مواردي را كه در اينجا برميشمارم به صورت پراكنده به ذهنم رسيده و اينطور نيست كه همه برنامهنويسان به همه اين مشكلات مبتلا باشند. بعضي موارد را در خودم ديدم و بعضي از آنها را در برخي از همپيشگانم يافتم. بدون مقدمه چيني بيشتر، يكراست ميروم سراغ اصل موضوع.
1- بينظمي
متأسفانه خيلي از برنامهنويسان در برنامهريزي براي زندگي شخصي خود دچار مشكلات فراوان هستند. البته اين مشكلات در جامعهاي كه ما در آن زندگي ميكنيم، به دليل وجود مشكلات اقتصادي و اجتماعي بيشتر است. برنامهنويساني كه در خود توانايي و مهارت بالايي احساس ميكنند، معمولاً يك سردارند و هزار سودا و به ندرت به كار يا پروژه جديدي نه ميگويند، مگر اينكه به طور ثابت در شركتي مشغول به كار باشند و پروژههاي آن شركت امان از آنها ربوده باشد.
وجود پروژههاي فراوان و بارگذاري بيش از حد اين پروژهها در مغز انسان، به گرفتاريهاي فراواني منجر ميشود كه يكي از آنها از دست رفتن مهار زمان و برنامهريزي است. يكي ديگر از دلايل به وجود آمدن بينظمي در زندگي برنامهنويسان به ماهيت خلاقانه اين كار مربوط ميشود.
برنامهنويس مانند هنرمند يك محصول فكري خلق ميكند. خلاقيت، دشمن شماره يك نظم زماني است، زيرا وقتي چشمه خلاقيت فوران ميكند خيلي خوب ميدانيد كه بايد دم را غنيمت شماريد و بدون فوت وقت معماها و راهحلها را دنبال كنيد، چون چند ساعت ديگر اصلاً تضميني نيست كه ذهنتان با اراده شما همراهي كند.
به همين دليل برنامهنويسان به دفعات مهار زمان از دستشان ميرود و ناگهان متوجه ميشوند كه براي به چالش كشيدن يك معماي برنامهنويسي و فائق آمدن بر آن مثلاً هشت ساعت بيوقفه پشت كامپيوتر نشستهاند و زمان از نيمه شب گذشته و هنوز شام نخوردهاند. وضعيت روز بعد هم مشخص است: استراحت تا ظهر به دليل خستگي شب قبل.
2- رژيم غذايي بد
نخستين پيامد بينظمي، رژيم غذايي نامناسب است. مراقب باشيد كه خوردن همبرگر و پيتزا و انواع فست فودها به الگوي غالب غذايي شما تبديل نشود. براي خوردن مواد غذايي سالم و متناسب وقت كافي اختصاص دهيد. صبحانه، نهار و شام را به موقع بخوريد. مراقب باشيد چالشهاي بيانتهاي برنامهنويسي اسيرتان نكند. در طول روز نوشيدن آب و آب ميوه را فراموش نكنيد.
3- بد خوابي
پيامد مهم ديگر بينظمي، بدخوابي است. جابهجا شدن ساعات خواب، به ويژه بيدار ماندن تا نيمه شب و سپيده صبح، به از دست رفتن صبح روز بعد و كسلي و بيحالي در تمام روز منجر ميشود. بدخوابي و كمخوابي علاوه بر اينكه ريتم دستگاه گوارش شما را مختل ميكند انواع ناراحتيهاي روحي پنهان را به همراه دارد. به طور كلي بينظمي، رژيم غذايي بد و خواب نامناسب طراوت و شادابي و حس پرانرژي بودن در ابتداي صبح را از انسان ميگيرد و به تدريج يك خستگي مزمن در روان انسان لانه ميكند.
4- پرداختن به جزئيات
ماهيت برنامهنويسي بهگونهاي است كه آدم را به وسواس «پرداختن به جزئيات» دچار ميكند، زيرا حتي اگر يك كلمه از هزاران خط كدنويسي شما غلط باشد، برنامه درست كار نميكند. اما زندگي روزمره نيازمند چنين دقت و وسواسي نيست. لازم نيست اصرار داشته باشيم جزئيات همه چيز را در همه مسائل دنبال كنيم يا براي ديگران توضيح دهيم.
5- تعصب فني
تعصب فني نوع پيچيده و هزارتوي تعصبات فكري در ذهن انسان است. تعصب فني بسيار مخرب است. بارها مشاهده كردهام كه در مجادله ميان طرفداران جاوا يا دات نت يا لينوكس و ويندوز، رگ گردن آدمهاي متعصب بيرون ميزند. اگر شما هم به اين تعصبات مبتلا هستيد با خود بگوييد: «بيخيال! حرص نخور! دنيا دو روزه!» نرمافزار يك ابزار مجازي است كه براي سهولت زندگي در عصر ديجيتال پديد آمده است. ابزار در خدمت ماست، ما نبايد در اسارت ابزار باشيم. اگر به اين تعصبات زياد بها دهيد، سلامتي روح و روان خود را به خطر خواهيد انداخت.
6- غرور و تكبر
برنامهنويسان آدمهاي خلاقي هستند؛ يعني مجبورند كه خلاق باشند نه اينكه لزوماً بااستعداد باشند. آدمهاي باهوشي هم هستند؛ يعني مجبورند كه باهوش باشند وگرنه برنامههايشان باگهاي فراواني خواهند داشت. تركيب اين روحيه خلاقانه و هوش منطقي و رياضي ممكن است آدم را به نزديكي پرتگاه غرور و تكبر بياورد. اگر ميبينيد در ارتباطات اجتماعي با اطرافيانتان مشكلاتي داريد، شايد برخي از اين مشكلات در غرور و تكبر شما ريشه داشته باشد.
پيشنهاد من اين است كه وقتي به ميان مردم ميرويد لباس برنامهنويسي را از تن به در كنيد. براي مردم نسخه نپيچيد. افكارشان را ديباگ نكنيد. سعي كنيد كه خاكي و صميمي باشيد. واقعيت تلخ اين است كه مهارت و هوش شما براي خيلي از مردم هيچ اهميتي ندارد. براي آنها مهم اين است كه چه قدر انسان هستيد و چه قدر احساس داريد؟
7- كرخت شدن اندام
كار برنامهنويسي يك فعاليت فكري است كه ساعتهاي زيادي از شبانه روز شما را به خود اختصاص ميدهد. به همين دليل تحرك جسماني كاهش مييابد، بدن كرخت ميشود و عضلات رو به ضعف ميروند. چاره كار اين است كه با فعاليتهاي ورزشي و تفريحي كه تحرك به همراه دارد بدنتان را در وضعيت تعادل نگاه داريد. آخر هفتهها به كوهپيمايي، طبيعتگردي، شنا و دوچرخه سواري روي بياوريد. هم لذت خواهيد برد، هم براي يك هفته كاري ديگر حسابي نيرو خواهيد گرفت.