در خبرها آمده بود که شرکت آيبيام نيز به جمع علاقهمندان استفاده از شيوه پادکستينگ براي نشر اطلاعات صوتي پيوسته است. درست چند روز قبل نيز شرکت ياهو اعلام کرده بود که موتور جستجوي خود را براي يافتن انواع فايلهاي صوتي – به خصوص پادکستها – مجهز کرده است.اين سرويس جديد را ميتوانيد از طريق آدرس http://audio.search.yahoo.com مشاهده کنيد.
البته اين دو خبر تنها نمونههاي چند هفته اخير نيستند و اين روند همچنان ادامه دارد و هر روز گروه تازهاي از افراد حقيقي و حقوقي به اين هيجان جديد فضاي سايبر ميپيوندند. به نظر ميرسد که منطق ساده و کارآمد اين شيوه براي نشر اطلاعات صوتي، ميرود که آن را به موج تازهاي در شبکه اينترنت تبديل کند. در واقع از بعضي جهات اين موج با موج وبلاگنويسي قابل مقايسه است و اگر مهمتر از آن نباشد، کم اهميتتر هم نيست.
اما پادکستينگ چيست و چرا محبوبيت پيداکرده است؟ پادکستينگ روشي براي انتشار اطلاعات صوتي در اينترنت با فرمت MP3 است. تا اينجاي کار چيز جديدي نسبت به MP3 وجود ندارد. پس ويژگي آن در کجاست؟ ويژگي اين روش در آن است که شما با استفاده از فناوري RSS و استفاده از نرمافزارهاي مرتبط مي توانيد مشترک يک سرويس خبري پادکستينگ بشويد، به اين ترتيب که وقتي روي يک سايت خبري يا تجاري يا وبلاگ، فايلهاي MP3 تازهاي قرارگرفت، شما بلافاصله از طريق نرمافزار NewsReader خود ميتوانيد از آن مطلع شويد و تازهها را دانلود کنيد. البته نسل جديدي از نرمافزارها از راه رسيدهاند که ترکيبي از Media Player و RSS Reader هستند و موجي که به راه افتادهاست، حول و حوش همين کاربرد تازه شکل گرفته است.
تاريخچه پادکستيگ به ابداع اين شيوه از سوي شرکت اپل برميگردد و کلمه پادکستينگ در واقع از ترکيب دو واژه iPod و Broadcasting بهوجود آمده است. در ابتدا لازم بود شما از Media Player آيپاد براي دريافت و پخش اين فايلها استفاده کنيد، اما از آنجا که کل ماجراي پادکستينگ چيزي جز يک ايده ساده نيست و مبتني بر فناوريهاي باز و عمومي مانند MP3 و RSS است، ديري نپاييد که اين تکنيک در اينترنت عالمگير شد و محبوبيت فراواني پيدا کرد.
البته اين پرسش براي برخي از مردم ممکن است مطرح شود که مگر داخل اين فايلهاي MP3 چه چيزي است که اينقدر طرفدار پيداکرده است؟ پاسخ اينست که پادکستينگ چنانکه اين روزها مشاهده ميشود، به همان اندازه که براي نشر موسيقي طرفدار دارد، براي نشر گفتار صوتي هم محبوبيت دارد و علت ويژه شدن اين پديده جديد را بايد در همين نکته جست. اين فايلهاي صوتي ميتوانند شامل اخبار روزانه يک رسانه خبري ، جديدترين آهنگها، آرشيو روزانه يک همايش، مشروح سخنرانيهاي يک کنفرانس و يا صحبتهاي خودماني يک وبلاگنويس باشد. کاربرد اخير را درحقيقت ميتوان نوع صوتي وبلاگنويسي ناميد. در اين شيوه جديد صاحب يک وبلاگ ميتواند به جاي اينکه هر روز به خود زحمت نوشتن بدهد، ميکروفن را بردارد و صحبت کند و صداي ضبط شده خود را روي وبلاگش بگذارد. البته اين روش مشکلاتي هم دارد. مهمترين مشکل اينست که احتمالا شنيدن گفتارهاي ويرايش نشده براي خيلي از شنوندگان لطفي نداشته باشد. اما به هرحال چون اين شيوه از نشر اطلاعات به تازگي در اينترنت رواج يافته است، هنوز هيجان تجربهکردن آن در ميان مردم وجود دارد.
آنچه که مهم است کاربردهاي جدي و حرفهاي پادکستينگ است. مثلا سايتهايي چون EarningsCast.com به سرمايهگزاران امكان ميدهد به كنفرانسهاي مالي كه هر سه ماه يكبار برگزار ميشوند گوش دهند. برخي شرکتهاي تجاري نيز مستقلا به اين روش روي آوردهاند. آيبيام يکي از آنهاست. پيش از اين شرکتهاي پپسيکولا و جنرال موتورز و چندين شرکت معروف ديگر نيز به استفاده از پادکستينگ روي آورده بودند. پادکستينگ به آنها امکان ميدهد که اخبار تحولات شرکت خود را همچون يک راديوي آماتوري براي مخاطبانشان در سراسر اينترنت پخش کنند.
پادکستينگ براي رسانههاي راديو تلويزيوني نيز جالب است. آنها ميتوانند راه جديدي براي رساندن صداي خود به مخاطبانشان پيدا کنند. مهمتر اينکه روش پادکستينگ فرصتي براي نابينايان فراهم آورده تا از درياي بيکران اينترنت بينصيب نمانند و بسياري از متون خواندني را بشنوند.
اما يک نکته مهم ديگر هم که اين روزها درباره آن بحث ميشود علت گسترش پرسروصداي تکنيک پادکستينگ در شرايطي است که هنوز کاربران اينترنت در هيچ کشوري به طور کامل از ظرفيت هاي فناوري Media Streaming و نرمافزارهايي مانند Real Player يا Windows Media Player بهره نگرفتهاند. در واقع اگر بخواهيم از نظر فني اين دو فناوري را با هم مقايسه کنيم ميتوجه ميشود که با توجه به مشکلات مربوط به اتصال ضعيف و کم سرعت بسياري از کاربران به اينترنت در کشورهاي در حال توسعه و يا گران بودن هزينه سرويس Broadband در اين کشورها، اتفاقا فناوري Media Streaming روش به صرفهتر و مناسبتري است و اصولا فلسفه وجود اين فناوري آنست که مشکل جاري شدن صوت در اينترنت را (که در ارتباط با MP3 وجود دارد) حل کند. استفاده از پادکستينگ تنها در کشورهايي رواج خواهد يافت که فناوري باند پهن و ADSL در آنها کاملا دردسترس و ارزان قيمت باشد وگرنه دريافت اين فايلهاي صوتي همچنان با کندي صورت خواهد گرفت و ارزش خبري و تازگي خود را از دست خواهند داد.
تحليلگران در پاسخ به اين سوال که چرا فناوري Media Streaming تا به امروز با مقولاتي مثل RSS ترکيب نشده است و مورد استفاده قرارنگرفته است پاسخهاي متفاوتي را ارائه ميکنند. يکي از مهمترين نظريات اينست که فناوري Media Streaming با وجود تمام مزايايي که نسبت به MP3 دارد، يک ضعف مهم دارد: فرمتهاي اصلي اين فناوري يعني Real Media ، Windows Media و QuickTime فرمتهاي خاصي هستند که توسعه کاربري آنها در انحصار شرکتهاي محدودي است و استفاده از آنها اگرچه ساده است ولي به آساني کار با MP3 نيست. به لحاظ تئوريک، ترفند پادکستينگ با استفاده از فرمتهاي Media Streaming نيز امکانپذير است. اما پرواضح است که بهکارگيري MP3 آن را براي مردم جذاب کرده است.
پديده پادکستينگ را از ديدگاه جامعهشناسي نيز ميتوان مورد بررسي قرارداد. ما همواره عادت داريم وقتي درباره تمايل نوع بشر به نشر افکار و نظرياتش صحبت ميکنيم، از عبارتي مثل ((رساندن صداي خود به گوش جهانيان)) استفاده کنيم. تاکنون به دليل محدوديتهاي تکنولوژيک اين ((صدا)) بيشتر از طريق ((نوشتار)) و يا حداکثر توسط رسانههاي راديوتلويزيوني پرهزينهاي که هرکدام تمايلات سياسي و فرهنگي خاص خود را دارند، منتشر شده است. اکنون به نظر ميرسد که فناوري اطلاعات به تدريج اين امکان را براي مردم فراهم کرده که ((صداي)) خودشان را از طريق ((گفتار)) به سادگي، بيواسطه و بدون توسل به رسانههاي راديوتلويزيوني به گوش جهانيان برسانند.