باورهایی که باید از آن‌ها دوری کرد
 سه دروغی که آدم‌های ناموفق به خودشان می‌گویند
مسیر موفقیت از جایی آغاز می‌شود که ما همه چیز را آنگونه که هست ببینیم. حقایق زیادی در باره موفقیت در کسب و کار وجود دارند از جمله این که: اگر مراقب مشتریانت نباشی، کسان دیگر هستند مراقب آن‌ها باشند. کسب و کار به فروش مربوط نمی‌شود، کسب و کار یعنی ارتباط. ارتباط و همبستگی همیشه به معنی رابطه علت و معلولی نیست. ولی آخرین و شاید درست‌ترین معنی آن این است که همه ما در کنار هم باهوشتر از هر کدام به تنهایی هستیم.

هر یک از این‌ها یک اصل اساسی برای پیشرفت در زندگی و تجارت هستند، اما باورهای نادرستی وجود دارند که افراد را به عقب می‌رانند، مانع پیشرفتان می‌شوند و توانایی‌های آنان را محدود می‌کنند. در ادامه سه باور نادرستی را عنوان می‌کنیم که آدم‌های ناموفق به آن‌ها اعتقاد دارند.

1-" من مدرک دانشگاهی دارم‌، پس سزوار داشتن شغل هستم"

پر واضح است که داشتن هر نوع مدرک دانشگاهی، تضمینی برای داشتن شغل محسوب نمی‌شود و این شامل مدرک کارشناسی ارشد و دکترا هم می‌شود. در سیستم‌های سرمایه‌گذاری، دلیل این که شما شغل ندارید این است که هیچ ارزشی را به  بازار اضافه نمی‌کنید. بهترین راه برای اضافه کردن ارزش به بازار، حل مسائل است و اجرت شما متناسب با دشواری، بزرگی و تخصصی بودن آن مشکل خواهد بود. به جای آن که نگران پیدا کردن شغل باشید، شروع به یافتن راه حل برای مشکلات موجود نمایید.

2- " ما باید وایرال شویم"

این باور نادرست در میان قشر جوانتر از جمله نسل هزاره (دهه هفتاد) و نسل وای ( اوایل دهه 80 تا اواخر دهه 90 میلادی) رواج دارد. در حقیقت، جوانان این دوره از انواع رسانه همچون فیلم‌های آنلاین، موسیقی، گیف‌ها، بازی‌ها و غیره استفاده می‌کنند و با دستکاری و یا تغییر محصولات رسانه‌ای، آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند.

ممکن است تصویرآنلاین یک بچه گربه را پیدا کنند، فیلتر اسنپ‌چپ را بیافزایند و به اشتراک بگذارند، یا ممکن است یک قطعه ویدیویی" خنده‌دار" را ضبط کنند و به اشتراک بگذارند. جمله‌ای که دائم تکرار می‌کنند این است که: " این یکی حتماً ویرال می‌شود و ما پولدار می‌شویم." در حالی که بسیاری از آثار هنری مشهور، مثلاً در حوزه موسیقی یا فیلم، که بسیار پرمخاطب بوده‌اند بدون آن که به این روش وایرال شوند، گل کرده‌اند. ویرال‌ها، ضرورتاً شهرت و یا بازگشت مالی مثبتی ندارند. به عبارت دیگر، ویرال شدن ≠ موفق شدن.

3- " من برای موفق شدن باید شبیه آدم‌های موفق باشم"

این باور غلط زمانی نمود پیدا می‌کند که آدم‌ها فراتر از معیارهایشان زندگی می‌کنند و این موضوع اصلی کتاب توماس استنلی تحت عنوان "همسایه میلیونر" است. این موضوع به خصوص در مشاغلی افرادی همچون وکلا، پزشکان، معماران، سهامداران و غیره مشهود است.

 کتاب استنلی بیشتر روی این نکته تمرکز دارد که اکثر ثروتمندان در آمریکا در واقع افرادی هستند که به  مشاغلی همچون لوله‌کشی، خشکشویی و تعمیر خودرو مشغول هستند که در آغاز کار خود با صرفه‌جویی توانسته‌اند اندوخته‌ای را پس‌انداز کنند و یک کسب و کار فنی را از ابتدا راه‌اندازی و آن را توسعه دهند. مانند تمام پدر مادرها، این میلیونرهای خودساخته به طور غریزی می‌خواهند که فرزندانشان آدم‌های موفق‌تری باشند و سختی‌هایی که آنان در زندگی خود داشته‌اند را تجربه نکنند، به همین دلیل فرزندان تشویق می‌شوند تا مشاغل حرفه‌ای را در زمینه‌هایی که پتانسیل بالایی دارند همچون پزشکی، مالی یا قانون، دنبال کنند.

استنلی می‌گوید نیمی از این بچه‌ها پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، بیش از 120 هزار دلار بدهی دارند قبل از آن که حتی شغلی داشته باشند یا جایی استخدام شده باشند. استنلی ادعا می‌کند کسانی که به دنبال مشاغل مهم و رده بالا هستند، احساس می‌کنند که مجبورند در محله‌های مناسبی زندگی کنند، ماشین‌های مناسبی را سوار شوند و لباس‌های در خور و مناسبی را بپوشند. یک چنین زندگی سطح بالایی هزینه‌های بالا هم دارد.

اتفاقی که می‌افتد این است که والدینی که با اشتغال به کارهای فنی ثروتمند شده‌اند باید مبالغی را به خاطر سبک زندگی فرزندان خود که قصد دارند به سراغ مشاغل اداری بروند،هزینه کنند. بیشتر ثروتی که این والدین طی ده‌ها سال تلاش و کوشش جمع‌آوری کرده‌اند، خرج فرزندان بزرگترشان ‌می‌شود بدون آن که این مبلغ را به عنوان ارث دریافت کرده باشند. فقط برخی از والدین هستند که متوجه می‌شوند به جای کمک به فرزندانشان ، در واقع دست و پای آن‌ها را می‌بندد، چون به جای صرفه جویی، مصرف تظاهری و لوکس بودن را به آن‌ها می‌آموزند. گرچه اجتناب از این باورهای غلط برای اکثر ما یک امر بدیهی است، اما همچنان جدا کردن حقیقت از افسانه برایمان دشوار است.

 

برچسب: