هرمز پوررستمی

BYOD، داده‌های سازمان، ابزارهای کارکنان
06 اسفند 1394
مدتی است که ابزارهای همراه کارکنان، در عمل به بخشی از ناوگان ارتباطی و پردازشی شرکت‌ها و سازمان‌ها تبدیل شده است. به نظر می‌رسد که چند سالی است وارد عصر (BYOD (Bring Your Own Device) شده‌ایم؛ عصری که به گزارش موسسه گاردنر، نیمی از سازمان‌ها و شرکت‌ها، از BYOD به عنوان یک سیاست راهبردی در کسب‌وکار و فعالیت‌های خود استفاده می‌کنند. اما BYOD به چه معنایی است؟
پرونده‌های نیمه‌باز را ببندید تا درهای موفقیت باز شود
01 اسفند 1394
پرونده‌های نا‌تمام (Unfinished Business) نقشی بسیار مهم در زندگی ما و کیفیت آن دارند. پرونده‌های نا‌تمام در عدم رضایت از خود و تضعیف حرمت نفس ما بسیار موثرند و در تصمیم‌گیری‌های ما در مورد آینده اثرگذارند و تا روزی که، چه در جهت مثبت و نیل به هدف یا در جهت پذیرش شکست، بسته نشوند، این نقش‌آفرینی را در زندگی ما حفظ خواهند کرد.
یک روان‌شناس حاذق، ابتدا مصاحبه‌های مفصلی با هر کدام از زوج‌ها ترتیب خواهد داد؛ انتخاب‌های مهم زندگی هر کدام و نظام باورها و ارزش‌های هر یک را مورد بررسی قرار خواهد داد. سپس جلسات مشترکی با حضور هر دو برگزار می‌کند؛ به نحوه ارتباطات و حل مسایل مشترک و نظرات آن‌ها درمورد شیوه‌های فرزندپروری دقت می‌کند. در نهایت چند آزمون شخصیتی و سازگاری از آن می‌گیرد. مجموع این کارها، شاید چند جلسه طول بکشد و او در نهایت اعلام خواهد که میزان موفقیت زندگی مشترک این زوج چقدر است.
کار در خانه، تنها پوشیدن پیژامه و خوردن غذا در حالی که خرده‌ریزه‌های آن روی صفحه‌کلید می‌ریزد نیست! اگر مقدمات این کار را فراهم کنید و به اصول کار در خانه پای‌بند باشید، می‌توانید کار در خانه را به یک موفقیت و یک تجربه لذت‌بخش و کارآمد برای خودتان تبدیل کنید. برنامه‌نویسان و طراحان وب، مدیران سایت‌های اینترنتی، طراحان گرافیک، مهندسان طراحی و معماری، نویسندگان و مترجمان و بسیاری دیگر از افرادی که کارهای خلاقانه دارند، روز به روز تمایل بیشتری پیدا می‌کنند که در خانه کار کنند. این روزها حتی اپراتورهای بسیاری از شرکت‌ها، نه تنها در محل شرکت حضور ندارند؛ بلکه حتی ممکن است در کشوری دیگر در خانه خود مشغول به کار باشند.
آیا می‌دانید که شما درون‌گرا هستید یا برون‌گرا؟ آیا می‌دانید هر کدام از این ویژگی‌ها چه معنا و چه نشانه‌هایی دارند؟ آیا می‌دانید چگونه می‌توانیم یک درون‌گرا را از یک برون‌گرا تشخیص دهیم؟ آیا می‌دانید که با شناخت بهتر ویژگی‌های شخصیتی می‌توانیم در تصمیم‌گیری‌های مهم زندگی خود آگاهانه‌تر عمل کنیم و در نهایت با استفاده از این ویژگی‌ها در عرصه‌های مختلف زندگی خود موفق‌تر باشیم؟ در این مقاله جواب این این پرسش‌ها را خواهید یافت.
در بسیاری از نمایشگاه‌ها از جمله الکامپ، تعداد قابل توجهی از غرفه‌ها، از بازدیدکنندگان اطلاعات شخصی و شغلی‌شان را می‌گیرند و احتمالا بعد از اتمام نمایشگاه، برای این افراد برشور، کاتالوگ یا ایمیل و پیامک تبلیغاتی می‌فرستند. حالا شرکت‌هایی را تصور کنید که کارشان به گونه‌ای است که در تمام مدت سال از افراد و موسسات، اطلاعات می‌گیرند. آیا تاکنون به این فکر کرده‌اید که این سازمان‌ها و یا شرکت‌ها با این اطلاعات چه می‌کنند؟ گذشته از کار اصلی خود، آیا از این اطلاعات استفاده دیگری هم می‌کنند یا این اطلاعات به شکل‌های مختلف، در انباره‌های ذخیره‌سازی این سازمان‌ها خاک می‌خورند؟
اگر کارآفرین جوانی هستید و با استفاده از اندک سرمایه‌ای از خانواده یا بانک کاری راه انداخته‌اید، اگر مدیر یک شرکت بزرگ شبکه‌ای هستید که ده‌ها و صدها همکار دارید، اگر مادری هستید که هر روز باید دو فرزند خردسال خود را جمع‌وجور کنید یا کارمند ساده یک اداره؛ زمان تنها دارایی واقعی شما است. این مطلب تلاش می‌کند یکی از ساده‌ترین راه‌های موفقیت و مدیریت زمان و اولویت‌بندی کارها را با شما در میان بگذارد. شاید ابتدا چنین به نظر برسد که این روش تنها شیوه اولویت‌دهی کارها است و ارتباط چندانی با موفقیت ندارد. اما لطفاً کمی صبر کنید! اگر بتوانیم اولویت کارهای‌مان را بر اساس عقل و با توجه به واقعیت مشخص کنیم، در واقع توانسته‌ایم مهار ذهن‌ خود را نیز در دست بگیریم و آن را از هرزه‌گردی بازداریم. به‌کارگیری این روش باعث می‌شود کنترل بسیار بیش‌تری بر زندگی و اهداف درازمدت‌مان داشته باشیم. هنگامی که کنترل ذهن خود را به دست بگیریم و اولویت‌های زندگی را بر اساس اهداف‌مان تعریف کنیم، چاره‌ای جز موفقیت نداریم!
چند سال پیش، یک روز را با کیلیان جورنت مرد شماره یک کوه‌نوردی جهان گذراندم. او در مورد تفاوت‌های زندگی در کوه‌ها و شهر‌ها برایم گفت. کیلیان بیشتر عمر خود را در کوه‌ها گذرانده است و سال بعد هم تصمیم داشت به اورست صعود کند. تا حالا به بلندترین قله‌ها در اقصی نقاط دنیا صعود کرده است. او همیشه مقصدش را می‌داند اما در مورد مسیر دقیق رفتنش خیلی وقت‌ها تردید دارد. او می‌گوید که سالی چندبار از کوه به شهر بارسلونا می‌رود و چند روزی آنجا می‌ماند. بیرون می‌رود و به مردم نگاه می‌کند که با اطمینان در خیابان بالا و پایین می‌روند. همه با اعتماد قدم می‌زنند. به نظر می‌رسد که در مورد قصدشان خیلی اطمینان دارند؛ به قدم‌هایشان اطمینان دارند... اما شاید دقیقا نمی‌دانند که به کجا دارند می‌روند. این است تفاوت بین یک آدم مشغول (Busy) و یک آدم خلاق (Productive). به تقاوت‌های دیگر این دو دسته آدم توجه کنید.
در هسته و مرکز مدیریت کسب وکار، مرزها و خطوط حایلی وجود دارد. به عنوان مدیر ارشد سازمان و یا شرکت، عبور از این مرزها بسیار ساده و راحت است. اما معمولا مدیران بزرگ از این مرزها عبور نمی‌کنند و قواعدی را رعایت می‌کنند. در این جا به هفت مورد از قواعدی که مدیران کسب‌وکار همیشه رعایت می‌کنند اشاره می‌کنیم.
اغلب آدم‌هایی که در نگهداری شغل جدیدشان شکست می‌خورند، به صد روز اول کارشان برمی‌گردد. بنابراین باید بتوانید این صد روز را به خوبی مدیریت کنید. در اینجا به چند نکته مهمی که باید در این مدت رعایت کنید، اشاره شده است.

صفحه‌ها

اشتراک در هرمز پوررستمی