آخر هفته با شبکه: به بهانه درگذشت استیون هاوکینگ
نقد و بررسی فیلم «تئوری همه چیز»: گذری بر زندگی استیون هاوکینگ
خبر رسید که روز گذشته استیون هاوکینگ، نابغه علم فیزیک درگذشته است. هاوکینگ زندگی پر فراز و نشیب و خاصی داشت. او در روز مرگ گالیله (8 ژانویه) به دنیا آمد و در روز تولد انیشتین (14 مارس) از دنیا رفت. در مورد دستاوردهای علمی این سه، کارشناسان علم فیزیک و ستاره‌شناسی نظر خواهند داد اما به هر صورت هاوکینگ نیز به اندازه دو دانشمند دیگر در زمان خودش معروف و محبوب شد. فیلم The Theory of Every Things نام فیلمی است که در سال 2014 در مورد زندگی هاوکینگ ساخته شد. در این مطلب به نقد و بررسی این فیلم می‌پردازیم.

«نظریه همه چیز» اثری درام و عاشقانه است که با فیلمنامه‌نویسی آنتونی مک‌کارتن و به کارگردانی جیمز مارش ساخته شد. این فیلم بر اساس کتاب «سفر به بی‌نهایت: زندگی من با استیون» به نویسندگی «جین وایلد هاوکینگ» است که همسر اول استیون هاوکینگ بوده است. فیلم بیشتر از اینکه بخش علمی و کاری هاوکینگ را نشان دهد، تمرکز خود را بر روی زندگی شخصی و عاطفی او گذاشته است.
شاید سخت باشد که هاوکینگ را از نظر جسمی مانند دیگران تصور کنیم. اما او هم زمانی می‌دوید، دوچرخه‌سواری می‌کرد و می‌رقصید. فیلم با فضایی شاد از زندگی روزمره استیون در دوران جوانی آغاز می‌شود. خیلی زود دختری به نام «جین» وارد زندگی او می‌شود. جین در رشته ادبیات و هنر تحصیل می‌کند و به لحاظ اخلاقی و اعتقادی تفاوت زیادی با استیون دارد. این دو به یکدیگر علاقه‌مند می‌شوند اما ادامه رابطه آنها تحت شعاع اتفاقی قرار می‌گیرد. علائم بیماری ALS به تدریج در بدن استیون پدیدار می‌شود؛ بیماری‌ای که سیستم عصبی  را مورد حمله قرار می‌دهد و با تضعیف ماهیچه‌ها، فلج عمومی ایجاد می‌کند. بخش‌های مرتبط با بیماری استیون یکی از غمناک‌ترین لحظات فیلم محسوب می‌شود.

اگر نمیتوانید ویدئو را به صورت تمام‌صفحه ببینید اینجا را کلیک کنید

علی‌رغم اطلاع جین از این قضیه و اینکه استیون تنها دو سال زنده است، او با استیون ازدواج می‌کند و نشان می‌دهد که عشق حد و مرز نمی‌شناسد. در ادامه نیز، فیلم سکانس‌های عاطفی و تراژیک بسیار دارد و آنقدر خوب به تصویر کشیده شده که بعید است کسی تحت تأثیر این سکانس‌ها قرار نگیرد. شاید نتوان تئوری همه چیز را در ژانر بیوگرافی قرار داد، چرا که در بخش‌هایی بار احساسی فیلم بسیار بیشتر از حالت واقعی است و در اواخر فیلم نیز سعی در ارائه پیام‌های مستقیم در مورد زندگی انسان‌ها دارد.
استیون از ابتدا هم جایگاه بزرگی در تاریخ داشت. در بخشی از فیلم، استادش او را به آزمایشگاهی در دانشگاه کمبریج می‌برد و یادآوری می‌کند که «تامپسون» در اینجا الکترون را کشف کرده و «رادرفورد» اتم را شکافته است. با این وجود بعد از شنیدن خبر بیماری‌اش، افسرده می‌شود و انگیزه‌ای برای ادامه کارش ندارد. اما جین باعث شد استیون به داخل سیاه‌چاله زندگی‌اش کشیده نشود. او توانست با مشکلاتش کنار بیاید و زندگی را اینگونه بپذیرد. او می‌دانست که هر چقدر هم که جسمش تحلیل برود، مغزش آسیبی نخواهد دید و همین کافی بود تا مطالعه روی نظریه خودش را ادامه دهد. 
«ادی ردماین» بازیگر نقش استیون، شباهتی با هاوکینگ واقعی دارد اما با کمک گریم خوب، این شباهت به اوج خود رسیده و انگار خود هاوکینگ نقش را بازی می‌کند. البته توانایی ردماین در تقلید حرکات هاوکنیگ نیز موثر است و به عنوان کارکتری که در نیمی از مواقع توانایی حرف زدن ندارد، عملکرد بی‌نظیری داشته است. «فلیسیتی جونز» در نقش جین نیز به خوبی ردماین ایفای نقش می‌کند و حرف نزدن‌های استیون را جبران می‌کند. هر دو در سکانس‌های احساسی  سنگ تمام گذاشته‌اند و توانایی آنها در تحت تاثیر قرار دادن مخاطب جلب توجه می‌کند. 

جین که یک تنه مسئول تحمل شرایط استیون است، به تدریج خسته و خسته‌تر می‌شود. او تنهاست و دیگر توانایی ادامه دادن ندارد. به همین خاطر طلاق را بهترین راه برای حل مشکل می‌داند. البته مخاطب دیدگاه منفی نسبت به تصمیم جین ندارد. به لطف فیلم‌نامه و کارگردانی، هم در لحظات شکل گرفتن رابطه و هم در لحظات جدایی این دو، می‌توان با کارکترها همذات‌پنداری کرد و از تصمیم جین حمایت کرد.
«تئوری همه چیز» سعی کرده است بازه زیادی از زندگی استیون هاوکینگ را به نمایش بگذارد و تا حد ممکن به واقعیت پایبند باشد. این فیلم با ارائه نکات برجسته و ریز عاطفی از زندگی هاوکینگ، و با کمک سکانس‌ها و دیالوگ‌های احساسی، بعد دیگری از زندگی این دانشمند را به مردم دنیا نشان داد. خود هاوکینگ نیز علاقه زیادی به ساخت فیلمی این چنینی داشت تا اعلام کند که همه چیز او کهکشان و سیاه‌چاله نیست. 

The Theory of Every Things در کسب عنوان‌های مختلفی نامزد و برنده شد. 5 نامزدی اسکار، 4 نامزدی گلدن‌گلوب، 10 نامزدی بَفتا و برنده شدن در 6 مورد از آنها از افتخارات این فیلم است:

برنده اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد (ادی ردماین)
نامزد اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن (فلیسیتی جونز)
نامزد اسکار بهترین فیلم
نامزد اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی
نامزد اسکار بهترین موسیقی فیلم

برنده گلدن‌گلوب بهترین بازیگر مرد در فیلم درام (ادی ردماین)
برنده گلدن‌گلوب بهترین موسیقی متن
نامزد گلدن‌گلوب بهترین فیلم درام
نامزد گلدن‌گلوب بهترین بازیگر زن در فیلم درام (فلیسیتی جونز)

امتیاز IMDB:
7.7/10
امتیاز Rotten Tomatoes:
78/100
امتیاز MetaCritics:
72/100
بودجه ساخت:
15 میلیون دلار
باکس آفیس داخلی:
35 میلیون دلار
باکس آفیس جهانی:
87 میلیون دلار

 

David Thewlis

Felicity Jones

Eddi Redmayne

(James Marsh(Director

Charlie Cox

Emily Watson
 

 

برچسب: