احمدرضا فرزانجم ماهنامه شبکه - بهمن 1387 شماره 97
اشاره :
به نظر شما مهمترین رکن رشتههای مرتبط با حوزه هنر و سرگرمی چیست؟ مطالعه؟ استعداد؟ تمرین و ممارست؟ تجربه؟ شاید همه این موارد به نوبه خود مهم باشند، اما نظر من چیز دیگری است: تخیل.
بازوی قوی یا تخیل قدرتمند؟
به نظر شما مهمترین رکن رشتههای مرتبط با حوزه هنر و سرگرمی چیست؟ مطالعه؟ استعداد؟ تمرین و ممارست؟ تجربه؟ شاید همه این موارد به نوبه خود مهم باشند، اما نظر من چیز دیگری است: تخیل.
تخیل اگر مهمترین رکن نباشد، یکی از مهمترین ارکان در این حوزه و حتی حوزههای علمی و کامپیوتری و بسیاری حوزههای دیگر است. کسی که در این حوزهها تخیل قدرتمندی ندارد (یا تخیلش را تقویت نکرده)، در حقیقت مانند سربازی بدون سلاح در یک جبهه جنگ است. به قول اینشتین: «تخیل همه چیز است. تخیل پیشنمایش جذابیتهای پیش روی زندگی است.» حال مسئله اینجا است که چقدر به این موضوع اهمیت داده میشود؟
چند وقت پیش از روی کنجکاوی تمرینهای دانشگاهی یکی از دوستانم را (که رشتهاش گرافیک است) تماشا میکردم. تمرینهایی که از لحاظ کار یدی بسیار پرزحمت و زمانبر بودند و به نظر میآمد که بیشتر جهت قوی شدن دست دوست من به او سپرده شدهاند.
جالب اینجا است که بعد از آنکه از او پرسیدم، هدف از انجام این تمرینها چه بوده و بعد از تمام کردن آنها به چه چیزی دست یافته، به پاسخ مشخصی نرسیدم.
پس از آن احتمال دادم، هدف نهایی دستیابی به نکتههایی از مبانی هنر تجسمی بوده است، در این باره با دوست خود گپی زدم و نظرات او را جویا شدم.
البته، این کار بر تعجب من افزود، زیرا گمان من این بود که موارد اندکی که من در جایی غیر از دانشگاه آموختهام (در دورههای مبانیای که بیش از یک بار گذراندهام)، حتماً باید جزء موارد ابتدایی دانشگاهی باشد که در نهایت دوست من کاملاً از وجود اصول اولیه مبانی اظهار بیاطلاعی کرد.
شگفتی من از اینجا ناشی میشد که کاری را که او ساعتها برای انجام دستی آن زمان گذاشته بود، میتوان با کامپیوتر در عرض چند دقیقه انجام داد. البته، وقتی بحث به کامپیوتر بهعنوان یک ابزار رسید، دوست ما از عدم تمایل استاد خود به این ابزار سخن گفت! ماجرا زمانی پیچیدهتر شد که دو هفته بعد دوست من با قیافهای درهم نزد من آمد و گفت که امتحان فتوشاپ دارد و هیچ چیز هم از فتوشاپ نمیداند! در نهایت، نیز از تنها چیزی که در بحث ما صحبتی از آن به میان نیامد، قدرت تخیل بود.
البته، این ماجرایی است که بارها و بارها شاهد آن بودهام. بهتر است که براي مقایسه نگاهی به دانشگاههای هنری دنیا بیاندازیم. البته، منظور من دانشگاههای پرآوازه نیست؛ بلکه دانشگاههای معمولی است که چندان هم شناختهشده نیستند. با نگاهی به چند عکس و فیلم از کلاسها و کارگاهها که در سایت دانشگاهها به وفور پیدا میشوند، خواهید دید که فضای کلاسهای آنها چگونه است؛ فضایی باز و آزاد که یکی از اهداف اصلی آن انتقال تجربهها و باروری و آزادسازی قوه تخیل است، درگیر حاشيهها نیست و همه چیز در آن روشن واضح است؛ از هدف خود دانشجوها گرفته تا مقصود اساتید.
در تمام دنیا نقش مهم تخیل در دنیای هنر و سرگرمی در نظر گرفته میشود و به آن بهای زیادی داده میشود. روشهای مختلفی نیز برای تقویت آن بهکار گرفته میشود. اما آیا بهراستی نقش کامپیوتر و ابزارهای دیجیتال در این میان منفی است و نیاز به مخالفت با آن بهعنوان يک ابزار حس میشود؟
دیجیتال یا سنتی؟
امروزه، کامپیوتر در دنیای هنر و سرگرمی یک ابزار اصلی و جاافتاده بهشمار میرود. اینکه دلیل مخالفتهایی که در این حوزه با کامپیوتر میشود (و نمونه آن را در ماجرای بالا شاهد بودم) چیست، جای بررسی و بحثی طولانی دارد و مجال آن نیست، اما تأثیر نادیده گرفتن این ابزار در هنر و سرگرمی چیست؟
در حقیقت، یکی از دلايلي که باعث شده کامپیوتر به ابزار اصلی در این حوزه تبدیل شود، امکانات نامحدود آن و تأثیر مثبتی است که در حوزههای مختلف هنر و سرگرمی، از گرافیک گرفته تا انیمیشن، بر آن گذاشتهاست. کامپیوتر ابزاری است که با انعطاف کامل، باعث میشود – بهخصوص در زمینه گرافیک – کارهایی که پیش از این انجام دستی آنها ساعتها به طول میانجامید، در عرض چند دقیقه انجام شوند. البته، کار با این ابزار هم سختیهای خاص خود را دارد، اما صرفهجويی در زمان را میتوان یکی از علل عمده رواج آن دانست.
در عوض هنرمند میتواند ساعتها انرژی خود را صرف طرحزدن و کارهای خلاقانه خود کند و تخیل خود را به مرحله اجرا در آورد. یعنی، در نهایت کامپیوتر به جای آنکه باعث تنبل شدن هنرمند شود (بهگفته بسیاری از مخالفان آن)، باعث باروری بیشتر تخیل و خلاقیت او میشود. در نهایت بهنظر میرسد که ابزار هر چه باشد مهم نیست، اصل قضیه همان خلاقیت و تخیل است.
کلام آلبرت اينشتين میگوید: «اینکه کنجکاوی از آموزش رسمی جان سالم به در میبرد، یک معجزه است.»