حمیدرضا مازندرانی

این روزها پردازش ابری به یک رویکرد ساده و کارآمد برای مدیریت و ذخیره‌سازی اطلاعات کاربران، شرکت‌ها و سازمان‌ها بدل شده است. هرچند بازیگران زیادی در عرصه ارائه خدمات ابری فعالیت می‌کنند، اما برخی از آن‌ها قدرتمندتر از سایرین هستند، چه به‌واسطه زیرساخت‌های گسترده‌ای که دارند و چه به‌دلیل سرویس‌های کم‌نظیری که ارائه می‌کنند. در این میان، می‌توان به شرکت مایکروسافت اشاره کرد. مایکروسافت را همه با سیستم ‌عامل ویندوز می‌شناسند. اما این شرکت بزرگ و نام‌‌آشنا چند سالی است که اهمیت پردازش ابری را دریافته است، به طوری که شاید سال‌های آینده ویندوز اولین محصول مایکروسافت نباشد که به ذهن می‌رسد. ورود مایکروسافت به دنیای پردازش ابری با Azure شروع شد. این سرویس عمدتاً از نوع سکو به‌عنوان سرویس PaaS است که در آن برنامه‌نویسان می‌توانند برنامه‌های خود را در محیط پردازش ابری توسعه بدهند.
اگر اهل مطالعه در زمینه فناوری اطلاعات باشید، احتمالاً با این گزاره موافق هستید که بسیاری از نوشته‌های تحلیلی در وب‌سایت‌ها و نشریات با رویکردی به فرم «چنین بود و چنان شد» یا «چنین است و چنان خواهد شد» نوشته می‌شوند؛ یعنی در گذشته یک وضعیتی وجود داشته که به لطف پیشرفت‌های علمی به وضعیتی متفاوت و بهتر از قبل بدل گشته است. یا این که امیدوار هستیم پیشرفت‌های بعدی در علم و دانش شرایط فعلی را بهبود بخشد.
این نوشتار یکی از موضوعاتی را که به نظر می‌رسد اخیراً مورد توجه بیشتری قرار گرفته است، بررسی می‌کند. یادگیری ماشین یکی از راه‌هایی است که انتظار می‌رود شبکه‌های بهتری برای ما بیافریند و ما قصد داریم به آن بپردازیم.
امروزه ما در یک بزنگاه تاریخی ایستاده‌ایم. از یک سو تجربه دو قرن صنعتی‌سازی را اندوخته‌ و با آن انس گرفته‌ایم و از سوی دیگر پیشرفت‌های خیره‌کننده در حوزه فناوری اطلاعات الگوهای نوینی را در زمینه کسب و کار پیش روی ما گذاشته‌اند. در این میان، بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌ها تغییرات را حس و برای آن تدابیری نیز اتخاذ کرده‌اند. اما برای بسیاری دیگر گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است، پس نیازی هم به تغییر در ساختار شرکت خود نمی‌بینند. در این نوشتار، بر آن هستیم چندین جنبه از تأثیرات فناوری اطلاعات را بر فرآیندهای کاری بررسی کنیم، به امید اینکه برای صاحبان کسب و کار و اندیشمندان اقتصادی مفید باشد.
اگر دائم تلگرام خود را چک می‌کنید، این مطلب را بخوانید!
14 ارديبهشت 1396
پرداختن مکرر به این امر که فناوری اطلاعات و ارتباطات دگرگونی‌های وسیعی را در زندگی ما ایجاد کرده است، از اهمیت آن نمی‌کاهد. در واقع، این مبحث را می‌توان از جنبه‌های مختلفی واکاوی کرد. یکی از جنبه‌های قابل توجه، مصرف وسواس‌گونه اینترنت (Compulsive Internet Use) است که در سال‌های اخیر پژوهش‌های فراوانی درباره آن انجام شده است.
روش‌های نوین مکان‌یابی در محیط بسته
26 فروردين 1396
در سال‌های اخیر سامانه‌های مکان‌یابی در محیط بسته (Indoor Positioning Systems) کاربردهای فراوانی یافته‌اند. این سامانه‌ها با بهره‌گیری از فناوری‌های ارتباطی مختلف نظیر وای‌فای، بلوتوث و جی‌پی‌اس، به کاربران (شامل انسان‌ها، روبات‌ها و سایر اشیا) کمک می‌کنند مکان خود را در یک محیط بسته ردیابی کنند. این فناوری کاربردهای زیادی دارد که در ادامه متن به آن‌ها اشاره خواهد شد. در این گزارش به دو مورد از کارهای جدید پژوهشی در این زمینه اشاره خواهیم کرد که عبارت‌اند از: استفاده از نور مرئی برای تعیین موقعیت افراد و بهره‌گیری از انبوه‌سپاری به‌منظور انجام بهتر فرآیند مکان‌یابی.
پدیده‌ای به‌نام همزاد دیجیتالی
23 فروردين 1396
بر اساس یک باور قدیمی هر شخص همزادی دارد که در یک دنیای موازی همزمان با وی زندگی می‌کند و رشدی همگام با او دارد. این موضوع دست‌مایه‌ ساخت شماری از فیلم‌ها و داستان‌های تخیلی شده است. با این حال مفهوم جدیدی موسوم به همزاد دیجیتالی (Digital Twins) ابداع شده است که یک مبحث فناورانه است و به‌هیچ عنوان ماورایی و تخیلی نیست. پس اگر تنها به‌دنبال هیجان هستید، می‌توانید از خواندن ادامه این متن صرف‌نظر کنید!
آیا جایگاه فناوری 100G در صنعت رونق می‌یابد؟
17 فروردين 1396
در چند سال گذشته بازار فناوری اترنت رشد سریعی را تجربه کرده است و انتظار می‌رود این روند صعودی ادامه داشته باشد. بنا به گزارش IHS Infonetics، تا پایان سال 2019، اترنت 100 گیگابیت بر ثانیه (100G) بیش از 50 درصد ارتباطات در مراکز داده را بر عهده بگیرد. همچنین در سه سال گذشته درآمد صنعت از این فناوری 21 درصد افزایش داشته و به رقم 1.4 میلیارد دلار رسیده است. حال باید دید چه عامل یا عواملی صنعت را به استفاده از این شبکه‌ها به پیش می‌راند؟ آیا این یک پیشرفت واقعی است که به انقلابی در صنعت شبکه منجر خواهد شد یا باید آن را هیجانی گذرا دانست؟ در این گزارش به دو عامل در این زمینه -یکی مبتنی بر عرضه و دیگری مبتنی بر تقاضا- اشاره خواهیم کرد.
هر شبکه اجتماعی نظیر فیسبوک را می‌توان با یک گراف مدل‌سازی کرد. کاربران رأس‌های این گراف هستند و هر رابطه دوستی نیز یک یال است که دو رأس را به یکدیگر متصل می‌کند. البته در برخی شبکه‌ها ارتباطات به صورت دوطرفه نیست؛ برای مثال اینستاگرام مبتنی بر دنبال کردن است که در این موارد باید از یال‌های جهت‌دار استفاده کرد. گراف یک شبکه اجتماعی واقعی ممکن است بسیار بزرگ باشد. برای نمونه گراف شبکه فیسبوک شامل بیش از یک میلیارد رأس (متناظر با هر کاربر) است که مسلماً تعداد بسیار زیادی یال (متناظر با هر رابطه دوستی) در آن موجود است. می‌توان گراف‌های موجود را تحلیل کرد و به نتایج ارزشمندی در این زمینه رسید. در این نوشتار برخی از این تحلیل‌ها را تا حد امکان به زبان ساده بیان می‌کنیم.
جهان پیرامون ما از لحاظ منابع فیزیکی محدود است و در همین راستا علوم مختلفی همچون مهندسی و اقتصاد شکل گرفته‌اند. دنیای شبکه‌های بی‌سیم نیز از این قاعده خارج نیست و در بسیاری از ابعاد از جمله پهنای باند قابل استفاده و توان تجهیزات، محدودیت‌هایی وجود دارد. از طرف دیگر، نرخ ترافیک در شبکه‌های بی‌سیم در حال افزایش است.

صفحه‌ها

اشتراک در حمیدرضا مازندرانی