سرمقاله

در قسمت اول مبحث حل مساله در شماره ۲۲۰ شبکه با عنوان «مسئله‌ای هست یا مسئله‌ای نیست؟» نگاهی گذرا داشتم به موضوعات حل مسئله و اهمیت آن، درماندگی آموخته شده، نقش به هم خوردن و یا ایجاد تعادل در به وجود آمدن و حل مسائل. همچنین تعریفی ساده از مسئله ارایه و مهارت حل مسئله را بررسی کردم. همچنین در یادداشت شماره ۲۱۲ ماهنامه شبکه تحت عنوان «آیا دنیای ۲۰۲۰ جایی برای شما ذخیره خواهد کرد؟» به رتبه‌بندی «مجمع جهانی اقتصاد» در مورد مهارت‌های مهم شناختی در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۲۰، اشاره کردم که مهارت حل مسائل پیچیده در صدر مهارت‌ها ذکر شده است. برای درک بهتر مطالب این یادداشت بهتر است که نگاهی به مقالات فوق داشته باشید.
این یادداشت، سومین و احتمالا واپسین یادداشت در مقطع فعلی در مورد تفکر انتقادی است. در نخستین آن‌ها در شماره ۲۱۴ شبکه، شمایی کلی از تفکر انتقادی و مولفه‌های اساسی تشکیل‌دهنده آن، تعریف عملیاتی و ضرورت پرداختن به این مقوله را مورد کنکاش قرار دادم. در دومین یادداشت، در شماره ۲۱۶ شبکه، تعاریفی رسمی‌تر از تفکر و تفکر انتقادی از متفکران این حوزه ارائه دادم و منابعی به زبان فارسی در این زمینه معرفی کردم. در این یادداشت هم تلاش کردم تا به رابط ماشین و هوش مصنوعی با تفکر انسانی و به ویژه تفکر انتقادی نگاهی بیندازم. امیدوارم که طرح این موضوع، آغازی باشد برای دوستانی که کم‌تر با این مقوله آشنا بوده‌اند و انگیزه‌ای باشد برای مطالعات عمیق‌تر در این زمینه.
انقلاب چهارم و کار ما
11 مرداد 1398
انقلاب چهارم صنعتی، انقلابی عجول است. فناوری‌ها و ابزارها، همه با عجله می‌آیند؛ یا خیلی سریع راه خود را در میان صنایع و مردم باز می‌کنند و یا با عجله، غزل خداحافظی را سر می‌دهند. کم نیستند فناوری‌هایی که در تنها دو دهه ظهور کردند و شکوفا نشده بار سفر بستند. این انقلاب منتظر کسی نمی‌ماند. اصل حقوقی «ندانستن، رافع مسئولیت نیست» بیش از همه در این عصر کاربرد پیدا می‌کند. در آخر پاییز، کسی از ما نخواهد پذیرفت که، نمی‌دانستم، امکانات نبود، اینجا جهان سوم است و بهانه‌هایی از این دست. آن زمان، برای ما تنها یک جواب وجود خواهد داشت: باید می‌دانستی.
فکر کردن یکی از موضوعاتی است که بیشترین سوءتفاهم و کج‌فهمی را در دنیای امروز به وجود آورده است. هدف من در این یادداشت آموزش شیوه‌های تفکر و حتی تفکر انتقادی نیست. بنا به قولی که داده بودم در شماره 212 مجله که مهارت‌های ده‌گانه غیرفنی مورد نیاز دنیای 2020 را به صورت کوتاه توضیح دهم (آیا دنیای 2020 جایی برای ما ذخیره خواهد کرد؟)، این یادداشت را به تفکر انتقادی اختصاص داده‌ام.
همه ما پدر و مادرهایی را دیده‌ایم که تلاش می‌کنند فرزندان خود را با انواع مهارت‌ها آشنا کنند تا بتوانند در دنیای آینده جایی برای خود بیابند. آن‌ها نه تنها برای تحصیلات کلاسیک فرزندان خود اهمیت زیادی قایل می‌شوند، بلکه اوقات فراغت آن‌ها را نیز با انواع کلاس‌ها برای یادگیری زبان‌های خارجی، دوره‌های موفقیت در کنکور و دوره‌های فنی برای اخذ مدارک مهم فنی پر می‌کنند. اگرچه شاید بعضی از این آموخته‌ها بتوانند در آینده فرزندانشان موثر واقع شوند، آن‌چه که کم‌تر به چشم می‌خورد، تلاش والدین و تا حد زیادی فرزندان آن‌ها برای فراگیری مهارت‌هایی است که صرفا از دانشکده‌ها و یا دوره‌های فنی به دست نمی‌آیند.
در حالی که دستش را دراز کرد بود که کاسه سوپ را بردارد، مادرش کاسه سوپ را از جلو دستانش برداشت و به برادر کوچک‌ترش داد. این رفتار مادر، چندان هم غیرمعمول نبود. از هر فرصتی استفاده می کرد تا او را تحقیر کند. پدرش اگرچه مانند مادر سعی در آزار او نداشت، اما هر از گاهی با ‌صدای بلند در خانه تکرار می‌کرد که بچه به ‌این زشتی تا حالا کسی ندیده. وضعیت در مدرسه‌ هم چندان بهتر نبود. علی رغم این که دانش‌آموز تیزهوشی بود اما معلمش، به دلیل مهاجر و اقلیت بودن او، از هیچ فرصتی برای این که ثابت کند که او هوش زیادی ندارد نمی‌گذشت. با این همه کوچه پس‌کوچه‌های بروکلین را با پاهای ورم‌کرده می‌گشت تا کتابخانه‌ای و کتابی تازه‌ای پیدا کند.
در بسیاری از ادارات ما، بنیادهای دولتی و نیمه‌دولتی (سابق) و حتی خصوصی و نیمه‌خصوصی، شما یک مجرم هستید. این که یک مجرم تمام عیار هستید یا خرده‌پا، بستگی به اداره‌ای دارد که می‌روید و بستگی به خواسته‌ای دارد که دارید. اما در اصل مجرم بودنتان شک نکنید. هم مجرمید و هم موجودی مزاحم که یا خلوت شاعرانه کارمندی را آشفته‌ کرده‌اید یا مزاحم مناظره کارشناسانه چند کارمند در فردای روز بازی پرسپولیس و استقلال شده‌اید...
در آستانه بیست‌ویک‌سالگی، شبکه از چندسو مورد هجوم قرار گرفته است. در این بیست سال، شبکه کم بحران به خود ندیده است. بحران‌هایی که هر یک به تنهایی می توانستند بنگاه فرهنگی کوچکی را به نابودی بکشانند. هر چه بود اما، نهالی که در بیست سال قبل کاشتیم، به کمک طیف وسیعی از دوستان و همکاران، و البته با استقبال و کمک مخاطبان، بیست‌سالگی را نیز تجربه کرد. رسیدن به بیست‌سالگی را می‌توانیم به نفع خود تفسیر کنیم و چنین فرض کنیم که حداقلی از رضایت از جانب مخاطبان و شرکت‌ها وجود داشته است.
در این‌که با وجود گرمای زیاد تابستان این دیار و کم‌آبی و انواع زیادها و کم‌های دیگر، فصلی سرد را در وادی کسب‌وکار در پیش خواهیم داشت، بر کسی پوشیده نیست. صنعت و تجارت کشور بعد از یک دوره تحریم‌های شدید، نوعی از ثبات را در چند سال گذشته تجربه کرد که نمی‌توان آن را رونق کامل اقتصادی و صنعتی دانست، اما به‌دلیل ثبات‌ نسبی قیمت‌ها و شرایط اقتصادی و امکان همکاری با تعدادی از بازیگران بین‌المللی عرصه‌های کسب‌وکار توانست نوعی از رشد را تجربه کند. اما با توجه به تحولات سیاسی به نظر می‌رسد که این دوره ثبات نسبی نیز به پایان خود نزدیک شده است.
چرا خشم و عصبانیت برای بر باد دادن یک شغل کافی هستند؟
28 خرداد 1397
چرا خشم و عصبانیت براى بر باد دادن یک شغل کافى هستند؟ برای این که خشم و به دنبال آن عصبانیت همه چیزهایی را که برای بر باد دادن یک شغل کافی است را در خود یک جا جمع کرده‌اند.

صفحه‌ها

اشتراک در سرمقاله
پشتیبانی توسط ایران دروپال