تفکر انتقادی

این یادداشت، سومین و احتمالا واپسین یادداشت در مقطع فعلی در مورد تفکر انتقادی است. در نخستین آن‌ها در شماره ۲۱۴ شبکه، شمایی کلی از تفکر انتقادی و مولفه‌های اساسی تشکیل‌دهنده آن، تعریف عملیاتی و ضرورت پرداختن به این مقوله را مورد کنکاش قرار دادم. در دومین یادداشت، در شماره ۲۱۶ شبکه، تعاریفی رسمی‌تر از تفکر و تفکر انتقادی از متفکران این حوزه ارائه دادم و منابعی به زبان فارسی در این زمینه معرفی کردم. در این یادداشت هم تلاش کردم تا به رابط ماشین و هوش مصنوعی با تفکر انسانی و به ویژه تفکر انتقادی نگاهی بیندازم. امیدوارم که طرح این موضوع، آغازی باشد برای دوستانی که کم‌تر با این مقوله آشنا بوده‌اند و انگیزه‌ای باشد برای مطالعات عمیق‌تر در این زمینه.
تفکر انتقادی؛ مهارتی نرم که سخت به‌دست می‌آید
16 شهريور 1398
اگر دانه گندمی را بکارید و کمی‌ هم از آن مراقبت کنید، و یا حتی نکنید، ده‌ها دانه کاملا شبیه آن به‌دست می‌آورید. هنگامی که توله سگی به‌دنیا می‌آید، بی آنکه تلاشی به خرج دهد به یک سگ کامل در نوع خود تبدیل می‌شود. اما نوزاد انسان پس از به‌دنیا آمدن، برای این که به یک انسان نمونه نوع خود تبدیل شود، باید هم مراقبت بسیار از او به‌عمل آید و هم آموزش و پرورش کافی ببیند. نوزاد انسان به صرف انسان زاده شدن انسان نمی‌شود. او باید فرآیند انسان شدن را بیاموزد. و این کار در دنیای امروز دست کم به دو دهه زمان نیاز دارد. دلایل این امر در این مطلب نمی‌گنجد اما همین‌قدر بگویم که انسان در جریان رشد خویش در طول میلیون‌ها سال، همه آنچه را که امروز به‌عنوان غریزه می‌شناسیم از دست داده و تنها کشش‌ها و یا علایق شدید (Drive) برایش باقی مانده است. متاسفانه، تفکر، از جمله این کشش‌ها نیست و انسان باید آن را بیاموزد. به عبارتی، انسان باید انسان شدن را بیاموزد.
فکر کردن یکی از موضوعاتی است که بیشترین سوءتفاهم و کج‌فهمی را در دنیای امروز به وجود آورده است. هدف من در این یادداشت آموزش شیوه‌های تفکر و حتی تفکر انتقادی نیست. بنا به قولی که داده بودم در شماره 212 مجله که مهارت‌های ده‌گانه غیرفنی مورد نیاز دنیای 2020 را به صورت کوتاه توضیح دهم (آیا دنیای 2020 جایی برای ما ذخیره خواهد کرد؟)، این یادداشت را به تفکر انتقادی اختصاص داده‌ام.
اشتراک در تفکر انتقادی
پشتیبانی توسط ایران دروپال