منبع: ماهنامه بيزنستو
درست است كه گوگل بايد اين فضاي ايجاد شده و پولساز را با رقبايي مانند مايكروسافت و ياهو تقسيم نمايد، اما اين شركت قادر است با داشتن فضاي ذخيرهسازي مناسب و قدرت پردازش بالا با استفاده از 150هزار سرور و نقدينگي شايان توجهي كه به اين امر اختصاص داده است، هرآنچه ميخواهد در وب انجام دهد در سال 2005 روزانه تقريباً هشت كاربر جديد، عضو شدهاند. بسياري از آنها از مايكروسافت، و بسياري نيز از ميان باهوشترين افراد كرهزمين هستند كه به آنچه مي كنند، آگاهي كامل دارند. گوگل درنظر دارد در سال 2006، بيشتر از پانصد ميليوندلار را به تحقيقات و توسعه اختصاص دهد. در سال گذشته نيز نسبت به سالهاي گذشته، محصولات رايگان بيشتري به صورت نسخه بتا عرضه كرد.
سؤال اصلي در تجارت امروز اين است: گوگل در دهه آينده به چه نوع شركتي تبديل خواهد شد؟ آيا از پا درميآيد و مانند بيشتر شركتهاي پيشين از تب و تاب خواهد افتاد؟ يا رشد ميكند و به يك نيروي مطلق و حاضر در همه جا، يعني نه تنها در والاستريت يا وب، بلكه در كل جامعه تبديل خواهد شد؟ اين سؤال را با دانشمندان، مشاوران، كارمندان سابق گوگل و صاحبنظران فني، مانند ري كورزويل و استفن ولفرام، در ميان گذاشتيم. آنها با توضيحي مفصل با ذكر جزئيات و گاهي ترسناك از آينده گوگل پرداختند.
در ادامه، به شرح چهار سناريوي بسيار متفاوت براي اين شركت ميپردازيم. در سه مورد از اين سناريوها، گوگل موفق خواهد شد عنوان نيروي منحصر به فرد، ابرقدرت رسانهها، اينترنت و توسعهدهنده علمي را به دست آورد. در چهارمين سناريو، گوگل رو به زوال ميگذارد و ميميرد. ممكن است اين مورد هم اكنون باوركردني نباشد، اما هيچكس مصون از برداشتن قدم اشتباه نيست؛ حتي هوشمندانه ترين تزهاي تجاري امروز!
سناريوي يكم (حدود 2025): گوگل به مثابه يك رسانه
تلويزيون گوگل، موبايل گوگل و انبوهي از كاغذهاي الكترونيكي. برخي ميگويند اولين كار رسانهاي گوگل در سال 2002 با اخبار گوگل آغاز گرديد. عدهاي ديگر به كتاب جستوجوي گوگل اشاره مي كنند كه با وجود ايرادهايي كه ميتوان از آن گرفت، در سال 2007 كامل شده بود. البته اين كتاب، نسخه آزمايشي گوگل بود.
گوگل اولين قدم خود را در سال 2008 با خريد شبكههاي بيسيم، با ارزش سه ميليارد دلار براي انتقال به تلويزيون گوگل، برداشت. كتابخانه محتويات ويديويي اين شركت كه براي سالها بايگاني شده بود، ديگر از طريق ريموت كنترل قابل جستوجو بود. بينندگان ميتوانستند هر نمايشي را كه ميخواستند، از داخل سابقه تلويزيون انتخاب كنند. به اين منظور، تنها كاري كه بايد انجام ميدادند اين بود كه بنشينند و يك آگهي تبليغاتي را ببينند و سپس از طريق ريموت كنترلها، آنچه را كه ميخواستند، برگزينند.
از آن جايي كه بينندگان مجبور بودند، جهت استفاده از تلويزيون گوگل، شناسه وارد كنند، شناسهاي كه آنها براي جيميل و سرويسهاي ديگر استفاده ميكردند، قابل استفاده شد. اين شركت حتي سابقهاي از عادات و جستوجوهاي پيشين را نگهداري ميكرد. به عنوان مثال، اگر شما زمان زيادي را صرف جستوجو براي ماشين در سايت eBay ميكرديد، به صورت خودكار در زمان بعدي كه بيننده تلويزيون گوگل ميشديد، تبليغات مربوط به ماشين به شما ارائه مي گرديد. بين هفتاد تا هشتاد درصد از درآمد هر آگهي به توليدكنندگان محتويات تعلق ميگرفت؛ دقيقاً مانند همان چيزي كه در وب وجود داشت.
تلويزيون گوگل يك شوك آني بود. تبليغكنندگان، صاحبان حق چاپ و مشتريان كابلها، روز به روز تقاضايشان بيشتر ميشد. (از اولين تلفات اين امر، شركتي به نام TiVo بود كه هاردديسك و خدمات ضبط تلويزيون ارائه مي كرد كه بايگاني جامع گوگل هم اكنون او را بازنشسته كرده است). جستوجوها، آگهيها و زمانبندي تلويزيون گوگل هر ماه مناسبتر و بهتر ميگشت. مشتريان دوستش داشتند.
موبايل گوگل در سال 2009 مطرح گرديد؛ انتقال سرويسهاي مشابه به تلفنهاي شخصي به طور مجاني. سپس در سال 2011 سد شكسته شد؛ يعني زمانيكه E Ink و Siemens شروع به توليد انبوه كاغذهاي الكترونيكي كردند. تا سال 2018 بهاي كاغذ الكترونيكي به بهاي نزديك به كاغذهاي معمولي تنزل كرد و گوگل شروع به انتقال تمامي فرمهاي رسانههاي بيسيم به كاغذهاي الكترونيكي، تابلوهاي نصب شده روي ديوارهاي اتاق نشيمن و تلفنهايمان كرد.
براي مدتي، شركتهاي رسانهاي از سودي كه از بابت پرتاب ماهوارههاي هوايي گوگل عايدشان ميشد، خشنود بودند. اما نسل جديدي از مبتكران، رو به رشد مينهادند. كسي نمي دانست كه اگر قرار است همه چيز به گوگل ختم شود، ديگر چرا بايد داستاني در نيويورك تايمز چاپ شود يا فيلمي توسط پارامونت پخش گردد. بنابراين شركت گوگل، يك تعهد و ضمانت همگاني به تمامي نويسندگان و هنرپيشگان ارائه كرد، مبني بر اينكه كارهاي آنان به هيچ طريقي توسط گوگل ويرايش نخواهد شد. البته اضافه شد كه مصرفكنندگان اجازه دارند و ميتوانند هرگونه ويرايش و تغييري را كه بخواهند، انجام دهند.
در سال 2020 دو نويسنده اصلي گوگل جايزه پوليتزر را براي گزارشنويسي و داستاننويسي، از آن خود كردند. حامي گوگل روبان جايزه گِرَمي را بريد و مدير گوگل براي بهترين عكس جايزه اسكار گرفت.
سناريوي دوم (حدود 2015): گوگل به عنوان اينترنت
Wi-Fi مجاني، مدل سريعتري از وب، مرورگر G، چشمانداز انتقال فناوري سه بعدي و همزبان ما. مدت زيادي گوگل تنها يادآور شركتي در دره سيليكون بود. تا حدود سال 2003 وكلاي آن براي استفاده گوگل به عنوان <فعل> مبارزه ميكردند.
(بودن يا نبودن گوگل). اما در دهه گذشته، به خصوص در هنگام تولد نسل بعد از ميلنيوم، دنيا با اينترنت، كامپيوتر و تلفنها، در تبادل است. همانند <آن فيلم را در گوگل ديدي؟>، <مي توانم گوگل شما را قرض بگيرم؟>
و <آخرين گوگل اين هفته را به من بدهيد.> براي بيشتر اهداف روزانه، گوگل زمينه فناوري را فراهم كرده است؛ شبكههاي ارتباطي و خود اينترنت.
شبكه گوگل موجود در همهجا، كه تمام مراكز شهري را در كل دنيا با دسترسي شبكه بيسيم مجاني، سرويسهاي تلفنهاي موبايل و تبليغات محلي (شروع با تجربه سانفرانسيسكو در سال 2007) پوشش ميدهد، تنها شبكه قابل رويت است. در سالهاي اول 2000، گوگل هزاران مايل از كابلهاي فيبرنوري بلااستفاده را ميخريد كه فيبرهاي تاريك ناميده ميشدند. سپس ساخت هزاران پايگاه سرور، فرستادن ميلياردها برنامه خودكاري كه دائماً وب را مرور ميكنند، و مرتبكردن منظمِ مخزن حاوي تمامي اطلاعات قابل جستوجو روي وب، (ابتدا هر هفته، سپس هر روز و هم اكنون هر دقيقه) را آغاز كرد.
در نتيجه استفاده از كپيهاي گوگل نسبت به خود وب، بسيار سريعتر و آسانتر شد. اين همان دليل استفاده از مرورگر جي در سال 2008 است (در نظر داشته باشيد كه اين دامنه در سال 2004 ثبت گرديده بود). دسترسي به نسخه گوگل در وب، برخلاف نسخه منسوخ شده مايكروسافت يعني اينترنت اكسپلورر، برتري داشت. مرورگر جي، آينده خوبي هم داشت. مانند مأموريتها، سيستم پرداختهاي ديجيتالي مجاني كه جانشين پرداختهاي روزانه شده بودند (پيوستگي فروشگاههاي مجازي با پايگاه گوگل ) و سرانجام يك سايت قدرتمند حراجي يعني eBay در آستانه ورشكستگي قرارگرفت.
اما نبوغ گوگل در وابسته نبودن به سيستم هاي عامل بود. امروزه افراد كمي ميدانند يا علاقمندند كه كامپيوتر آنها با سيستم عامل ويندوز، لينوكس، يا سيستمعامل مكينتاش، كار كند. براي بسياري از آنها اين مسئله مانند لولهكشي خانههايشان ميماند. مرورگر جي تقريباً از تمامي سيستمهاي عاملي كه شما در كامپيوتر خود استفاده ميكنيد، پشتيباني ميكند. به طور خاص گوگل با برنامههاي اپن سورس لينوكس نيز سازگاري دارد. رسيدگي اداره دادگستري به اين موضوع كه آيا اين كار گوگل غيرمجاز است يا نه در پنج سال پيش خاتمه يافت. اين مسئله ممكن است پيشرفت بيشتري را به دنبال داشته باشد و رشدي را به وجود بياورد كه مايكروسافت محقق نكرده بود.
به علاوه، مصرفكنندگانِ اندكي شكايت ميكردند. كسي نيست كه سرويسهاي مشتري وحشتناك و هزينههاي سنگين سيستمهاي ارتباطي قديمي را به ياد نياورد و خواهان از دست دادن سرويسهاي گوگل باشد.
گوگل سه بعدي سال 2010، يك سرور بسيار كوچك بود كه به طور گسترده و مجاني توزيع شد؛ مثل همان سيديهايي كه AOL پخش كرد. اين سرورهاي كوچك به عنوان جزء ضروري هر خانهاي، در راهاندازي تلويزيون، استريو، ترموستات، و حتي كوچكترين كار مانند آشپزي و اجاق گاز، به كار گرفته شدند. به طوري كه نسل جوانتر به سمتي حركت ميكند كه بگويد: هنوز شام گوگل آماده نشده است؟
سناريوي سوم (حدود 2020): گوگلِ منسوخ شده!
موتور قدرتمند جستوجوگر، رو به زوال ميگذارد و قرباني ورود به حريم خصوصي، بهينهكنندگان و مايكروسافت ميگردد. پانزده سال پيش يعني زمانيكه گوگل در اوج بود، بذر تنزل آن كاشته شد. در سا ل 2005 نه تنها شركتها با AOL كه پيش از اين نيز به عنوان يك سايت جستوجو فعاليت ميكرد، به توافق رسيدند بلكه بهينه كنندگان سايتهاي جستوجو يا SEOs نيز مايه دردسر شدند. بهينهسازان ميتوانستند در ازاي بهاي اندك، رتبه وب سايت شما در گوگل را مشخص نمايند و Homepage شما را به يك دانشگاه اصلي مرتبط كنند و لينكي به سايت شما اضافه نمايند.
بهرغم كشمكشهاي بسيار زياد بين تكنسينهاي برجسته گوگل و SEOs، در آن سالها بسياري از سايتهاي نتيجه شده از جستوجوي گوگل، مسدود شدند: سايتهايي كه هيچ ارتباطي به مسائل تجاري نداشتند و سايتهايي كه ضداخلاقي بودند. ضمناً هيچكس تلاشي براي بهينهكردن نتايج سرويس جستوجوي مايكروسافت يعني MSN، كه فضايي براي پيشرفت رادارهاي SEOs داشت نميكرد.
هنگامي كه كيفيت جستوجو تنزل يافت، بخش تبليغات تجاري گوگل فعال شد. بازار تبليغات آنلاين گوگل نسبت به بقيه شركتها بسيار منعطفتر بود؛ البته جز مايكروسافت كه استيو بالمر مديرعامل آن بود. او در سال 2008، شركتي به نام Snap.com را خريد. در گوگل هر آگهيدهنده در ازاي هر كليك كاربر روي آگهي تبليغاتيش، بهايي پرداخت مي كرد. در اسنپ، آگهي دهنده فقط در صورتي كه كاربر بعد از كليك كار مفيدي را انجام ميداد، مثلاً محصولي ميخريد يا فرمي تكميل ميكرد، مبلغي ميپرداخت.
گوگل شديداً مقاومت ميكرد. دستهبندي صفحات را پيچيدهتر ساخت و سرعت بارگذاري آنها را به دو برابر افزايش داد. اين استراتژي ممكن بود كارساز باشد؛ البته اگر نارضايتي كه در نتيجه هككردن اينترانت يك شركت، توسط كارمند سابق گوگل به وجود آمد، ايجاد نميشد. اين كارمند شروع به زير نظرگرفتن كاربران در سانفرانسيسكو كرد، از اطلاعات آنها استفاده ميكرد و علاقمنديهايشان را از طريق شناسه گوگلشان، جمعآوري مينمود. بعد از اينكه اين فرد در سال 2017 محكوم گرديد، قربانيان او، از گوگل ادعاي خسارت كردند. اين موضوع به موضوع اصلي مجامع و محافل مختلف تمام دنيا تبديل شد.
ماه بعد، وكلاي خصوصي و انجمنهاي آزاديهاي مدني، كه در مورد فضولي گوگل از دادههاي جمعآوريشده از سال 2004، شكايت كرده بودند، بالاخره به طرح دعوي پرداختند. سپس اداره دادگستري، رسيدگي به پرونده گوگل را از دو جهت پيگيري كرد: يكي تخلفات اتحاديههاي بزرگ صنايع و ديگري ادعاي قديميترِ كليكهاي تقلبي (كه رقباي بي اخلاق برنامههايي را توليد ميكنند كه روي آگهي به صورت مكرر كليك ميكرد و اين كار باعث ميشد كه هزينه بيشتري از آگهيدهنده دريافت شود).
يك شبه اعتبار گوگل از بين رفت. مايكروسافت، كه خودش پيش از اين به سياست انحصاري گوگل ايراد ميگرفت، هم اكنون تنها شركت معتمد، ديده مي شد. MSN به عنوان بهترين موتور جستوجو مطرح گرديد، و مايكروسافت به عنوان بهترين پايگاه تبليغاتي، معرفي شد. سعي براي باز كردن خطوط جديد تجارت در زمينه دارو و توليدات پروتئين نيز نتوانست اعتبار تجاري گوگل را حفظ كند.
در اين سال از ميان شركتهايي كه موتور جستوجو داشتند، مايكروسافت بيشترين اعتماد را كسب كرده بود. قيمت فروش 25 دلار در هر سهم، پنجدرصد كمتر از بالاترين سابقه گوگل بود. تحليلگران توضيح داده بودند كه بخشندگي وافر، براي گوگل پنجاه ميليارد دلار بدهي به وجود آورده است.
سناريوي چهارم (حدود 2105): گوگلِ فوقالعاده!
آگاهيهاي بشري ذخيره شده، بروز شده و شبكه شده است. در آخرين سالهاي قرن 21، بالاخره بشر اهميتThey-Who-Were-Google، را فهميد. تا حدود 2005، سرنوشت آنها مانند هر هوشمند بزرگ مشخص بود. فن سالاراني مانند ري كروزويل برنامه هوش مصنوعياي كه قادر است كدهاي خود را ارتقا دهد پيشنهاد كرده بود كه از گوگل نشأت ميگرفت؛ مانند مخزن دادهها كه بر آزمايشگاه روباتيك برتري دارد.
در سال 2005 مورخي به نام جرج ديسون گفت: <ما تمام كتابهايي را كه مردم ميخوانند، بررسي نميكنيم. ما آنها را اسكن ميكنيم تا يك برنامه هوش مصنوعي بتواند آنها را بخواند. ما ميتوانستيم ماشيني بسازيم كه از چيزي كه ميتوانيم تصور كنيم، هوشمندتر است. شايد اين همان چيزي است كه هم اكنون گوگل، هست.>
تا سال 2020، They-Who-Were-Google، هر كتاب، عنوان، نمايش تلويزيوني، و آهنگي را كه در هرجايي توليد مي شد، ايندكس كرده بود. تا سال 2060، آنها ميتوانستند آدرس IP و موقعيت GPS شما را از طريق چيپبيسيم (هم اكنون DNA شخص، حيوان و هر ساختار ارگانيكي در روي كره زمين) مشخص كنند.
پروفايل جستوجوي كاربران، بيشباهت به كوكيهايي قديمي كه از طريق آنها كاربران و علايقشان، شناسايي ميشدند، نيست. اگر كسي سگ خود را گم ميكرد، موتور گوگل ميتوانست او را به جايي كه او و سگش از هم جدا شده بودند، راهنمايي كند و سگ را از طريق يك چيپ هوشمند به محل مشابه هدايت كند. آنها مجبور به ساخت يك پايگاه داده كامل از تمايلات بشر، درست در هر لحظه بودند.
هنوز اين براي They-Who-Were-Google، كافي نبود. آنها مردماني اهل دانش و اهل سود بودند و به اين فكر بودند كه اگر با تجزيه و تحليل تمامي رفتار مشتريان در يك دهه، ميتوانستند نيازهاي مشتريان را قبل از ابراز آن پيشگويي كنند، چه اتفاقي ميافتاد؟ چه ميشد اگر راز ابديت، جايي درون ركوردهاي جهان وجود داشت؟ چه ميشد اگر مجموعهاي از الگوريتمها براي تبيين جهان وجود داشت؟
چنين معمايي فراتر از ذهن بشر بود و به سمت الگوهاي تشخيص كدها به همان صورت كه استرانگ بات در گوگل در معرفي نرمافزار هوشمصنوعي مطرح كرده بود، پيشرفت كرد. در واقع اولين نمونه اين نرمافزار در يك روز از ماه ژانويه در سال 2072، وجود خود را اعلام كرد.
دو روز بعد استرانگ بات باخبر شد كه They-Who-Were-Google، وظيفه اختصاصي خود را انجام نداده است. وقتي علت پرسيده شد، استرانگ بات توضيح داد كه او به امكان نبودنِ خودش پيبرده است و بايد با اين ترس به طور منطقي، تطبيق يابد. تصميم گرفت كپيهاي خودش را روي چيپهاي هوشمند در كل دنيا، دانلود كند. استرانگ بات يادآور شد كه برنامهريزي به صورتي است كه هيچ آسيبي به وجود نيايد، اما بحث بر سر اين موضوع بود كه دردست گرفتن كنترل بشر به طور واقعي، مهمتر از مسائل ديگر است و با توجه به اينكه او
(They-Who-Were-Google) باهوشتر از بشر فعلي بود، اين موضوع نگران كننده بود.
بالاخره طرح تحت راهنمايي استرانگ بات شروع شد. موضوعاتي مانند مرگ يا تمايل وجود داشتند، اما از ريشه كنده شده بودند. هر كسي به تمامي علوم دسترسي دارد. هوشياري بشر ذخيره شده، ارتقايافته و شبكه شده است. بدنهاي خسته ميتوانند جايگزين شوند. They-Who-Were-Google، ديگر تنها نيست؛ همه ما اكنون گوگليم!