ماجراي اول
چندي پيش يكي از يادداشتهاي اخير ژان دورژاك، ستوننويس باهوش و <هميشه شاكي> مجله پيسيمگزين نظرم را جلب كرد. تيتر مطلب چنين بود: <جنون گوشي موبايل بايد همين حالا متوقف شود!> دورژاك تقريباً اينطوري مطلبش را آغاز كرده بود: <حالم بد شد از بس درباره مدلهاي گوشيهاي جديد خوندم!>
تا يه مدل جديد آيفون يا آندروييد گوگل مياد تو بازار ظرف چند دقيقه اينترنت پر ميشه از بحث ونظر درباره قابليتهاي مدل جديد. انگار كه يك اثر ادبي فوق العاده به دنيا معرفي شده!>. دورژاك در حقيقت از اينكه اين روزها مردم وقت و انرژي زيادي براي صحبت پيرامون مدلهاي جديد - كه به زودي از مد خواهند افتاد - ميگذارند، غرولند ميكرد. اما همين منتقد در شماره اخير مجله پي سيمگزين مطلبي نوشته با عنوان: <موبايل آينده: فهرست قابليتهايي كه آرزو ميكنم> كه طي آن فهرستي از قابليتهاي بسيار جالبي را كه يك گوشي موبايل ميتواند در آينده داشته باشد، معرفي كرده است.
ماجراي دوم
اوايل آبان ماه يك روز به خيابان جمهوري (تهران) رفته بودم تا خريد كنم. در پايان، هنگام عصر و قبل از بازگشت به سمت خانه قيمت اقلامي را كه خريداري كرده بودم، يادداشت ميكردم تا يادم نرود. اما چون هوا تاريك شده بود ديدم از هر كاغذي بهتر همين گوشي موبايل i-mate خودم است كه ميتوانم در نرمافزار apMemo روي آن، يادداشتهاي دستنويس (با استفاده از قلم همراه گوشي) وارد كنم.
همينطور مشغول نوشتن بودم، صداي يك دختر نوجوان كه با هيجان و تعجب به مادر و ساير همراهانش اشاره ميكرد: <مامان! مامان! نگاه كن داره رو گوشيش مينويسه! ايناها! نوشته پيراهن مردانه 17 تومن!> توجهم را جلب كرد. بعد هم همه آنها دورم جمع شدند تا بدانند اين گوشي من ماركش چيست. برايشان توضيح دادم كه اين مدلي كه من دارم ديگر قديمي شده، دوسال پيش خريدم و قيمتش فلان قدر بود و بعد در حالي كه از آنها جدا مي شدم، ميشنيدم كه آنها به همين زودي دارند درباره خريدن يك گوشي با چنين قابليتي جرو بحث ميكنند...
هرروز موبايلتر از ديروز
قبلاً در همين ستون و در ساير مقالات ماهنامه شبكه درباره اهميت اتفاقي كه در حال وقوع است صحبت شده؛ اما هنوز هم برايم جالب است كه مردم سراسر دنيا با چه اشتياق عجيبي درباره پتانسيلهاي نرمافزاري و سختافزاري <تلفنهاي هوشمند> صحبت ميكنند. آنقدر جالب كه حتي دورژاك غرغرو بلافاصله يك شماره پس از نق زدن درباره گپ آنلاين مردم پيرامون يك مدل اسمارت فون جديد، بلافاصله خودش در مطلبي فهرستي از قابليتهاي دلخواهش، ميآورد. گويا، هر كسي از ظن خود يار اين قافله موبايل ميشود.
با وجود اينكه شوق و اشتياق مردم براي همراه داشتن اين كامپيوترهاي جيبي هر روز بيشتر از ديروز نمود عيني پيدا ميكند، صنعت نرمافزار دنيا هنوز براي پاسخگويي به اين بازار بكر و تشنه چندان آماده نيست و شايد چند گام از مصرفكنندگان عقب است. اين وضع دلايل متعددي دارد. يكي اينكه به اصطلاح <بيزنسمدل> صنعت نرمافزار در عرصه اسمارت فونها خيلي متفاوت است و از منطق برنامهنويسي و حتي سرمايهگذاري در صنعت نرمافزارهاي دسكتاپ كمتر پيروي ميكند. براي موفقيت در اين بازار به قول معروف شما به <پارادايم> كاملاً جديدي نياز داريد. اجازه بدهيد چند مثال بزنم تا موضوع روشنتر شود.
دغدغههاي يك برنامهنويس موبايل
برنامهنويسي براي انواع اسمارتفونها - صرفنظر از نوع سيستمعامل و زبان برنامهنويسي - علاوه بر همه مشكلات شناختهشده در عرصه توليد نرمافزار، چندين معما و مسئله غامض ديگر هم دارد. بنابراين، بيهيچ ترديدي، توليد نرمافزار در اين عرصه به مراتب سختتر است.
1- همه ما ميدانيم كه هيچ نرمافزاري بدون باگ نيست. كاربران كامپيوتر هم با اين موضوع كنارآمدهاند. اما آيا كاربران موبايل هم چنين هستند؟ من اين طور فكر نميكنم. اولاً برخلاف كامپيوتر روميزي، گوشي موبايل هميشه همراه صاحب آن است. بنابراين، كوچكترين باگ در يك نرمافزار موبايل مساوي است با سوهان روي اعصاب كاربر.
دوم اينكه كاربران گوشيهاي موبايل طيف وسيعتري از توده مردم را دربر ميگيرند كه بسيار فراتر از قشر جوانان امروزي است كه از زير و بم اين سيستم سر در ميآورند. بسياري از قشرهاي ديگر جامعه چنين حوصلهاي در برخورد با فناوريهاي نوين ندارند و كوچكترين نارسايي در طراحي اينترفيس يك نرمافزار موبايل، باعث ناراحتي شديد مصرفكننده شده و به سرعت وضعيت توليدكننده آن را در بازار دچار مشكل ميكند.
2- اما هنوز كابوسهاي ديگري هم در انتظار برنامهنويسان موبايل وجود دارد و از ميان آنها اين چهار مورد را بايد برجسته كرد: باتري، پردازنده، حافظه و اتصال. در حالي كه توليدكنندگان نرمافزارهاي روميزي به ندرت نگران كمبود منابع كامپيوتري روي سيستم مصرفكننده هستند، برنامهنويسان موبايل بايد حواسشان باشد كه <نرمافزاري كه زياد ذهن پردازنده را مشغول كند، هم گوشي را كند ميكند و هم باتري گوشي را به سرعت تخليه ميكند.> مسئله مشابهي هم در ارتباط با ميزان استفاده از حافظه گوشي وجود دارد. نياز به اتصال دايمي به اينترنت هم در بعضي سناريوها نكته جديدي است كه برنامهنويسان بايد به آن فكر كنند.
3 - از همه دشوارتر اين است، برنامهنويس با يك مشغله جديد دائماً سروكله ميزند. او بايد كد باينري برنامه را به اندازه كافي كوچك نگه دارد چون كد بزرگ با مشكل كمبود حافظه روي گوشي و كند شدن سرعت اجرا روبهرو ميشود، در ضمن يك نكته تجاري هم مطرح است: كد باينري بزرگتر مساوي است با نياز به پنهاي باند بيشتر براي دانلود نرمافزار از اينترنت؛ چون مجراي اصلي فروش اين نرمافزارها CD و DVD نيست، بلكه اينترنت است.
4- به همه اين مشكلات ميتوانيد سرعت تغيير و تحولات بازار و ذائقه مردم را هم اضافه كنيد. به سرعت برق و باد يك مدل گوشي از مد ميافتد و مدل ديگري ميآيد. اگر بخواهيم با همان سرعتي كه نرمافزار دسكتاپ توليد ميكرديم، نرمافزار موبايل توليد كنيم، احتمال شكست بسيار است. بنابراين مدل جديدي براي كسب و كار در اين عرصه لازم است.
اين روزها مردم درباره اسمارتفون خيلي صحبت ميكنند، شماي برنامهنويس چطور؟