چقدر برای راستی‌آزمایی اخبار، آماده‌ایم؟
خبر درگذشت استاد، بار دیگر ما را به فکر انداخت
چندی پیش خبر درگذشت پرفسور لطفی‌زاده، پدر منطق فازی منتشر شد که البته این خبر در فاصله کوتاهی با یک عذرخواهی از مخاطبان و خانواده ایشان، تکذیب شد. این شاید از جمله مواردی باشد که خبری صحت نداشته و ما نفس راحتی کشیدیم. مطلبی که در ادامه می‌آید بیشتر یک یادداشت است و نظر شخصی من بعنوان کسی که از شنیدن خبر شوکه شدم و از شنیدن تکذیب خبر، خوشحال و با این حال، آنرا فرصتی یافتم برای طرح دوباره این پرسش: آیا برای راستی‌آزمایی اخبار، آماده‌ایم؟

«پروفسور لطفی‌زاده را از دست دادیم.» خبری که یکی دو روز پیش منتشر شد و من و خیلی‌های دیگر  را درغم و اندوه فرو برد.  کنجکاو شدم ببینم در سایت دانشگاه برکلی چه خبر است که البته همه چیز امن و امان بود و خوشبختانه خبری از درگذشت استاد به چشم نمی‌خورد. در عجب بودم که مگر می‌شود خبری از درگذشت استادی به عظمت ایشان نه تنها در وب‌سایت دانشگاه برکلی که در هیچ وب‌سایت غیرایرانی دیگری هم وجود نداشته نباشد؟ همه این‌ها گذشت تا اینکه دیروز دانشگاه تهران بطور رسمی از ما مخاطبان پوزش خواست و خیال‌مان را راحت کرد که استاد، در قید حیات هستند و خبر تکذیب شده است. بخش اصلی ماجرا هنوز مانده است: عمل‌کرد سایت‌های خبری، روزنامه‌ها و از همه مهمتر شبکه‌های مجازی در برخورد با این خبر( این اصطلاح شبکه‌های مجازی را خیلی نمی‌پسندم اما تا پیدا شدن یک نام بهتر،مجبورم از همین اصطلاح استفاده کنم) .

سایت دانشگاه تهران از مخاطبان خود به دلیل اشتباه رخ‌داده پوزش خواست و خبر درگذشت پروفسور لطفی‌زاده را از روی سایت خود برداشت.

چند روزنامه و سایت خبری معتبر و سرپا را دیدم که خبر درگذشت ایشان را منتشر کرده بودند با کلی طول و تفصیل از افتخارات ایشان که انصافاً به خودی خود یک مقاله می‌شود. یکی از نویسندگان و متخصصان بنام و کاربلد حوزه برق هم در صفحه شخصی بسیار پرمحتوایی که دارد به نقل از یکی از روزنامه‌ها خبر فوت ایشان را اعلام کرد و باز هم از افتخارات ایشان نوشت و طبق رسم معمول(!)، پای این پُست پر بود از کامنت‌های کاربرانی که اظهار ناراحتی و غم و اندوه  می‌کردند و اینکه چرا استاد را دیر شناختیم و کاش در بین ما بودند و غیره. البته حالا که خبر انتشار تکذیبیه دانشگاه تهران پیچیده، چند کامنتی هم زیر آن پست دیدم که خبر صحت و سلامتی استاد را به این متخصص عزیز و پرطرفدار نوید می‌دادند.

پرس‌تی‌وی از جمله منابعی بود که با استناد به خبر دانشگاه تهران، این خبر را روی سایت خود قرار داد.

به این فکر می‌کنم که در طی این سال‌ها چنان با دستگاه‌های دیجیتال، شبانه روزمان را پر کرده‌ایم که حالا خودمان که بطور پیش‌فرض مجهز به منطق فازی بوده‌ایم، منطق‌مان کاملاً دیجیتال شده است! ساده و بی روح درست مثل یک روبات؛ ما حالا خیلی بدنبال راستی‌آزمایی اخباری که می‌شنویم و می‌خوانیم نیستیم. اگر کنجکاو نمی‌شدم که بدانم رسانه‌های آن سوی آب در مورد درگذشت استاد چه نوشته‌اند، شک نکنید که همان ساعات اولیه انتشار خبر، یک مطلب طولانی در وصف ایشان و اینکه چرا دیر به فکر نوشتن مطلبی در این مورد افتاده‌ام نوشته بودم.

از نظر من این اتفاق دو جنبه داشت؛ یک جنبه همانی بود که دیدیم. خبری اشتباه به هر دلیلی منتشر می‌شود و درست مثل یه گلوله برف که از بالای کوهی رها شده، بزرگ‌ و بزرگ‌تر می‌شود چنانکه وقتی به دامنه رسید، دیگر نمی‌توان جمعش کرد. خوشبختانه در این مورد خاص، همان منبع منتشرکننده خبرِ اشتباه، در مورد اشتباه بودن خبر اطلاع‌رسانی کرد. اما اینجا باز هم ما بعنوان کاربران، بعنوان روزنامه‌خوان‌ها، بعنوان خبرنگاران، نویسنده‌ها و مردمان عادی یا به قول دانشگاه تهران، بعنوان « مخاطبان» در برابر یک خبر ناموثق شکست خوردیم و برای انتشار سریعتر آن، مسابقه گذاشتیم. حالا شما فکر کنید چه حجمی از خبر دروغ هر روز و هر ساعت در منوی خوراک رسانه‌ای ما وجود دارد که ما بدون توجه، بدون دقت و بدون آگاهی آن‌ها را انتخاب می‌کنیم، سفارش می‌دهیم و مصرف می کنیم و حتی به هم تعارف می‌کنیم!

و اما جنبه دوم که یک اثر جانبی این رویداد است: این خبر دروغ بهانه‌ای شد تا برای یکی دو روز هم که شده لابه‌لای مطالب زرد و به درد نخور برخی نشریات و کانال‌ها و صفحات مجازی، چند خطی هم از افتخارات فردی چون لطفی‌زاده بخوانیم. اینکه او در کالج البرز درس خوانده و نفر دوم کنکور بوده و برق و الکترونیک تهران خوانده و جنگ جهانی دوم دیده و ام‌آی‌تی رفته و دکترای کلمبیا دارد و استاد دانشگاه برکلی بوده و ریاست دانشکده مهندسی برق این دانشگاه را هم کسب کرده و نگین انگشتری حیاتش هم « پایه‌گذاری منطق فازی » بوده است. خواندن مطالبی از این دست به ویژه در این‌روزها که خیلی از جوان‌های مملکت مشغول تعیین رشته برای ورود به دانشگاه هستند بسیار ارزشمند است. بچه‌هایی که با وجود دسترسی به انواع رسانه‌های رسمی و غیر رسمی و بمباران مداوم اطلاعات، هنوز به درستی افرادی نظیر پروفسور لطفی‌زاده را نمی‌شناسند. ایشان را مثال می‌زنم چون به رشته و علاقه من بسیار نزدیک هستند. حالا شما ببینید چند بزرگوار دیگر در رشته‌های مختلف، می‌توانند الگوی ما باشند  و ما فقط زمانی به آن‌ها توجه می‌کنیم و چند خطی از عمرشان را می‌خوانیم که خبر درگذشتشان به ما برسد؛ تسلیتی میگوییم و پُستی می‌گذاریم و افسوسی می‌خوریم و می‌خوابیم تا خبر بعدی.

افزودن دیدگاه جدید