نگاهی به تأثيرگذاری تلفن‌های همراه و ساعت‌های هوشمند بر بازار ساعت‌های مچی
ساعت چند است!؟
از وقتی که نخستین گوشی همراهم را خريداری کردم نقش ساعت‌مچی در زندگی روزانه‌ام رفته‌رفته کمرنگ شد و سپس کاملاً رنگ باخت. اصراری بر اين کار نداشتم اما وقتی می‌ديدم آن‌چه را که از ساعت مچی‌ام انتظار دارم با گوشی هم می‌توان انجام داد نيازی نمی‌ديدم همزمان هر دو وسيله را به‌همراه داشته ‌باشم.

در صفحه «گاوصندوق» شماره 155 نيز به‌طور خلاصه به‌اين موضوع اشاره کردم و اين‌که کنجکاو هستم بدانم گسترش جهان‌گير تلفن‌های همراه تا چه‌اندازه بر بازار ساعت‌های مچی مکانيکی تأثير گذاشته ‌است. موضوع وقتی جالب‌تر می‌شود که می‌بينيم شرکت‌هایی مثل سامسونگ، اپل، سونی، ريزر و بسياری ديگر حتی پا را فراتر گذاشته‌اند و با چرخيدن حول مفهومی به‌نام ساعت‌های هوشمند يا اسمارت‌واچ بيش از آن‌چه که تصور می‌شد به قلمرو غول‌های ساعت‌ساز دنيا نزديک شده‌اند. هرچند شرکت‌های سازنده ساعت‌های مچی ميان‌رده از مدتی پيش چرخش خود به‌سمت اين موج نو را آغاز کرده‌اند اما رويارویی نام‌داران دنيای فناوری با شرکت‌هایی که گاه بيش از يک قرن در صنعت بزرگ و سودآور ساعت‌‌های دست‌ساز و گران‌بها سابقه دارند کار آسانی نيست. 

تيک تاک در بازار، پيک در آمار! 
پرسش اين است که آيا جايگاه بی‌رقيب تلفن‌های همراه در زندگی مردم سراسر دنيا بر موقعيت ساعت‌های مچی مکانيکی تأثيرگذار بوده‌است؟ اگر بله، چگونه؟ نيک بيلتون از نويسندگان نيويورک تايمز در سپتامبر سال گذشته مقاله جالبی نوشته‌ و در همان آغاز از خوانندگانش خواسته ‌بود آن‌چه را که می‌گويد امتحان کنند. او گفته ‌بود: «يک روز به‌صورت تصادفی به‌سمت رهگذران زير 25 سال برويد و بی‌آن‌که کلمه‌ای حرف بزنيد فقط به مچ دست‌تان اشاره کنيد.» سپس افزوده ‌‌بود، به‌احتمال زياد آن‌ها بی‌آن‌که متوجه شوند منظورتان چيست از کنارتان رد می‌شوند و می‌روند. پيش‌بينی بيلتون البته بي‌راه و بی‌پايه نبود. در سال 2010 مديران کالج بليوت ويسکانسين امريکا فهرستی از الگوهای رفتاری دانشجويان ورودی جديد خود را در اختيار استادان دانشگاه قرار ‌دادند تا با فرهنگ و فضای فکری دانشجويان جديد آشنا شوند. در يکی از مطالب مندرج در اين گزارش آمده ‌بود: دانشجويان ورودی جديد اصلاً متوجه نمی‌شوند که وقتی کسی به مچ دستش اشاره می‌کند يعنی دارد ساعت را از آن‌ها می‌پرسد. دانشجويان ورودی جديد به‌دست‌شان ساعت نمی‌بندند و به‌جای آن از گوشی‌های همراه خود استفاده می‌کنند. 

 شکل 1 » این عکس مجموعه‌ای از ساعت‌های شرکت سوئيسی سواچ را در نمايشگاه سالانه Baselworld در سال 2013 نشان می‌دهد (عکاس: جیانلوکا کولا / منبع: بلومبرگ). 

درست است که گزارش فوق را نمی‌توان به همه جوامع و کشورها و از جمله ايران تعميم داد و به‌طور حتم اگر همين آزمايش در ايران (حتی در محيط‌های آکادميک) صورت بگيرد، نتيجه‌ بسيار متفاوت‌ خواهد بود زیرا ساعت‌های مچی مکانيکی در ايران هنوز مهجور نشده‌اند و درنتيجه اشاره به مچ دست برای پرسيدن ساعت هنوز و حتی برای نسل نو نيز رفتار آشنایی است، با اين‌حال نفوذ گسترده تلفن‌های هوشمند در زندگی مردم و اين‌که می‌توانند به‌تنهایی و همزمان کار چند وسيله مختلف و از جمله ساعت مچی را انجام دهند، واقعيتی بديهی است. اين موضوع مرا ياد اتفاقاتی می‌اندازد که بر دنيای دوربين‌های عکاسی گذشت و دوران گذار از فناوری آنالوگ به ديجيتال را رقم زد؛ دورانی که در گذر از آن بعضی از نام‌ها همچنان جايگاه خود را پاس داشتند و بعضی ديگر کم‌وبيش به حاشيه رفتند. در بررسی بازار ساعت‌های مچی مکانيکی دو نکته مهم جلب‌توجه می‌کند؛ نکته نخست، موضع شرکت‌های شهير و بزرگ ساعت‌سازی است که برندها و محصولات گران‌قيمت‌شان زبانزد است. آن‌ها معتقد هستند که نه تلفن‌ها و نه ساعت‌های هوشمند هيچ‌کدام نمی‌توانند موقعيت ساعت‌های لوکس و گران‌بها را تضعيف کنند، چون کسانی که ساعت‌های چندهزار دلاری می‌خرند هدف‌شان فقط دانستن زمان نيست. روبرت‌ژان بروئر، مدير و مؤسس شرکت تحليل اطلاعات Chronolytics نيز که روی بازار ساعت‌های لوکس تحقيق می‌کند می‌گويد: «ساعت‌های هوشمند بر برندهای لوکسی مانند رولکس و سواچ تأثيری نخواهند داشت.» طبق تحليل‌های او، بين مشتريان علاقه‌مند به ساعت‌های مچی هوشمند و آن‌هایی که دوست دارند بابت خريد ساعت‌های مکانيکی گران‌بها پول بپردازند تفاوت محسوسی وجود دارد و گروه دوم ساعت را برای اهدافی بسيار متفاوت‌تر از اهداف گروه اول خريداری می‌کنند. علاوه‌بر فلزات و جواهرت گران‌بهایی مانند پلاتين و الماس که در ساخت چنين محصولاتی به‌کار می‌رود، علت اين‌که بعضی‌ها حاضر هستند چنين ارقامی را بپردازند دست‌ساز بودن اين ساعت‌ها است. آن‌ها چنين مبالغی را پرداخت می‌کنند زیرا معتقدند مردان و زنانی زبده با صرف زمانی طولانی چنين وسيله‌های پيچيده و دقيقی را ساخته‌اند. به‌نظر آن‌ها آن‌چه که از خط توليد انبوه کارخانه‌ها بيرون می‌آيد، هرگز به‌پای ساعت‌های دست‌ساز و لوکسی نمی‌رسد که در دره ژورای سوئيس، کانون صنعت بزرگ ساعت‌سازی اين کشور ساخته می‌شوند. 

 شکل 2 » رونمایی و عرضه ساعت‌های هوشمند Galaxy Gear سامسونگ در بازار ژاپن. اين ساعت‌ها در بازار ژاپن توسط شرکت KDDI و با برند au عرضه می‌شوند (عکاس: کیوشی‌اوتا / منبع: بلومبرگ).  

نکته دوم توجه به وضعيت شرکت‌هایی است که ساعت‌های مکانيکی ميان‌رده و ارزان‌تری می‌سازند. اگر برندهایی مانند رولکس و سواچ به محصولات لوکس خود و پرستيژ‌شان در چشم مشتری اتکا دارند، تکيه‌گاه برندهای ارزان‌تر بازار چيست؟ شرکت‌های سازنده ساعت‌های مچی الکترونيکی و مکانيکی متعارف (غيرهوشمند) برای هماهنگ شدن با شرايط روز بازار دارند به فناوری ديجيتال و هوشمندسازی محصولاتشان متمايل می‌شوند. اگر چنين اتفاقی بيافتد و مردم نيز به‌ خريد اين ساعت‌های جديد راغب باشند، تلفن‌‌های همراه در درازمدت تأثيری بر اين شرکت‌ها نخواهند گذارد و ساعت‌های مچی آن‌ها اين‌بار در لباس ساعت‌های هوشمند بازخواهند گشت. سامسونگ سال گذشته از دستگاهی به‌نام Galaxy Gear رونمایی کرد که يک ساعت مچی هوشمند با نمايشگر لمسی 1.63 اينچی بود و دوربين و بلندگوی داخلی هم در آن جاسازی شده‌ بود. ساعت هوشمند سامسونگ می‌توانست بيش از 70 برنامه کاربردی را اجرا کند. با اين‌که دستاورد سامسونگ سروصدای زيادی به‌پا کرد اما در نوع خود نخستین نبود. زیرا سونی نيز چند ماه پيش از آن SmartWatch 2 را رونمایی کرد که مساحت نمايشگرش 2 اينچ مربع بود و می‌توانستيد با آن ايميل‌های‌تان را چک کنيد و در شبکه‌هایی مثل توييتر مطالب متنی بنويسيد و بخوانيد. در همان سال کوالکام نيز ساخته خود به‌نام Toq Smart Watch را معرفی کرد. در اين ميان، اپل نيز از مدت‌ها پيش نام iWatch را به‌عنوان برندی اختصاصی به ثبت رسانده‌ و خبر رسيده‌ بود در حال استخدام توسعه‌دهندگانی تا برای اين شرکت ساعت هوشمند طراحی کنند. اما چرا با تمام اين اتفاق‌ها، آمارها از روند کلی روبه‌رشد صنعت ساعت‌های مچی غيرهوشمند حکايت دارند!؟

 شکل 3 » روند روبه‌گسترش ساعت‌های هوشمند بر بازار بزرگ اين ساعت‌های مچی دست‌ساز و گران‌بها تأثيری نگذاشته‌ است (ماخذ عکس: سايت wthejournal)

برای مثال يورو مانيتور اينترنشنال در يکی از گزارش‌های خود اعلام کرده‌ بود که هرچند فروش ساعت‌های مچی در سال 2008 ميلادی 4 درصد کاهش يافت و درسال بعد 10 درصد ديگر نيز به‌اين افت افزوده ‌شد اما از آن سال به بعد (و با بهبود وضعيت اقتصادی) اين شاخه بزرگ صنعتی دوباره موقعيت خود را بازيافت و حتی پيش‌بينی می‌شود که فروش آن تا سال 2017 تا 30 درصد ديگر نيز افزايش يابد. ليز شتلان، رئيس شرکت تحقيق و توسعه MVI Marketing، متخصص پژوهش درباره جواهرات و سنگ‌های قيمتی و صنعت ساعت‌های مچی نيز می‌گويد، در حال حاضر ميانگين قيمت ساعت‌های لوکس (آن‌هایی که قيمت خرده‌فروشی‌شان 1000 دلار به بالا است) 2500 دلار است و قبل از آخرين پسرفتی که در اين صنعت اتفاق افتاد هرگز چنين قيمت بالا و فروش خوبی مشاهده نشده ‌بود. پس موضوع چيست؟ در پاسخ بايد گفت، صنعت ساعت‌های مچی روند رو‌به‌رشد خود را مرهون برندهای لوکسی مانند رولکس است و اگر از اين بخش بازار چشم بپوشيم، ديگر شاخه‌ها در دراز مدت از سوی تلفن‌ها و ساعت‌های هوشمند تهديد می‌شوند. به‌همين علت بعضی از شرکت‌های حاضر، از هم‌اکنون برآن شده‌اند تا محصولات خود را با شرايط روز هماهنگ و با امکانات مدرن تلفيق کنند. از اين نظر ساعت‌‌های مچی‌ همه منظوره برندهایی مانند «ديويد يورمان»، «TAG Heuer»، «مووادو» و «اومگا» در چند سال گذشته عملکرد خوبی داشته‌اند. 

 «دينگ‌دينگ...»، ساعت‌های هوشمند و صدای نو! 
پاسکال کوئينگ، مدير ارشد مؤسسه سوئيسی و تازه‌تأسيس Smartwatch Group که کار آن تحقيق درباره وضعيت صنعت ساعت‌های هوشمند و نحوه توسعه آن است می‌گويد، در سال 2013 ارزش بازار جهانی صنعت ساعت‌های هوشمند به 700 ميليون دلار رسيد که در مقايسه با سال 2012 ده برابر شده‌بود. در سال 2014 اين صنعت همچنان با تداوم رشد خود به ارزشی 5/2 ميليارد دلاری دست خواهد يافت که البته حتی در اين‌صورت نيز وسعت آن تنها 5 درصد وسعت بازار بزرگ ساعت‌های مچی متعارف است. اما در سال‌های آتی صنعت‌ ساعت‌های هوشمند به رشدی سه‌رقمی دست خواهد يافت و درنتيجه فاصله خود را با بازار ساعت‌های متعارف رفته‌رفته کاهش خواهد داد. به گفته وی، جذاب‌ترين ويژگی ساعت‌های هوشمند ازنظر کاربران توانایی آن‌ها در پاييدن فعاليت‌ها و وضعيت سلامتی صاحبان‌شان است. محصولاتی مانند فيول‌باند و فيت‌بيت، ساخت شرکت نام‌آشنای نايکی (Nike) به‌خاطر امکانات‌شان در نظارت بر سلامتی انسان در ميان مشتريان جذابيت زيادی پيدا کرده‌اند. 
جذابيت بعدی اين ساعت‌ها برای کاربران قابليت آن‌ها در اطلاع‌رسانی است. باتوجه به‌اين‌که تبادل گونه‌های مختلف پيغام‌های الکترونيک بين مردم روزبه‌روز درحال افزايش است و از طرف ديگر تلفن‌های هوشمند نيز رفته‌رفته بزرگ‌تر می‌شوند، عده‌ای ترجيح می‌دهند به‌جای آن‌که هر چند دقيقه يک‌بار گوشی را از جيب يا کيف‌شان درآورده و وارسی کنند، اعلان‌های مربوطه را روی ساعت مچی هوشمندشان دريافت کنند. هم‌اکنون 30 هزار توسعه‌دهنده دارند برای ساعت‌های هوشمند برنامه کاربردی می‌سازند و برآيند چنين تلاش‌هایی سلامتی، امنيت، کارایی و اتصال‌پذيری بيش‌تر است. انتظار می‌رود تا پايان سال جاری ميلادی شمار عرضه‌کنندگان ساعت‌های مچی هوشمند با افزايشی پنج برابری از 40 شرکت به 200 شرکت افزايش يابد. 

 شکل 4 » ساعت هوشمند Galaxy Gear سامسونگ مانند همين اسمارت‌فونی که در تصوير ديده می‌شود می‌تواند عکس بگيرد، ايميل بفرستد و تماس تلفنی برقرار کند. هم تلفن‌های همراه و هم ساعت‌های هوشمند ‌اينک رو در روی صنعت چندين ميليارد دلاری ساعت‌های مکانيکی قرار گرفته‌اند (عکاس: توبیاس شوارز از رويترز / منبع: نيويورک تايمز). 

همچنين با رشد انفجاری توسعه‌دهندگان برنامه برای اين سکوی جديد، روند رشد اين صنعت در سال‌هایی که در پيش‌ است سرعت بيشتری به‌خود خواهد گرفت. همچنين پيش‌بينی می‌شود تا پايان امسال اپل و گوگل بين ده بازيگر برتر اين بازار باشند، البته تا لحظه نگارش اين مقاله iWatch اپل هنوز رونمایی نشده‌‌ است. با اين‌همه، بسياری از منتقدان و نيز کارکنان شاغل در شرکت‌های سازنده آشکارا اظهار می‌دارند که ساعت‌های هوشمند متصل به‌ شبکه هنوز پديده‌های نارسيده‌ و ناپخته‌ای هستند و از آمادگی لازم برای عرضه انبوه به بازار برخوردار نيستند. پاسکال کوئينگ نيز با اين گفته‌ها موافق است اما اين نکته را هم می‌افزايد که پيشرفت‌های جاری در فناوری حسگرهای الکترونيک، توسعه برنامه‌های کاربردی و سرمايه‌های ميليارد دلاری که در واحدهای تحقيق و توسعه اين شرکت‌ها هزينه می‌شود رسيدن اين ميوه نو را تسريع خواهد کرد. 
علاوه‌بر اين، درحالي‌که نخستین مرحله از سير تکاملی ساعت‌های هوشمند بيش‌تر بر پياده‌سازی فناوری‌های مدرن متمرکز بود، در مرحله بعدی تکامل اين ساعت‌ها، طراحی و نمای ظاهری‌شان در کانون توجه سازندگان قرار خواهد گرفت. در اينجا است که تازه‌واردان ديجيتال می‌توانند از تجارب بسيار و گران‌بهای صنعت ساعت‌های مچی سنتی که در ظرافت و طراحی حرف‌های بسياری برای گفتن دارند، بهره ببرند. 
در پايان و با مدنظر قرار دادن آن‌چه که گذشت، تصور می‌شود که اگر به‌راستی تمايل عمومی به استفاده از ساعت‌های مچی ميان‌رده مکانيکی کاهش يافته ‌باشد دو سناريو را می‌توان برای آينده شرکت‌های فعال در اين صنعت متصور شد: يا آن‌ها نيز بايد از راهی که امثال سونی و سامسونگ گشوده‌اند دنباله‌روی و به هوشمند و مدرن‌سازی ساخته‌های‌شان روی آورند تا در صحنه رقابت باقی بمانند يا اين‌که رويه فعلی را ادامه دهند که در اين‌صورت چه‌بسا ساعت‌های مکانيکی ميان‌رده به‌مرور از بازار حذف و به سرنوشت دوربين‌های آنالوگ (در برابر ديجيتال) دچار شوند. در چنين شرايطی تنها برندهای لوکس و گران‌بها در صحنه باقی خواهند ماند زیرا تا مدت‌های مديد مشتريان خاص خود را خواهند داشت. البته سناريوی دوم بعيد به‌نظر می‌رسد: اين‌که نام‌های بزرگ اين صنعت با سوابقی طولانی در برابر شرايط بازار واکنش مؤثری از خود نشان ندهند.

منابع:
- سايت فوربز، نويسنده: آريل آدام (مصاحبه با پاسکال کوئينگ)، مارس 2014
- سايت نيويورک تايمز، نويسنده: نيک بيلتون، سپتامبر 2013
- سايت مارکت‌واچ، نويسنده: ماريا لامانگا، سپتامبر 2013
- سايت statisticbrain، نقل آمارهای مربوط به بازار ساعت‌های مچی متعارف در سال 2013

 

برچسب: