اینترنت اشیا و محاسبات عاطفی
اینترنت اشیا، سهل است و ممتنع. سهل است، چرا که امروزه اغلب فناوری‌ها، معماری‌ها و استانداردهای آن وجود دارد، دولت‌ها و شرکت‌های بزرگی روی آن سرمایه‌گذاری کرده و تمایل دارند که کاربران را به سمت آن سوق دهند و، مهم‌تر از همه این که، گویا کاربران هم دوست دارند به این سمت سوق داده شوند.

• اینترنت اشیا، سهل و ممتنع...
اینترنت اشیا، سهل است و ممتنع. سهل است، چرا که امروزه اغلب فناوری‌ها، معماری‌ها و استانداردهای آن وجود دارد، دولت‌ها و شرکت‌های بزرگی روی آن سرمایه‌گذاری کرده و تمایل دارند که کاربران را به سمت آن سوق دهند و، مهم‌تر از همه این که، گویا کاربران هم دوست دارند به این سمت سوق داده شوند. ممتنع است چون با وجود این همه فناوری و معماری و... هنوز  آن چنان که باید و شاید اثرات آن در زندگی روزمره دیده نمی‌شود. 

این روزها  کم‌تر نشریه فنی، شبکه‌های اجتماعی یا سایتی است که  به گونه‌ای به این موضوع نپردازد. کارگاه‌ها، سمینارها و وبینارهای زیادی در جای جای جهان و ایران در این باره تشکیل می‌شود. همین حالا که این مطلب را می‌نویسم «کارگاه بین المللی اینترنت اشیا» به مدت سه روز از 17 تا 19 تیر ماه در تهران برگزار می‌شود و دکتر یزدانیان، رئیس دانشکده پست و مخابرات در افتتاحیه این کارگاه گفته است: «وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برای پیاده‌سازی اینترنت اشیا در ایران طرح کلانی را طراحی کرده است و از تمام بازیگران این عرصه از جمله اپراتورها، بخش خصوصی، بخش‌های تولیدی، صنایع و محققین دعوت کرده است تا نظرات خود را مطرح کنند.»
با اطمینان می‌توانم بگویم که نمایشگاه الکامپ امسال که از تاریخ سی تیر ماه تا دوم مرداد در محل دایمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران برگزار می‌شود، جهت‌گیری عمده‌ای به سمت اینترنت اشیا خواهد داشت.

• آماده باش ...

طراحی و پیاده‌سازی طرح‌هایی مانند آنچه که رئیس دانشکده پست و مخابرات گفته‌است، می‌تواند نویددهنده آغاز دورانی با رونقی نسبی در بخش‌های مختلف آی‌تی و آی‌سی‌تی در کشور باشد. چرا که اینترنت اشیا از جمله حوزه‌هایی است که با حوزه‌های بسیار دیگری، هم در این صنعت و هم خارج از آن ارتباط و اتصال دارد. اینترنت اشیا بدون حوزه‌های الکترونیک و رباتیک تقریبا معنایی نخواهد داشت. از سوی دیگر حوزه رباتیک بدون هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی به جایی نخواهد رسید. بیگ دیتا، داده‌کاوی (دیتا ماینینگ)، ذخیره‌سازی داده‌های کلان، دیتاسنترهای بزرگ، و ... همه و همه گوشه‌های دیگری است که پازل اینرتنت اشیا را تکمیل می‌کند. امنیت و محافظت از پلتفرم‌ها و ابزارهای اینترنت اشیا در همه سطوح از دیگر حوزه‌هایی است که با هجوم اینترنت اشیا به خانه‌ها از اهمیت بالایی برخوردار خواهد بود. انواع ادوات نظارتی و حفاظتی مانند دوربین‌های شبکه، از دیگر حوزه‌های اینرنت اشیا خواهد بود.
از سوی دیگر صنعت مخابرات نیز برای این که اینرنت اشیا به نقطه مطلوبی برسد باید تمام قد وارد میدان شود؛ کما این که از هم اکنون خبر همکاری همراه اول با شرکت نوکیا برای توسعه و پیاده‌سازی نسل پنجم تلفن همراه ((5G که از زیرساخت‌های اینترنت اشیا به حساب می‌آید، منتشر شده است.  بدون انرژی کافی و مناسب و به صرفه امکان این که  این همه ادوات بتوانند در کنار هم کار کنند و به هم متصل باشند وجود ندارد. پس صنعت تولید انرژی و ذخیره‌ آن، انواع باطری‌ها یکی دیگر از ارکان اینترنت اشیا خواهد بود.
 بدون تردید این‌ها گوشه‌هایی از صنایعی هستند که با پا گرفتن اینترنت اشیا نقش آفرینی خواهند کرد. این وضعیت موقعی تشدید خواهد شد که اینترنت اشیا را محصور در خانه‌ها ندانیم و در واقع اینترنت اشیای واقعی را در صنایع و ادارات ببینیم. در چنین وضعیتی، می‌توان امیدوار بود که طی یک دهه آینده موج فراگیری در اغلب صنایع حول این موضوع شکل بگیرد که شرکت‌های حوزه آی‌تی و آی‌سی‌تی در مرکز این موج خواهند بود. واضح است شرکت‌هایی که از قبل به استقبال این موج رفته باشند، در روز واقعه، با دستان پر از دریا برخواهند گشت.
درباره جنبه‌های فناورانه اینترنت اشیای خانگی و صنعتی هم پیش از این و هم در این شماره بسیار گفته‌ایم. اما شاید جنبه‌ای که بیش از همه پنهان مانده است، جنبه احساسی و عاطفی تعامل انسان با ماشین و به ویژه در اینترنت اشیا است. جنبه‌ای که می‌طلبد روانشناسان و پژوهشگران علوم اجتماعی و انسانی بیش از پیش به آن توجه کنند.

مطلب پیشنهادی

موج فراصنعتی چه کسانی را خواهد برد
سرمقاله ماهنامه شبکه 192

• محاسبات عاطفی: صدای احساس «اشیا» به گوش می‌رسد
 در جهان اینترنت اشیا، شی نمی‌تواند فقط شی بمانند. چرا که در این صورت قادر نخواهند بود با انسان‌ها تعاملی پایدار و قابل پیش‌بینی داشته باشند. از این رو شی باید «شخص» شود. شی مربوط به جهان پیشاهوشمندی است. در جهان هوشمندی اشیا، برای آنکه چرخه تولید و مصرف اشیای به اصطلاح هوشمند کامل شود، لازم است که در این بین، آنجایی که انسان ایستاده است، اشیا از قالب بی‌احساسی و بی‌عاطفگی خارج شده و دست‌کم در برابر انسان، حتی اگر شده، ادای داشتن احساس و عاطفه را در بیاورند. اما به نظر می‌رسد که وقتی اشیا بتوانند با یادگیری‌های عمیق که از هوش مصنوعی می‌آید، وضعیت عاطفی شخصی را که با آن‌ها کار می کنند تشخیص دهند، و بتوانند متناسب با آن واکنش نشان دهند، انسان‌ها نیز به نوبه خود بهتر می‌توانند با اشیا و به طور کلی با تکنولوژی و جهان مملو از آن ارتباط برقرار کنند و این باعث می‌شود هم زندگی عاطفی آن‌ها سرد و مات نباشد و هم در انجام کارها و یا اتخاذ تصمیمات، با استفاده بیشتر از ظرفیت بخش احساسی ذهن خود عمل کنند. «محاسبات عاطفی» یا Emotional Computing  که آن را Affective Computing  نیز می‌نامند) عمدتاً بر یادگیری ماشین تاکید دارد تا بتواند خودش را هر چه بیشتر به احساسات انسان ها نزدیک کند. هرچند تاکید من در اینجا بر تاثیری است که این فرآیند بر انسان دارد. 
 روزالین پیکارد، استاد MIT سال‌ها است که در زمینه توسعه سیستم‌های پردازشگری فعالیت دارد که بتوانند احساسات انسانی را تشخیص دهند، تفسیر کنند و در نهایت در برابر آن واکنش و یا پاسخ مناسب را ارایه کنند. به‌عنوان یک نمونه ساده،  او و تیمش امیدوارند که یک سیستم هوشمند بتواند هنگامی که کاغذ در پرینتر گیر می‌کند و کاربر نیز عجله دارد و عصبانی می‌شود، با ارسال «پیام‌هایی» به او، او را آرام کنند و کمکش کنند که بتواند آن بخش از مشکل که به کاربر مربوط می‌شود را رفع کند. این پیام‌ها می‌تواند طیف وسیعی از علایم را شامل شود: متن‌هایی که کاربر را دعوت به آرامش می‌کند، شکلک‌هایی که نشان می‌دهد سیستم، عصبانیت کاربر را درک می‌کند، تصاویری که بیانگر این هستند که سیستم دارد مشکل را برطرف می‌کند و یا حتی شاید پخش یک موسیقی آرامش‌بخش مورد علاقه کاربر.
در چنین حالتی است که می‌توان گفت که ماشین از حالت یک شی صرف خارج شده است. درست است که حتی با استفاده از هوش مصنوعی بسیار پیشرفته و یادگیری عمیق، هنوز ماشین شی است و طبیعتا نمی‌تواند شخص باشد؛ اما، این شی، در حال حاضر و با فناوری موجود، می تواند وضعیت احساسی-هیجانی شخص را درک کند، آن را تعبیر و تفسیر کند و رفتاری متناسب با آن در پیش گیرد و هر سه این کارها از ویژگی‌های «شخص» است. 

• شی همراه شخص ...
موضوع درک احساسات و عواطف انسانی توسط ماشین موقعی اهمیت خود را نشان می‌دهد که توجه داشته باشیم که امروزه اغلب انسان‌ها حداقل یکی از از این ماشین‌ها را در دست، کیف و یا جیب خود دارند. انواع مختلف ابزارهای همراه، از گوشی گرفته تا ساعت‌ها و دست‌بندهای هوشمند و ... از ملازمان رکاب بسیاری از ما شده‌اند. اینجاست که «درک» ماشین از انسان و تفسیر و رفتار او اهمیت می‌یابد؛ ماشینی که بیش از هر شخص واقعی دیگری در طول شبانه روز با ماست؛ بیش از هر شخص دیگر به آن نگاه می‌کنیم و بیش از هر شخص دیگر با آن در تماس فیزیکی هستیم. چندبار در طی یک شبانه روز پیش می‌آید که از خواندن یک خبر یا یک پیام، از دیدن یک عکس یا ویدیو و یا از صحبت با کسی از طریق شی همراه‌‌مان واکنش‌های هیجانی نشان دهیم؟ در همه این حالات، شی باهوش و تشخیص‌هنده احساسات، ناظر اعمال و عوطف ما است. واقعیت این است که اگر در مقابل ما یک شخص قرار داشت و حتی شاهد یک دهم احساسات و هیجانات ما بود، رابطه عمیقی بین ما و آن ناظر انسانی پدید می‌آمد. چرا که معمولاً روابط بین انسان ها، در چنین وضعیت‌هایی عمق پیدا می‌کند. چرا در بسیاری از موارد، تنها پس از نیم ساعت حرف زدن با یک روان‌شناس، احساس می‌کنیم که سال‌هاست او را می‌شناسیم و او به ما بسیار نزدیک است؟ چون که او شاهد و ناظر بروز هیجانات و احساسات ما بوده است. به همین طریق، یک دستیار شخصی مانند کورتانا یا سیری که تا حدودی لباس «شخص» پوشیده‌اند، و در طول روزها و ماه‌ها و بلکه سال‌ها همدم احساسات و عواطف ما بوده‌اند و در عین حال آن‌قدر هوشمندی دارند که از حوادث و اتفاقات بیاموزند، می‌توانند بیش از پیش با انسان‌ها  بیامیزند. در چنین حالتی آن‌ها چیزهایی درباره ما می‌دانند که شاید اعضای خانواده ما و یا بهترین دوستان ما ندانند. آن‌ها با تجزیه و تحلیل عمیق احساس‌ها و رفتارهای ما و داشتن همه اتفاقات گذشته در حافظه خود، می توانند در حالت خوشبینانه آن، رابطه «احساسی» عمیقی با ما بنیاد نهند. درست است که در آن سو در نهایت یک ماشین قرار دارد، اما در این سو، یک انسان است، با همه ضعف‌ها، نگرانی‌ها و ترس‌هایش. شاید این انسان، در طول روز تنها موجود همراه و همدلی را که می‌بیند همین شی‌ هوشمند باشد. شی‌ای که نه گلایه دارد، نه طلبکار است و نه غُر می‌زند. بلکه تلاش دارد به بهترین نحوی که می‌تواند خواسته‌های ما را برآورده کند و دستوراتی را که به او می‌دهیم اگر بتواند، بدون هیچ چشم‌داشتی انجام ‌دهد و به تازگی نیز یادگرفته است که دربرابر احساسات ما، احساسات مشابه یا مکملی را نشان دهد. شاید امروز عصر که از سرکار به خانه می‌روید، وقتی به نوشت‌افزارفروشی نزدیک خانه‌ رسیدید، یک پیام صوتی به شما بگوید: «هی، لطفا یک بسته کاغذ برای پرینتر بیچاره بخر که دوباره امشب با مشت به جانش نیفتی.D:»

برچسب: 

افزودن دیدگاه جدید