5 رسوایی برندهای بزرگ در سال 2015
اشتباهات یا حرص و آز شرکت های بزرگ نیز بزرگ هستند و در صورتی که به عرصه عمومی راه یابند زیان های فراونی برای برندهایشان به وجود می آورند. برندهایی که ده ها هزار نفر در طی ده ها سال برای اعتلای آن تلاش کرده اند، می تواند با یک تصمیم و یا عمل نامناسب آسیب بسیاری ببیند. این روزها داستان فولکس واگن که تلاش می کرد تا آلایندگی موتورهای دیزلی اش را بسیار کم تر از میزان واقعی خود نشان دهد، نقل هر محفلی است. ماجرایی که نه تنها باعث زیان های مالی فراوان برای این شرکت بزرگ اتومبیل سازی شد، بلکه باعث شد که برندی که تا چند هفته پیش یکی از پرفروش ترین ها بود، اکنون به برندی آسیب دیده و زخمی تبدیل شود. حرص و آز بعضی ها پایانی ندارد، حتی اگر صاحب شرکت بزرگی مانند آمازون باشند. شرکتی که یکی از کارمندانش معتقد است وقتی پای گردش مقادیر بسیار زیاد پول در میان باشد، همه چیز، بر مبنای آن سنجیده می شود؛ پس می توان اضافه کاری کارمندان را نیز نادیده گرفت. اما داستان طمع انسان ها پایانی ندارد و این ها نیز آخرین موردها نخواهند بود. به قول مولانا کوزه چشم حریصان پر نشد...

1.  آمازون

نام تجاری آمازون پیش از این هم به واسطه مجبور کردن کارکنان بخش انبارهایش به اضافه کاری، بدون پرداخت حق اضافه کاری، آسیب دیده بود. وقتی گزارش نیویورک تایمز با عنوان «درون آمازون: تقلای ایده های بزرگ در  محل کار تباه شده»،  درباره آمازون منتتشر شد، معلوم شد که فرهنگ سازمانی این شرکت چیزی شبیه فصلی از کتاب 1984 جورج اورول است. در این گزارش با تعدادی از کارکنان این شرکت صحبت شده و اغلب آن ها از این که تنها چیز مهم در شرکت کار و پول است، گلایه دارند. لطیفه ای در میان کارکنان آمازون رایج است: «وقتی حرف از تعادل میان کار و زندگی است، کار همیشه اول می آید، بعد زندگی؛ و اگر تلاش کنید، شاید تعادل را هم در آخر همه بیابید.» کارمندی می گوید: «(در آمازون ) من عملا می بینم که مردم عملا در حال سوختن هستند.» قطعا اوضاع  متفاوت تر و متادل تر می شد اگر روابط عمومی آمازون، به جای اتخاذ سیاست مشت آهنین با رسانه ها، راه همکاری با آن ها را در پیش می گرفت.

درسی که گرفته شد: اگر با رسانه ها کار نکنید، آن ها علیه شما کار می کنند!

2. فولکس واگن
خیلی خوب می شد اگر این واقعیت داشت: اتومبیلی که با گازوئیل ارزان کار می کند و محیط زیست را هم آلوده نمی کند.اما «دیزل پاک» فولکس واگن نتیجه دستکاری در نرم افزاری بود که وقتی ماشین تحت تست قرار می گرفت، آلودگی را بسیار کم تر از آنچه در واقعیت بود، نشان می داد.

نتیجه این دستکاری اما، یک فراخوان بزرگ، پرونده های حقوقی بسیار، بررسی های  FTC (کمسیون تجارت فدرال) و آسیب دیدن دائمی یک برند تجاری خوشنام بوده است.

مطلب پیشنهادی: تقلب و رسوایی فولکس واگن با دستکاری در نرم‌افزار خودروهای مدل 2015

درسی که آموخته شد: آینده برندتان را به دستان یک گروه رده پایین برنامه نویسی نسپارید!

3.  فیفا

با پول زیادی که با ورزش حرفه ای گره خورده است، خیلی دور از انتظار نیست که بعضی مشکلات زیر میزی حل و فصل شوند! با این حال، اگر گوشه ای از این پرونده بالا برود، دیگر نگه داشتن آن زیر میز خیلی هم آسان نیست، به ویژه اگر سازمان مورد نظر، فیفا باشد. سازمانی که 14 مقام بلند پایه آن به تقلب، اخاذی و پولشویی متهم شده اند. همه می دانند که خیلی بد می شود اگر درگیری های قانونی و حقوقی یک ورزش محبوب مانند فوتبال، از خود این ورزش خبرسازتر و جذاب تر بشود.

درسی که  آموخته شد: تلاش نکنید تا از سوپرانوها به عنوان مدل سازمانی استفاده کنید. (کنایه ای است به تک صدایی در فیفا).

4. نستله

 شاید برخی فکر کنند که نستله فقط  شکلات یا نسکافه می سازد. اما این شرکت طیف وسیعی از محصولات غذایی را به بازار ارایه می کند، از جمله غذای حیوانات خانگی. اما، از بخت بدش، نوعی ماهی که در ساخت یکی  از این غذاها  به کار می رفت، توسط کشتی‌ای گرفته می شد که برده های ربوده  شده در آن کار می کردند، در حالی که به غل و زنجیر بسته شده بودند و مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند.  تضادی آزاردهنده بین کارگران برده و غذاهای لوکس حیوانات خانگی؛ آن هم توسط شرکتی که شعارش «غذای خوب، زندگی خوب است».

درسی که آموخته شده: در دنیای مملو از اطلاعات امروز، قدرت برند شما، به اندازه ضعیف ترین حلقه در زنجیره تامین شماست.

5. مک دونالد

مک دونالد این روزها حال و روز خوبی ندارد و از همه سو مورد هجوم واقع شده است. 2015 سالی سرشار از چالش های بزرگ برای بزرگترین رستوران زنجیره ای جهان و ارایه دهنده بیشترین غذای آماده به حساب می آید. از یک سو مک دونالد متهم شده است برای پرداخت دستمزد کم تر، از کارگران جوان و عمدتا زیر 21 سال استفاده می کند. از سوی دیگر با تبلیغات وسیع کودکان را به خوردن فست فودهایی که برای سلامتی آن ها زیان دارد ترغیب می کند. هواداران محیط زیست هم می گویند که این شرکت برای پرورش دام و مرغ و ... مزارع و جنگل های زیادی را به نابودی کشانده است. و اوضاع وقتی به رسوایی کشید که آزار حیوانات و تغذیه اجباری پر از چربی برای رشد سریع پرندگان و سایر حیوانات هم به پرونده های این شرکت اضافه شد. این مجموعه رنگارنگ اتهامات باعث شد مک دونالد تعداد زیادی از مشتریانش را از دست بدهد. کمپین های زیادی برعلیه این رستوران معروف به راه افتاده است و مک دونالد به جای آن که تلاش کند که وضعیت پرداخت هایش را سروسامان دهد و سرویش های بهتری را ارایه کند، تصمیم گرفت که با تبلیغات بیشتر برندش را صیقل کاری کند.

درسی که آموخته شد:  شما نمی توانید برای حل کردن مشکل یک محصول، برندتان را در بوق و کرنا کنید.

برچسب: