حیات مشاغل در دستان فناوری
دو روی یک سکه: ظهور و سقوط مشاغل بر اثر فناوری
تا قبل از انتخابات اخیر ریاست جمهوری امریکا، بسیاری بر این باور بودند که خودکارسازی و روباتیک دو فناوری چالش‌برانگیز هستند که باعث شده‌اند تعداد مشاغل نه‌تنها در ایالات متحده بلکه در بسیاری از کشورها کاهش پیدا کند. اما دولت جدید سعی کرد نقش خودکارسازی در اقتصاد امریکا را ناچیز و کم‌اهمیت نشان دهد، چون این موضوع برخلاف خط مشی‌های سیاسی و وعده‌های انتخاباتی بود. دولت جدید در تلاش است تا تحت پوشش بهبود شرایط نیروی کاری امریکا بتواند به فناوری اجازه دهد به مسیر پیشرفت خود ادامه دهد. در عین حال، استیو منوچین وزیر خزانه‌داری، احتمال از بین رفتن و کم شدن مشاغل به‌دلیل ورود هوش مصنوعی و خودکارسازی را رد می‌کند. او می‌گوید: «حتی احتمال این مسئله تا 50 یا 100 سال آینده هم در صفحه رادار ما وجود ندارد. من به هیچ وجه نگران نیستم که در آینده نزدیک روبات‌ها جای انسان‌ها را بگیرند، در واقع خیلی هم خوش‌بینم.» اما به‌راستی فناوری هیچ‌گونه تهدیدی برای مشاغل ندارد؟ آیا فناوری قادر است بر تعدد مشاغل بیافزاید یا برعکس باعث کاهش آن‌ها خواهد شد؟ این‌ها سؤالاتی هستند که در این مقاله سعی خواهیم کرد به آن‌ها پاسخ دهیم.

با وجود اینکه به نظر می‌رسد برخی سیاست‌مداران ذهن افراد را از این موضوع منحرف می‌کنند، اما باز هم افکار عمومی روی آسیب‌های خودکارسازی متمرکز است. در مجلات امریکایی همچون نیویورک تایمز گزارش‌هایی با این عناوین به چشم می‌خورند: «قاتل درازمدت مشاغل چینی‌ها نیستند، خودکارسازی است.» یا اینکه: «چرا روبات‌ها و نه تجارت عامل اصلی نابودی بسیاری از مشاغل کارخانه‌ای هستند؟» در تمام این گزارش‌ها، حقیقتی نهفته است. روباتیک و خودکارسازی با حذف برخی مشاغل تولیدی در ارتباط هستند و حتی برای اکثر تحلیلگران طرف‌دار صنعت فناوری، بحث در این مورد دشوار است. اما این واقعیت ساده سؤالات پیچیده‌ای را مطرح می‌کند. آیا درباره حذف مشاغل، در یک دوران پیش‌بینی نشده تاریخی به سر می‌بریم؟ آیا این بخشی از یک چرخه ‌است که ما را به پیش از انقلاب صنعتی برمی‌گرداند؟ آیا امکانش هست تا با وجود این تغییرات، نیروی کار خود را بازگردانیم؟ آیا شکاف بین کارگران تحصیل‌ کرده و تحصیل ‌‌نکرده همچنان بیشتر خواهد شد؟

این موضوع بسیار پیچیده راه حل ساده‌ای ندارد و هر تلاشی که سیاست‌مداران برای نادیده گرفتن یا احساسی جلوه دادن مسائل انجام می‌دهند، تنها باعث بیشتر شدن تأثیرات منفی آن می‌شود. به همین دلیل است که صنایع و دولت‌ها باید نگاهی جدی و درازمدت به اثر خودکارسازی صنایع داشته باشند، به ‌طوری که از فناوری در قالب ابزاری برای تولید بهتر و سکویی برای شکوفایی نوآوری‌ها استفاده کنند، به‌ گونه‌ای که فناوری باعث نشود شغل‌های بومی از میان بروند. 

تعدادی از نمایندگان شرکت‌های طرف‌دار خودکارسازی و گروه‌های حامی، از الفاظی چون «ترس‌گستری» برای توصیف گزارش‌های اخیر درباره نقش روباتیک‌ در نابودی مشاغل استفاده کرده‌اند. اما با چاپ آن گزارش‌ها، درنهایت اعتراف کردند خودکارسازی عامل از دست رفتن مشاغل کارخانه‌ای در کشورهایی همچون ایالات متحده حداقل در کوتاه‌مدت شده‌اند. از نظر کولین پاریس، نایب رئیس تحقیقات نرم‌افزاری در جنرال الکتریک: «تنها راه مبارزه با از دست رفتن مشاغل، آموزش افراد و استعدادهایی است که در شرکت‌ها مشغول به کار هستند. چون ما در آینده مجبور به پذیرش علم روباتیک هستیم. این کار باعث کاهش هزینه‌ها می‌شود. اگر هزینه‌ها را کاهش دهیم، می‌توانیم پول‌ها را صرف نوآوری کنیم. هرچه پول بیشتری داشته باشیم، می‌توانیم محصولات جدید بیشتری تولید کنیم. در نتیجه امکان استخدام نیروی کار افزایش می‌یابد.»

این روندی است که مطمئناً سابقه تاریخی دارد. فناوری در گذشته، حداقل تا انقلاب صنعتی، تأثیر بسزایی روی نیروی کار داشته است. دورانی که کارهای مختلف خودکارسازی شدند و در نتیجه آن مشاغل تغییر کردند. در اواخر قرن گذشته، 41 درصد شغل‌ها در ایالات متحده، کشاورزی یا شغل‌های مرتبط با آن بودند. یک قرن بعد، این تعداد به 9/1 درصد کاهش یافت. با وجود آنکه پذیرش فناوری و کمبود شغلی کوتاه‌مدت ناشی از آن، قطعاً آن اقتصادهای تاریخی را دگرگون کردند، اما سیر تکاملی کارها به‌ اندازه دگرگونی و تغییر شکل کارها به بیکاری انبوه منجر نشد. تغییر زمان به‌اصطلاح درها را بست و پنجره‌ها را باز کرد. درست است که یکسری از مشاغل به‌واسطه خودکارسازی کاملاً حذف می‌شوند، اما در مقابل فرصت‌های ناب جدیدی به وجود می‌آیند. 

جیمز بسن در مقاله خود این گونه می‌نویسد: «فناوری به‌ندرت می‌تواند مشاغل اصلی را کاملاً خودکارسازی کند. ‌بسیاری از مشاغل بنا به دلایل مختلف حذف شدند. در بسیاری موارد، تقاضا برای خدمات شغلی کاهش یافت (به عنوان مثال، نگهبان پانسیون). در برخی موارد، کاهش تقاضا به‌دلیل فرسودگی فناوری بود (مانند اپراتورهای تلگراف). به هر حال، درباره خودکارسازی وضعیت این گونه نیست. تنها در یک مورد (متصدی آسانسور) کاهش و ناپدید شدن یک شغل تا حد زیادی به خودکارسازی مربوط می‌شد. ساکنان آسمان‌خراش‌هایی که در طبقات بالایی ساختمان‌ها کار یا زندگی می‌کنند، احتمالاً به یاد متصدی آسانسور بیچاره می‌افتند که در اواسط سال 1950 طبق سرشماری ایالات متحده تعدادشان به بالاترین حد یعنی 97000 نفر می‌رسید و امروز عملاً چنین افرادی وجود ندارند.»

مدافعان خودکارسازی درباره این تصور که این کار (حداقل در کوتاه‌مدت) می‌تواند به از دست رفتن برخی شغل‌ها منجر شود، عنوان می‌کنند: «بسیاری از مشاغل که درنهایت جایگزین می‌شوند، شغل‌هایی هستند که هیچ‌کس واقعاً آن‌ها را نمی‌خواهد یا حداقل موقعیت‌هایی هستند که کارفرمایان در حفظ نیروی کار آن‌ها مشکل دارند.»

با این حال، دیوید آتور اقتصاددان مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT)، با این نظریه که خودکارسازی فقط جایگزین شغل‌هایی می‌شود که در وهله اول «هیچ‌کس واقعاً آن را نمی‌خواهد» مخالف است. با وجود اینکه اکثر فناوری‌ها جایگزین وظایفی می‌شوند که چندان پرزرق و برق نیستند، اما افراد به شغل دائمی نیاز دارند تا از پس هزینه‌هایشان بربیایند. آتور می‌گوید: «تصور نمی‌کنم خودکارسازی به‌معنای پایان کار باشد، اما فکر می‌کنم پیامدهای توزیع و اشاعه آن بسیار مهم و قابل توجه هستند و من نگران آن‌ها هستم. به نظر من شغل‌های مناسب کارگران بی‌سواد یا کم‌سواد و بدون مهارت‌های تخصصی در حال کاهش هستند.» به نظر آتور افزایش وابستگی حرفه‌ای به ماشین‌ها، عاملی مؤثر در رشد شکاف درآمدی بین فقرا و اغنیا است. این یک دور باطل است، زیرا افزایش بیکاری امکان اینکه کارگران بتوانند در مراکز آموزشی ثبت نام کنند و مهارت‌های خود را افزایش دهند و درنهایت فقر از بین برود را دشوار می‌سازد.

کوتاه‌مدت در برابر بلندمدت

اقتصاددانان معتقدند اگرچه ممکن است به‌واسطه خودکارسازی کارها شاهد از دست رفتن کوتاه‌مدت برخی شغل‌ها باشیم، اما این خلأ درنهایت با گذشت زمان پر می‌شود. دلیل این نظریه هم پیشینه تاریخی کارهایی مانند کشاورزی است. در برخی موارد، افزایش بهره‌وری، سرمایه‌هایی در اختیار شرکت‌ها قرار می‌دهد تا بتوانند اندازه و رتبه شغلی خود را گسترش دهند. بسیاری از شرکت‌هایی که درآمد متوسطی هم دارند، به‌جای آنکه با آمدن روبات‌ها، نیروی کار را از سر خود باز کنند، توجه دارند که آدم‌ها ارزشمند هستند، به‌خصوص کسانی که طولانی‌مدت برای آن‌ها کار کرده‌اند. همیشه با آمدن روبات‌ها این نگرانی در افراد وجود دارد. اما اگر آنان بفهمند روبات‌ها آنجا هستند تا به‌عنوان یک ابزار به شرکت‌ها کمک کنند، به طور حتم آن‌ها را در بین خود می‌پذیرند. برخی از این شرکت‌ها حتی این روبات‌ها را نام‌گذاری می‌کنند. این روی خوب قضیه است، اما یک پیش‌فرض روشن هم وجود دارد. وقتی بازار تغییر می‌کند، اکثر شرکت‌ها نمی‌توانند وظایف جدیدی برای تمام نیروی کار خود پیدا کنند. البته وظایف جدید در شرکت‌ها و بیشتر در کارخانه‌ها در کنار خودکارسازی مطرح می‌شوند. اگر از تحصیلات عالی و مدرک مهندسی افراد شاغل در کارخانه‌ها صرف نظر کنیم، به افرادی می‌رسیم که به مهارت‌های فنی نیاز دارند. بازار کار برای کارگران تحصیل ‌کرده در کشورهایی همچون امریکا بسیار قوی است. این افراد حقوق بهتری دریافت می‌کنند. بازاری که فقط در دسترس افرادی است که دارای تحصیلات دانشگاهی هستند و اکثر قراردادهای کاری با این گونه افراد بسته می‌شوند، اما خودکارسازی حقیقت بزرگ‌تری است. خودکارسازی بخش مهمی از رشد نابرابری است که در 7 سال گذشته شاهد بودیم.

این یک مرزبندی عمیق است که نیاز روزافزون به آموزش مبتنی بر STEM (علوم، فناوری، مهندسی و ریاضی) را مطرح می‌کند که به‌مراتب فراتر از آموزش عالی است. عقل سلیم می‌گوید افزایش بهره‌وری و کاهش هزینه‌ها، فرصت‌های شغلی بیشتری را فراهم می‌سازد و در واقع، وقتی کارخانه‌ها فرآیند خودکارسازی را در پیش می‌گیرند، در حال ایجاد طبقه‌بندی‌های جدید و البته پیش‌بینی‌ناپذیر هستند. طبقه‌بندی که به‌واسطه ورود یک نیروی کار ماشینی و هوشمند به وجود می‌آید. در حالی که گفته می‌شود خودکارسازی به‌نفع کارخانجات و شرکت‌ها است و این واحدهای تولید به‌واسطه صرفه‌جویی در هزینه‌ها قادر هستند آموزش‌های تخصصی را به کارکنان خود ارائه دهند، اما سؤال مهمی که در این زمینه به وجود می‌آید این است که درنهایت چه تعداد از شرکت‌ها بار مالی آموزش نیروی کار در حال تغییر را بر عهده می‌گیرند؟

برون‌سپاری به کشورهای مرزی

نیل کینسون رئیس ستاد شرکت نرم‌افزاری Redwood Software می‌گوید: «داستان‌های ترسناکی درباره ناپدید شدن برخی شغل‌ها تا سال 2020 به گوش می‌رسند. اما واقعیت این است که در این سال مشاغلی وجود خواهند داشت که ما امروز از وجود آن‌ها بی‌خبریم، چون به موازات پیشرفت‌های تکنولوژیکی بزرگ به وجود می‌آیند. آنچه شاهد آن هستیم، توانایی توسعه خدمات جدید است که باعث رشد و اشتغال می‌شود.»

تحقیقی تازه منتشر شده از سوی مرکز تحقیقات اقتصادی و تجاری (CEBR) یادآوری می‌کند: «بررسی تحقیقات اقتصادی اخیر نشان می‌دهد ارتباط مثبتی بین خودکارسازی و توسعه اقتصادی وجود دارد.» به نظر می‌رسد روزنه امیدی در قالب برون‌سپاری به کشورهای مرزی وجود دارد. خودکارسازی می‌تواند نقش مهمی در تبدیل این آرزو به واقعیت ایفا کند. فناوری می‌تواند به کاهش هزینه‌های تولید کمک کند و درنهایت به رقابت در هزینه‌های تولید داخلی منجر شود. مطالعات نشان می‌دهند در یک دهه گذشته، مزیت‌های برون‌سپاری فرامرزی در کاهش هزینه نیروی کار به طرز چشم‌گیری قابل توجه بوده است. امروزه، تعیین موقعیت استراتژیک دارایی‌های تولید، یک فرآیند پیچیده و پرخطر است. خودکارسازی بدون شک یکی از تفاوت‌های کلیدی است. دو سوم شرکت‌کنندگان این نظرسنجی می‌گویند قصد دارند بخش مهمی از سرمایه آینده خود را در فناوری‌های روباتیک و خودکارسازی سرمایه‌گذاری کنند. مدارک و شواهد برای این سرمایه‌گذاری‌ها فراوان هستند: «فناوری‌های روباتیک و خودکارسازی به شرکت‌ها امکان می‌دهند تا هزینه نیروی کار را کاهش دهند، کنترل کیفیت را بالا ببرند و بهره‌وری را افزایش دهند.»

روبات‌های همکار نسبت به همتایان کاملاً خودکار خود مقرون به‌ صرفه‌تر و امن‌تر هستند. این مفهومی است که آمازون مدت‌ها درجهت دستیابی به آن است. حداقل از زمانی که مالک شرکت Kiva Systems شده است، شرکتی که در آن روبات‌ها پالت‌های حمل و نقل را به مراکز آماده‌سازی منتقل می‌کنند. سخنگوی این شرکت در سال 2015 گفت: «ما به فناوری به‌عنوان نوعی هم‌خوانی نرم‌افزاری، یادگیری ماشین، الگوریتم‌های کامپیوتری و مردم نگاه می‌کنیم. مردم یک مؤلفه مهم هستند. فناوری هیچ معنایی ندارد اگر شما کارمندان خوب و فوق‌العاده‌ای نداشته باشید که بتوانند با آن فناوری در تعامل باشند.»

رقیب باقی بمانید

شرکت‌ها ـ با وجود از دست رفتن برخی مشاغل یا بدون آن ـ قصد دارند روباتیک و خودکارسازی را در مسیری که در پیش دارند بپذیرند. با وجود انتشار اخبار بد درباره حذف آنچه به‌عنوان «موقعیت‌های کم‌مهارت» شناخته می‌شوند، حرف آخر اکثر شرکت‌ها این است که این موضوع با صرفه‌جویی، بهره‌وری و فناوری‌های امن جبران می‌شود. 

اما آینده‌ای که در آن خودکارسازی در همه صنایع مورد استفاده قرار می‌گیرد، به‌معنای نابودی آخرالزمانی مشاغلی که ما می‌شناسیم نیست. به پیش‌بینی شرکت آی بی ام، نفوذ خودکارسازی به بازارهای شغلی رو به رشد می‌تواند یک روزنه‌ امید باشد. مدیر عامل شرکت Ginni Rometty اخیراً بحث‌هایی را درباره مشاغل کارمندی جدید در ارتباط با موقعیت‌هایی که به‌واسطه خودکارسازی و هوش مصنوعی به وجود آمده‌اند، مطرح کرده است.

به هر حال، فناوری خود عاملی است که به حفظ رقابتی بودن شرکت‌ها کمک می‌کند. بنابراین، دوری از این موضوع به‌واسطه ترس یا عدم اطمینان به از دست رفتن بیشتر مشاغل بومی منجر خواهد شد. برای شروع لازم است فناوری را هم به‌عنوان یک وسیله تولیدی و هم روشی برای ایجاد نقش‌های جدید بپذیریم. اما انجام چنین اقدام قاطعی مستلزم سرمایه‌گذاری عظیم در آموزش و پرورش است، هم از جانب شرکت‌هایی که قصد دارند کارکنان ارزشمندی را در نقش‌های جدید به کار بگیرند و هم از سوی سیستم آموزشی که کارگران را برای دنیای واقعی آماده می‌کند. عدم انجام چنین اقدامی، فقط شکاف بین کارگران به‌اصطلاح کم‌مهارت و ماهر را زیادتر می‌کند. رویکردی که درنهایت کل اقتصاد را با ضرر و زیان روبه‌رو خواهد کرد.

 

برچسب: