18 اصل مهم در کسب‌وکارهای قدرتمند
رهبران کسب‌وکارها و مدیران اجرایی، بیشتر مواقع اصول زندگی را از نحوه راه‌اندازی کسب‌وکارشان جدا می‌کنند. به نظر نمی‌رسد قضیه این‌گونه باشد. در واقع، ما از اصولی بسیار شبیه به همین اصول، برای توسعه فردی استفاده می‌کنیم و مستقیماً آن‌ها را در چگونگی رسیدن به زندگی‌های کاری خود به کار می‌گیریم. در این مقاله اصولی را که کسب‌وکارهای قدرتمند به آن پایبند هستند، بررسی می‌کنیم.

آن‌ها به پیشرفت می‌اندیشند
بخش اصلی هر فرهنگ سازمانی این است که افراد بدانند از کجا آمده‌اند و چه چیزی آن‌ها را به اینجا رسانده است. داشتن باور قوی درباره اینکه چه کاری می‌کنیم و چرا کار می‌کنیم، بخشی از روند درگیرسازی کارکنان (Employee Engagement) است. برای کسب‌وکارها مهم است که پیام محکم و رسایی را عنوان کرده و فرهنگی سازمانی را استوار کنند. فرهنگ سازمانی همچنین، بیانگر سرمایه‌گذاری در دانش بازار و بینش عمیق در بخش‌هایی از کسب‌وکار است که در آن فعالیت داریم.

آن‌ها ناراحتی‌ها را تحمل می‌کنند
تجارت برای کسانی که قلب ضعیفی دارند مناسب نیست. رهبری اداره‌‌ها، بخش‌ها و شرکت‌ها می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. هیچ‌گاه صددرصد دوست‌داشتنی نخواهید بود. گاهی تصمیماتی می‌گیرید که خوشایند نیست. به‌عنوان رهبری لایق در کسب‌وکار باید بتوانید در مواقع خاصی ناملایمات را تحمل کنید.

آن‌ها سودمندانه فکر می‌کنند
از کجا بدانیم که در اندیشه مالک یا مالکان یک کسب‌وکار چه می‌گذرد؟ ما به فرایند داخلی در درون شبکه ارتباطی آن مجموعه نگاه می‌کنیم. به اینکه چگونه رهبران با یکدیگر کار می‌کنند؟ آیا در کنار هم سودمند‌ترند یا اینکه رقابت شخصی بین آنان تا حدی زیاد است که به یکدیگر اطمینان ندارند؟ آیا کارمندان از ترس، جرئت گفتن واقعیت را به معاون رئیس ندارند؟ این محیط نمی‌تواند پربار و سودمند باشد. آیا افراد مجموعه شما می‌توانند حقیقت، اختلافات سودمند و نوآوری را تحمل کنند؟ اگر شرکت شما چنین محیطی دارد، پس در مسیر درستی برای برقرای ارتباطات مفید و ثمربخش قرار گرفته است.

آن‌ها انرژی ذهنی خود را خردمندانه خرج می‌کنند
در خصوص موضوعاتی که قصد دارید در آن‌ها وارد شوید و خودتان را درگیر کنید، مقررات انضباطی محکمی داشته باشید. تمام شرکت‌ها یا بنگاه‌های بزرگ، سیاست‌هایی دارند که با جاه‌طلبی‌ فردی ادغام شده‌اند. این موضوع می‌تواند محیط‌های رقابتی و بسیار چالش‌برانگیزی را به وجود بیارود. راهبرد موفق آن است که شیوه جنگی خود را هوشمندانه انتخاب کنید. شما قادر نیستید تمام ویرانی‌ها را آباد کنید. 

آیا افراد مجموعه شما می‌توانند حقیقت، اختلافات سودمند و نوآوری را تحمل کنند؟ اگر شرکت شما چنین محیطی دارد، پس در مسیر درستی برای برقرای ارتباطات مفید و ثمربخش قرار گرفته است.

آن‌ها باورهای اصلی خود را ارزیابی می‌کنند
رهبران کسب‌وکارها باید هر روز خود را در آیینه نگاه کرده و احساس کنند انتخاب‌ و تصمیم‌گیری آنان مجموعه‌شان را به مسیر درست هدایت خواهد کرد. آن‌ها باید باورها و اعتقاداتی داشته باشند که همواره به انتخاب‌هایشان جهت دهد. حفظ جایگاه رقابتی و آمادگی در بازار کار، آرزوی همه رهبران در کسب‌وکار است. 

آن‌ها بر سر قدرت باقی می‌مانند
این‌گونه کسب‌وکارها با صداقت، برند یا نام‌ تجاری تأثیربرانگیزی را ساخته‌اند و تحت سیاست‌های پولی کارآمدی کار می‌کنند. از بسیاری جهات، این مطلوب‌ترین ویژگی در فهرست است. آماده بودن و رقابتی ماندن در بخش‌ خاصی از بازار، خواسته همه رهبران در کسب‌وکار است.

آن‌ها آماده به کارند و موفق در شایستگی‌‌هایشان
آیا گروه رهبری مجموعه شما برای کارمندان شناخته‌شده و در دسترس است؟ آیا کارمندان این احساس را دارند که شما آن‌ها را می‌شناسید یا این حس در آنان تقویت شده است که تیم اجرایی در دسترس نیستند و هیچ انتقادی به آن‌ها وارد نیست؟ کسب‌وکارهای آینده باید رهبرانی داشته باشند که بتوانند شایستگی‌های خود را حفظ کنند و ارتباطات‌دهندگان خوب و الهام‌بخشی باشند.

آن‌ها از زمان تنهایی خود لذت می‌برند 
آیا کسب‌وکار شما درگیر توسعه خزانه استعدادهایش است؟ آیا رهبران مستعد را در میان خودتان توسعه می‌دهید؟ فراهم کردن شرایط رشد و توسعه داخل شرکت، یکی از عاقلانه‌ترین سرمایه‌گذاری‌های است که می‌توانید انجام دهید. این کار از چندین جهت سودآور است. توسعه شغلی ضمن افزایش درگیری کارمندان با کار و ارائه فرصت‌هایی که انعطاف‌پذیری کارمندان را در سناریوهای کاری نسبتاً امن بالا می‌برد، می‌تواند به شناسایی رهبران آینده نیز کمک کند.

آیا شما تمایلی به شکست دارید؟ آیا کسب‌وکار شما برای حفظ بقای خود آن‌چنان امن و بی‌خطر پیش می‌رود که درگیر این موضوعات نمی‌شود؟

آن‌ها مایلند شکست بخورند
می‌دانیم که برخی از موفق‌ترین کارآفرینان در مسیر تحول بازار، پیشرو هستند. این موضوع می‌تواند جایگاهی پرمخاطره باشد و هر روز به اندازه موفقیتی که در پیش دارند، برایشان شکست به همراه داشته باشد. آیا شما تمایلی به شکست دارید؟ آیا کسب‌وکار شما برای حفظ بقای خود آن‌چنان امن و بی‌خطر پیش می‌رود که درگیر این موضوعات نمی‌شود؟ به یقین، امنیت، جایگاه و موقعیت خود را در کسب‌وکار دارد، اما نه برای درازمدت و نه برای کسانی که برای رسیدن به قله موفقیت هر بلایی را به جان می‌خرند.

آن‌ها موفقیت دیگران را جشن می‌گیرند
آیا شرکت شما به فکر ایجاد محیطی پرکار و خلاق است؟ محیطی که رقابت را توسعه می‌دهد اما نه به قیمت ارتباطات انسانی که چرخ این کسب‌وکار را می‌چرخانند؟ باید دستاوردها را بشناسیم، این شناخت به ما نیرو می‌دهد تا برای رسیدن به آن‌ها تلاش کنیم. این نگرش می‌تواند به دیگر کارکنان نیز انتقال یابد، اما باید از رده‌های بالا شروع شود. انسان‌ها با ایده‌ها و نگرش‌هایشان شناخته می‌شوند و به خاطر دستاوردهایشان اعتبار پیدا می‌کنند.

آن‌ها کاملاً مسئولیت رفتار گذشته خود را می‌پذیرند
آیا گروه رهبری شما پاسخ‌گو است؟ آیا قدرت پاسخ‌گویی فردی را ارتقا می‌دهد؟ آیا فضای شرکت به گونه‌‌ای است که همه کارکنان تقصیرها را گردن دیگری می‌اندازند؟ هیچ‌کس نمی‌خواهد شغلش را از دست بدهد، اما پاسخ‌گو نبودن در شرکت، می‌تواند همه‌گیر شود. در نهایت اینکه اطمینان از پاسخ‌گویی موجب تصمصیم‌گیری‌های خوب در لحظه می‌شود.

آن‌ها در حال حاضر روی انرژی سرمایه‌گذاری می‌کنند
گروه رهبری مجموعه شما تا چه اندازه در مدیریت روزبه‌روز موفق عمل می‌کند؟ مدیریت ذره‌بینی را ترویج می‌دهد یا تصمیم‌گیری را به دیگران واگذار می‌کند؟ هر دوی این روش‌ها می‌توانند در حیطه‌های مختلف پیامدهای مثبت و منفی داشته باشند. رهبران تأثیرگذار با شیوه‌ای تلفیقی که در آن، موقعیت، تعیین‌کننده شیوه و روش است، به مدیریت روزبه‌روز رسیده‌اند. مدیریت روزبه‌روز مستلزم آن است که مدیران خط مقدم مهارت‌های ارتباطی و مربیگری خوبی داشته باشند.   

ما می‌توانیم با مشتریانمان مهربان باشیم؛ آن هم با سرمایه‌گذاری در فرایندهای داخلی ثمربخش و تولید محصولات با کیفیت مطلوب. 

آن‌ها مایلند ریسک‌های محاسبه‌شده انجام دهند
آیا کسب‌وکار شما ریسک‌های محاسبه‌شده انجام می‌دهد؟ آیا آنقدر تحت فشار هستید که نمی‌توانید یک دوره شکست را به سلامت پست سر بگذراید؟ یقیناً ریسک کردن لازمه کسب‌وکارهای جهانی است، اما ریسک بیش از حد خطرناک است. ریسک‌پذیری می‌تواند زندگی حرفه‌ای کارمندان، بقا و خودکفایی کسب‌وکار را تقویت ‌کند. تمام رهبران باید نقش مؤثری در متعادل‌سازی ریسک‌ها داشته باشند و مسیری را انتخاب کنند که به رشد و توسعه درازمدت بیانجامد.

آن‌ها مهربانند
آیا کسب‌وکارها هم می‌توانند مهربان باشند؟ البته که می‌توانند. بازارهای جایگزین بازار سوخت از بسیاری جهات سعی دارند با این سیاره مهربان باشند. ما می‌توانیم با مشتریانمان مهربان باشیم؛ آن هم با سرمایه‌گذاری در فرایندهای داخلی ثمربخش و تولید محصولات با کیفیت مطلوب. می‌توانیم با ایجاد محیط کاری مثبت، با کارمندان خود مهربان باشیم. ترویج دادن روش‌هایی که فشارهای روانی را کاهش و سلامتی را ارتقا می‌دهند نیز به این موضوع کمک می‌کند. این احتمالاً ساده‌ترین راه برای یکپارچه کردن اکثر بخش‌های کسب‌وکار ما و همچنین روشی است که رابطه مستقیمی با ویژگی فردی دارد.

خوشحال می‌مانند
آیا کسب‌وکارتان می‌تواند در زمان‌های سخت و دشوار تاب بیاورد؟ آیا حتی وقتی که زیر ذره‌بین هستید، می‌توانید نگرش مثبت خود را حفظ کنید؟ هر کسب‌وکاری فشارهای نظارتی، مالی و اخلاقی خود را دارد. آیا می‌توانید در مواجه با این فشارهای سخت و دشوار همچنان رویکرد مثبت خود را حفظ کنید؟ توانایی مثبت ماندن در چنین شرایطی، در واقع بیانگر خصلت و ویژگی تیم رهبری است.

آن‌ها تغییرات را با آغوش باز می‌پذیرند
تغییرات مداوم تنها چیزی است که نباید تغییر پیدا کند. هرروز ممکن است بسیاری موضوعات تغییر کنند. دولت، بازار سهام، فضای مالی حاکم، بلایای طبیعی و چیزهای دیگری که می‌توانند موانع و فرصت‌هایی را بر سر کسب‌وکار ایجاد کنند. کمتر پیش می‌آید که یک تغییر، فقط یک چالش باشد، اما تقریباً همیشه فرصتی است برای افراد که بتوانند از آن استفاده کنند؛ حتی اگر فقط به دلیل روش متفاوت آن در حل مشکل باشد. ما باید با آغوش باز تغییرات را بپذیریم، به‌خصوص در این بازار فناوری جهانی که دائم در حال تغییر است.

برنامه‌ریزی استراتژیکی درازمدت، از جمله بهترین روش‌ها برای مهار کردن و پیش‌بینی حوادث گریزناپذیر و کنترل‌نشدنی است

 کنترل کارها را در دست دارند
برنامه‌ریزی استراتژیکی درازمدت، از جمله بهترین روش‌ها برای مهار کردن و پیش‌بینی حوادث گریزناپذیر و کنترل‌نشدنی است. هنگامی‌که گروه رهبری درگیر حفظ و نگهداری طرح مؤثر و درازمدتی است و به طور منظم به آن رسیدگی می‌کند، چند موضوع اتفاق می‌افتد. گروه اغلب مشغول تنظیم و برقراری ارتباط با طرح است. آن‌ها تمام بحث‌های زمینه‌ای را که در نهایت به بحث و تصمیم‌گیری‌های حیاتی می‌انجامد، درک می‌کنند و با استفاده از همین اولویت‌بندی‌ها، توانایی رسیدگی به مسائل کوچک دنیای خود را نیز دارند.

آن‌ها از حرکت نمی‌ایستند
تفکر درباره آینده و اجتناب از تفکر درباره «وضع موجود» در حرف آسان است اما در عمل نه. تعداد کسب‌وکارهایی که بتوانند چنین موضوعی را واقعاً تحمل کنند و در کنار آن به ترویج محیطی نوآور نیز بپردازند، بسیار اندک هستند. رهبران کسب‌وکارها می‌توانند این نوع تفکر را در میان خودشان ترویج دهند، اما در ایجاد محیطی که این طرز تفکر در میان کارمندانشان وجود داشته باشد، ناتوانند. وقتی بخش‌هایی از بازار را بررسی می‌کنند که سریع‌ترین رشد را دارند و در آینده مناسب‌ترین خواهند بود، به‌وضوح بر نوآوری تمرکز می‌کنند. 

==============================

شاید به این مقالات هم علاقمند باشید:

11 تلقينی كه افراد موفق هر روز با خود تكرار می‌كنند

افراد موفق، این هشت چیز را قربانی می‌کنند

اگر موفقیت می‌خواهید، این ۲۵ ویژگی را از خود دور کنید

۱۰ تفاوت افراد طبقه متوسط و  افراد ثروتمند

پرونده‌های نیمه‌باز را ببندید تا درهای موفقیت باز شود

برای رسیدن به موفقیت، این ۸ نکته را از مؤسس علی‌بابا یاد بگیرید

چرا ثروتمندترین مرد چین پیش از میلیاردر شدن شادتر بود

۵ سئوالی که هر فردی باید از مدیرش بپرسد

تابلوی موفقیت خود را به دیوار کدام خانه نصب می‌کنید؟ (نگاهی به چهارخانه موفقیت)

این ۱۲ عادت قاتل بهره‌وری شما هستند

۲۰ راز بهره‌وری فوق‌العاده افراد بسیار موفق

اگر می‌خواهید قبل از ۳۰ سالگی مدیرعامل شوید، این ۳ نکته را به خاطر بسپارید

برچسب: 

افزودن دیدگاه جدید