متغیرهای پیشبرنده و بازدارنده توسعه کسب و کار!
 10 عامل بازدارنده‌ای که کارآفرینان باید بر آن‌ها غلبه کنند!
وقتی با انسان‌های بسیار موفق صحبت می‌کنید، به شما می‌گویند که در برهه‌هایی از دوران حرفه‌ای خود احساس شکست می‌کردند. نه به این دلیل که اعتماد به نفس نداشتند، بلکه به این دلیل که سرهر چیزی خطر می‌کردند. تفاوت بین افراد موفق و کسانی که هرگزخبری از آن‌ها نمی‌شنویم این است که افراد موفق با وجود تمام مشکلات به راهشان ادامه می‌دهند.

کارآفرینان موفق اغلب با موانع و عوامل بازدارنده‌ای مواجه می‌شوند که به نظر می‌رسد غلبه بر آن‌ها غیرممکن باشد، اما این افراد همچنان راهشان را از میان همین موانع می‌یابند. حال ببینیم این عوامل بازدارنده که کارآفرینان باید از پس آن‌ها بربیایند، کدامند:

مطلب پیشنهادی

۵ دلیل برای فرار از مدرسه‌
چرا مدارس دانش‌آموزان را برای دنیای واقعی آماده نمی‌کنند؟

1- مطالبه زودهنگام منابع مالی برای سرمایه‌گذاری‌های پرخطر

یکی از اشتباهات رایج کارآفرینان این است که وقتی هنوز آمادگی لازم را ندارند، به دنبال سرمایه‌گذاری‌های پرمخاطره هستند. اگر هنوز آماده نیستید، مطالبه سرمایه می‌تواند کسب و کار شما را نابود کند. راهکار این است که بدانید چه هستید و چه نیستید. اگر رشد کسب و کارتان کند است و اصلاً درآمدی ندارید، پس به احتمال زیاد آمادگی لازم برای مطالبه سرمایه‌گذاری‌های پرمخاطره را هم ندارید. تامین‌کنندگان سرمایه دوست دارند زمانی در یک کسب و کار سرمایه‌گذاری کنند که آن کسب و کار پتانسیل رشد درآمد و بازدهی سریع را داشته باشد.

2-  مدل کسب و کار مقیاس‌ناپذیر

ایجاد یک مدل کسب و کار که انعطاف‌پذیری کافی جهت رشد و پیشرفت را داشته باشد، یک عمل سنجیده و آگاهانه است- کاری که اکثر بنیانگذاران یا از آن چشم‌پوشی می‌کنند یا این که خیلی زود در مورد آن اقدام می‌کنند. قبل از هرگونه تلاش برای رشد و پیشرفت کسب و کار، باید کاربران اصلی خود را شناسایی کنید و مطمئن شوید که محصول شما متناسب بازار است، کانال‌های بازاریابی که بیشترین بازگشت سرمایه را دارند، بشناسید و منابع را توسعه دهید تا مقیاس‌گذاری امکان‌پذیر گردد.

3- فقدان تنوع

کارآفرینانی که تمام تمرکز خود را روی یک محصول - ابتکار عمل یا بخشی از بازار- می‌گذارند، اغلب با نتایج فاجعه‌آمیزی مواجه می‌شوند. آن‌ها توجه خود را در درجه اول صرف محصولاتی می‌کنند که خوب به فروش رسیده‌اند. راهکار این است که تلاش خود را روی محصولات دیگر هم متمرکز کنند و به فکر ایجاد تنوع در محصولات باشند.

4- استخدام‌های نادرست

هر کسب و کاری سرمایه‌ محدودی برای کارمندان خود دارد، پس استخدام افراد مناسب- و فقط افراد مناسب- بسیار حائز اهمیت است. شما باید تنها افرادی را استخدام کنید که می‌توانند کارهایی را انجام دهند که به طور خودکار انجام نمی‌شوند. بدنبال افرادی باشید که بیش از یک مهارت دارند و می‌توانند نقش‌های متفاوتی ایفا کنند. در نهایت، روی استعدادهایی سرمایه‌گذاری کنید که ایده‌های خوب و متفاوتی را برای شما به ارمغان می‌آورند، خلاقیت یک ویژگی بسیار مهم و کم ارزش است.

5- از دست دادن کارمندان کلیدی

مشکل استخدام کارمندان خیلی خوب این است که آن‌ها هم انتخاب‌های خود را دارند و ممکن است در صورت یافتن موقعیت شغلی بهتر و یا یک در پی ایجاد یک تغییر، بخواهند محل کاری فعلی خود را ترک کنند. هر کسب و کاری ممکن است کارمندان مهمی را از دست بدهد که به عقیده آن جایگزینی برای آنان وجود ندارد. اولین وظیفه چنین شرکت‌هایی آن است که جای خالی آن‌ها را با  گزینه‌های درست و مناسب پر کنند.

6- از دست دادن مشتریان کلیدی

مشتریانی که با هدف تغییر در استراتژی یا کاهش هزینه‌ها و یافتن شرایط بهتر، شما را ترک می‌کنند. شاید این مشتریان برای شما جزو مهمترین مشتریانتان باشند، اما برای آن‌ها شما فقط یک فروشنده از میان هزاران فروشنده هستید. وقتی شرکتی مشتری اصلی خود را از دست می‌دهد، دو وظیفه دارد، اول این که در پی جبران کسب و کار از دست رفته باشد و دیگر این که به کارمندان خود اطمینان خاطر دهد که همه چیز تحت کنترل است.

7- فقدان بازاریابی محتوا و شبکه‌های اجتماعی

طبیعی است که کارآفرینان روی صلاحیت و شایستگی اصلی خودشان تمرکز کنند، اما چنین امکانی وجود ندارد که بتوان محصولی را به تنهایی فروخت. کسب و کارها- بخصوص کسب و کارهای جدید با سرمایه محدود- اغلب منابع ناکافی را به بازاریابی اختصاص می‌دهند. بدون بازاریابی محتوا، بازاریابی از طریق شبکه‌های اجتماعی و کمپین‌های اختصاصی دیگر، به احتمال زیاد بهترین محصول جهان نیز برای مردم ناشناخته باقی می‌ماند.

8- فقدان تمرکز روی داده‌ها

وقتی کسب و کار خود را آغاز می‌کنید، اصرار دارید که تصمیم‌گیری‌ها تا حد امکان منطقی و با استفاده از داده‌ها و اطلاعات صورت بگیرند تا پشتیبانی برای تمام انتخاب‌های خود داشته باشید. به طور کلی خوب است، اما داده‌ها می‌توانند شما را تا همین اینجا پیش ببرند. شما باید از استدلال‌های احساسی و هیجانی استفاده کنید و کمی هم به غرایز خود تکیه نمایید- اغلب کارآفرینان بعد از یک یا دو سال متوجه این موضوع می‌شوند.

9- ایده‌ها واقعاً آنگونه که به ذهن خطور می‌کنند، عملی نمی‌شوند

ایده‌ها موجب پیشبرد کسب و کارها می‌شوند، اما ایده‌های فوق‌العاده به تنهایی کاری از پیش نمی‌برند. فقط به این دلیل که شما چیزی را در ذهن خود می‌پرورانید به این معنی نیست که همه چیز همانطور که می‌خواهید از آب دربیایند. ایده‌ها شکننده هستند و متغیرهای پیش‌بینی نشده می‌توانند مانع شما در اجرای آن‌ها شوند. بهترین کارآفرینان این موضوع را درک کرده و روی غلبه بر موانع کار می‌کنند.

10- اضافه پرداخت به کارشناسان

  بنیانگذاران وقتی کسب و کاری را راه‌اندازی می‌کنند، مورد حملات جسورانه و مصمم افرادی قرار می‌گیرند که در فروش مهارت‌های گرانقیمت‌شان استعداد دارند. یک مدیریت فوق‌العاده، برترین اصل در موفقیت است، اما این مدیریت همیشه از به معنی استفاده از افراد گرانقیمت با شرایط آنچنانی نیست.

برچسب: 

افزودن دیدگاه جدید