اين‌جا است که گرفتن آن شغل‌های جديد مستلزم تحصيلات آکادميک است و کارگران عادی نمی‌توانند چنين شغل‌هایی را تصاحب کنند. 

کامپيوتر ورلد درباره يکی از نظرسنجی‌هایی که به سفارش دل و اينتل توسط مؤسسه پژوهشی TNS انجام شده ‌است می‌نويسد که 56 درصد شرکت‌کنندگان فناوری را زيان‌بار خوانده‌اند. اين نظرسنجی که با شرکت 4764 کارگر از 12 کشورجهان صورت گرفت، در پی دانستن این بود که از ديد مردم فناوری در آينده سودمند خواهد بود يا زيان‌بار. طبق گزارش TNS، علت نگرانی اين افراد افزايش نقش‌آفرينی فناوری در زندگی‌ است. آن‌ها بر اين باورند که گسترش فناوری مردم را از هم جدا می‌کند و از اهميت‌ آن‌ها در زندگی می‌کاهد. از ديد آن‌ها فناوری چنان با سرعت پيش می‌رود که مردم نمی‌توانند خود را با آن هماهنگ کنند. اين افراد گفته‌اند که درخصوص محافظت از داده‌ها به شرکت‌های فناوری‌ اعتماد ندارند، و همچنين از گسترش بزرگ‌داده‌ها ابراز نگرانی کرده‌اند. حدود 40 درصد نيز نگران بوده‌اند که در صورت کار در خانه وب‌کم‌ها آن‌ها را زير نظر بگيرند. يکی از نکته‌های درخور توجه، تفاوت درصد پاسخ‌های بدبينانه در کشورهای توسعه‌يافته با کشورهای در حال توسعه‌ است. در کشورهای توسعه‌يافته مانند ايالات متحده، بريتانيا، ژاپن و فرانسه که فناوری در آن‌ها نقش پررنگی دارد، کارگران بيش‌تری نسبت به فناوری ابراز بدبينی کرده‌اند. اما در کشورهای درحال توسعه مانند هندوستان و چين که فناوری در آن‌ها قدمت کم‌تری دارد، کارگران بيش‌تری نسبت به آن خوش‌بين بوده‌اند. اين افراد خوش‌بين که 44 درصد کل شرکت‌کنندگان در نظرسنجی را تشکيل می‌دادند، بر اين باورند که بيش‌تر مشکلات را می‌توان با فناوری حل کرد و مردم را گردهم آورد.

پژوهش‌گران TNS می‌گويند که زمان مشخص خواهد کرد خوش‌بين‌ها درست می‌گويند يا بدبين‌ها، اما اگر مشخص شد که حرف «هر دو آن‌ها» درست است، شگفت‌زده نشويد. 
به برخی ديگر از نتايج اين بررسی توجه کنيد: 
- 66 درصد کارگران امريکایی گفته‌اند که ظرفيت‌ فناوری در ارتقای کارایی افراد در محل کارشان سرانجام رو به پايان است. 
- حدود 20 درصد افراد پيش‌بينی‌ کرده‌اند که خودکارسازی کامل مشاغل‌شان‌ را به چشم خود خواهند ديد.
- 68 درصد کارگران در ايالات متحده گفته‌اند که بهتر است بعضی کارها را انسان‌ها انجام دهند و در چين 46 درصد کارگران چنين نظری دارند. 
- 52 درصد کل کارگران در اين نظرسنجی گفته‌اند، کارمندانی که در خانه کار می‌کنند به ‌اندازه يا بيش‌تر از کارمندان شاغل در دفاتر و ديگر جاها کارایی دارند. 

شمار آن ‌دسته از کارگران امريکایی و چينی که چنين ديدگاهی دارند، به‌ترتيب 40 و کمی بيش از 50 درصد است. طی دو سال گذشته، موضوع دورکاری در ايالات متحده و برخی ديگر از کشورهای جهان بحث‌های گوناگونی را به‌جريان انداخته ‌است. هم‌اکنون، 20 درصد از صد هزار نفر نيروی کار دل در راستای بخشی از «برنامه اشتغال نرمش‌پذير» اين شرکت رسماً ‌دورکاری می‌کنند و دل اميدوار است تا سال 2020 اين تعداد را به 50 درصد افزايش دهد. همين دورکاری‌ها باعث شد در سال مالی 2014 اين شرکت 12 ميليون دلار صرفه‌جویی کند، ميزان توليد گازهای گلخانه‌ای را 6700 تن کاهش دهد و شرايطی را پديد بياورد که کارکنانش در کل 16 ميليون مايل کم‌تر رانندگی کنند. اما آن‌ گونه که استيو لالا از مديران بلندپايه دل نيز اظهار داشته ‌است، فرهنگ مردم کشورهای گوناگون را نبايد در اين ‌باره ناديده گرفت. او ژاپنی‌ها را مثال می‌زند که کار در دفتر و بيرون از خانه را شيوه‌ای بسيار مرسوم می‌دانند و در اين سرزمين تعامل شخصی در محل کار اهميت زيادی دارد.