منبع: بيزنس ويك
البته با نگاه به گذشته عبرتآموز اين شركت، شاهد دو محصول شكست خورده نيز هستيم: Lisa، اولين كامپيوتر اپل با يك رابط كاربرپسند ساده، با قيمتي دههزاردلاري و Newton، اولين كامپيوترهاي دستي قابل حمل كه رونق بازارش سال 1993 و كسادي آن سال 1999 بود.
وقتي اپل در تب و تاب اين رونقها و كساديها بود، بر آن شد با ايجاد يك سري ابداعات جديد، ناكاميهاي خود را پشت سر گذارد. بزرگترين ابداع اپل، با معيارهايي همچون مقدار فروش محصول يا امتيازات طراحي، سنجيده نميشود. بزرگترين ابداع آن، فرهنگ نوآوري و موجوديت اين شركت بهعنوان يك ماشين تربيت طراح و مهندس است كه بيشترين بهرهوري را به دست خواهند داد؛ چرا كه همسو با رشد استعداد در اپل، فرهنگ مربوط به آن نيز رشد ميكند.
تغيير چهره مداوم
خط مشي اپل دقيقاً چيست؟ ميتوانيد اين خط مشي را در هر دو حالت كسادي و رونق بازار اين شركت ببينيد. ليزا و نيوتن را در نظر بگيريد. در ابتدا هر دوي آنها پروژههاي بسيار جاهطلبانهاي بودند. ليزا، امكاناتي مانند ماوس و رابط گرافيكي كاربر را بر پايه نوعي دسكتاپ با هم درآميخته بود كه تا آنزمان تنها در محيطهاي تحقيقاتي كاربرد داشت. نيوتن هم با آن اندازه كوچك و نرمافزارشناساييِ دستخط، هنوز هم به زعم بسياري، بهترين گزينه به عنوان يك كامپيوتر همراه ديجيتال قلمداد ميشود.
جان اسكالي، مدير اجرايي اپل ميگويد: <اپل، داراي ديد وسيعتري است. درواقع نيوتن، دفاعيهاي از فناوري عصر ديجيتال است. توليد يك وسيله همراه ديجيتال يا وسايل همراه ديگري مانند ليزا و ...، نقطه پايان كار اپل نيست. اپل ميخواهد با اينكار، چهره جديدي از كامپيوتر را در اذهان ترسيم نمايد.>
اَندي هِرزفِلد، از اعضاي اصلي تيم مكينتاش ميگويد: <كمالگرايي، بخش اعظم رسالت اپل است. ارزشهاي هنري براي شركت حائز اهميت بيشتري است تا نيل به اهداف صرفاً تجاري.>
نقشهاي خودخواهانه هنري
جوري بل، طراحي كه در روند توليد نوتبوكهاي پاوربوك نقشي مستمر داشتهاست، ميگويد: <محصولات اپل در ابتدا با يك ذهنيت آغاز ميشود و سپس ابزار ايجاد و انجامدادن آن برآورد ميگردد. در نتيجه وقتي چالش بر سر اين ذهنيت به نقطه كور ميرسد، تازه در آن زمان، طراحي كار شكل ميگيرد. پس از آن، كار توسط استيو جابز تأييد ميگردد. تنها بعد از اين مراحل است كه مذاكرات بر سر اينكه قوانين فيزيكي عملاً اجازه به بار نشستن اين ذهنيت را ميدهد يا نه، آغاز ميشود.>
طراحان خبره بر اين عقيدهاند كه اپل اهل ريسك است. تيمهاي كاري و محصولات رقابتي شركت، انعطاف كمي نسبت به طرح و پروژه بزرگ بعدي از خود نشان ميدهند. اما در مقابل، رابرت برونر، طراح بخش پنتاگرام كه از سال 1989 تا 1996 در اپل مشغول به كار بوده، معتقد است: <ريسك جايز نيست. همه تصميمات بايد موبهمو اجرا شوند.> ولي اين اواخر هم، كساني مانند جابز، جان كوچ يا جين لويس گاسي كه رهبري بخش تحقيق و توسعه شركت را از سال 1981 تا 1990 برعهده داشتهاند، تصميمات نهايي شركت اپل را براساس علايق شخصيخود اتخاذ ميكنند.
شايد تجارب كوچك، راهنماي اغلب تيمهاي كاري باشد، اما اين موضوع معناي مديريتي نميدهد. لاري تسلر، مسئِول بخش رابط كاربر كه از سال 1980 تا 1997در اپل مشغول به كار بودهاست، ميگويد: <من چيزهاي زيادي درباره اينكه چه مقدار اختيارات به كاركنان داده شود، ياد گرفتهام. محدودكردن مسئوليتها تا حدممكن، و به حال خود گذاردن كاركنان، از جمله آنها بود. شما طرحي را به جابز نشان ميدهيد و او شايد نگاهي به يك قسمت از آن بيندازد و فقط از آن ايراد كلي بگيرد، اما وارد جزئيات آن نميشود.>
از حريفان تا خوديها
فرهنگ، تأثيري دائمي بر روند اصلاحات ميگذارد، اما هرگز قادر نيست راه حل ارائه كند. رابرت برونر ميگويد: <آقاي گاسي همواره در لفافه سخن ميگويد و تو بايد وانمود كني كه حرفش را فهميدهاي و تمام تلاشت در جهت بهبود محصول باشد.>
طراحان و برنامهنويساني كه در روند اين فرهنگ ترقي كردهاند، هيجان ناشي از آن را به توليدات تازه شركت و تمامي مردمي كه از طريق اين توليدات، با شركت در ارتباطند، منتقل نمودهاند. انعطافپذيري اين طراحان در جاي جاي شركت ديده ميشود. اين گسترش، صرفاً مختص بخش توليدات رقابتي نيست، بلكه حتي تا موزه هنر مدرن نيز پيش رفته است.
در تصاويري كه در صفحات بعد خواهيد ديد، نمايي از خلاقيت طراحان و مهندسان شركت به همراه كارهايي كه انجام دادهاند، از مدل جديد كامپيوترهاي دستي (handheld) گرفته تا طراحي مجدد مرورگر اينترنت و امكانات گرافيكي و تصويري براي نسل بعدي سيستم عامل ويندوز، ديده ميشود.
|
تصاويري از كارهاي خلاقانه طراحان اپل |
|

|
بريدن و چسباندن وقتي لاري تسلر در سال 1980، از مركز تحقيقات شركت زيراكس به شركت اپل آمد، با خود دو دستور جديد آورد كه براي ويرايش متن كاربرد زيادي داشت: Cut و Paste .در سال 1983، اين دو دستور كه به تازگي به سيستم عامل قديمي مكينتاش <ليزا> وارد شده بود، با دستورهاي گيج كننده قبلي، يعني Insert تفاوت اساسي داشت و كاربران نيز با آنها راحتتر كار ميكردند.
تسلر ميگويد: <من اين دو دستور را انتخاب كردم؛ چرا كه طراحان و ويراستاران براي خروجيهاي متن خود به آنها نياز داشتند. طراحي آنها كار سادهاي نبود، اما نتيجه اين شد كه همه، حتي كساني كه رشته اصليشان چيزي غير از كامپيوتر بود، به راحتي با آن كار مي كردند.
كاربري آسان تا سال 1997، كه لاري تسلر اپل را ترك كرد، تمام تلاشش بر اين بود كه دستورات وي براي كاربران، راحت، قابل درك و لذتبخش باشد. وي ميگويد: <در حقيقت قصد من اين است كه مشتريان از اين محصولات احساس نشاط كنند>.تا سال 2001، وي اين طرز فكر را به اينترنت هم تسري داد.
در سايت آمازون، وي اقدامات خوبي در جهت بهبود وضعيت كاربران، در امر خرده فروشي آنلاين انجام داد. اكنون نيز به عنوان سر گروه تيم طرح و توسعه ياهو، در حال تدريس نحوه گشت و جستوجو در موتورهاي جستوجو است. وي ميگويد: <ما با روند مشخصي به سمت احياي امر طراحي سايت ميرويم تا بدين ترتيب سايتهاي اينترنتي براي كاربران جذابتر به نظر بيايند>. |
|

|
تقويت نوت بوك نوت بوكهاي مدل پاوربوك اپل، مانند همتايان امروزيشان نيستند. اما دو عامل مهم در نوت بوكهاي امروزي، باعث تمايز آنها با مدلهاي قبلي گرديده است.
اول، رنگ طوسي دوديِ آنها است كه بسيار تيرهتر از رنگ بژ روشن در مدل هاي قبلي است. رابرت برونر، سرگروه تيم طراحي اَپل مي گويد: <ما به دنبال يك رنگ تيره، مثل رنگ يك كيف پول بوديم؛ چرا كه اين رنگ احساس بهتري در افراد ايجاد مي كرد.>
دوم، صفحه كليد پاوربوكها بود كه در قسمت بالا قرار داشت. در پايين و وسط صفحه كليد هم، محلي براي گوي غلطان و دكمههاي ماوس تعبيه شده بود تا دست كاربر هم در استفاده از آنها راحت باشد. امروزه نيز تمامي نوتبوكها از اين نوع طراحي تبعيت ميكنند. برخلاف گذشته كه ماوس و گوي در كنارههاي صفحه قرار داشتند. |
|

|
حس تشخص اكنون رابرت برونر، از شركت پنتاگرام (كه كار طراحي ظاهر كامپيوترها را انجام ميدهد)، كامپيوتر جديدي را براي شركت دل (سازنده كامپيوترهاي با قيمت مناسب) طراحي نموده است: كامپيوتر دسكتاپ plain-jane. البته سياست شركت دل، بيشتر به جنبه تجاري قضيه معطوف است تا طراحي ظاهر محصول. با اين حال، برونر سعي ميكند با ارائه مدل Dimension 5100c اين سياست را تغيير دهد.
برونر علاوه بر طراحي در شركت دل، بر سياستهاي كلي شركت نيز نظارت دارد. همچنين با رقيب ديرينه اپل هم به همين گستردگي كار ميكند. به اين معني كه او و شركتش در حال حاضر مشغول معرفي آرم جديد ويستا، آخرين سيستمعامل مايكروسافت هستند. طراحي لوگوي اين سيستم عامل، به علاوه چندين تصوير و گرافيك ديگر كه در رشد و ارتقاي اين سيستم عامل نقش داشتهاند، توسط اين متخصص اپل انجام شده است. |
|

|
اولين مكان نما اولين سري از آيكونهاي به كاررفته در ماشينهاي اپل، مانند ساعت مچي، سطل رنگ و پيغام خطاي انفجاري، توسط گرافيست اين شركت، يعني سوزان كِر ايجاد شده است. از هر بيت حافظه، به طور حساب شده استفاده شده است و آيكونهاي وي نيز مجموعهاي كامل از ظرافت، اختصار و سادگي بودند تا هر كاربري قادر به درك عملكرد آنها باشد. |
|

|
صفحات كوچك؛ درست مانند زمان قديم امروزه ميتوانيد كارهاي جديد سوزان كِر را در برنامههايي مثل وضعيت آب و هوا (WeatherBug) يا مرورگرهاي اغلب تلفنهاي همراه ببينيد (وي براي يك شركت بزرگ تجهيزات بيسيم كار ميكند كه بنا به دلايلي نام آن را ذكر نميكند. كِر ميگويد: <كار كردن با صفحات كوچك را دوست دارم. آنها يادآور ايام گذشتهاند. بخشي از عنوانها و كارتهاي موجود در بايگاني موزه هنر مدرن نيز به نام اوست. |
 |
يك محصول با پرده اي عريض در 1999، جوري بِل و همكارانش نيك مارز و دَني دِلوسيس، در ساختماني در سان فرانسيسكو مستقر شدند تا مأموريت خود را كه همان ايده ساخت لپتاپ جديد بود، عملي سازند.
بل ميگويد: <ما ميخواستيم احساس كاربر را در مورد محصولمان عوض كنيم و اين كار با مواد اوليه قابل اطمينانتر و تسهيل در روند توليد، قابل دستيابي بود.>
آنها تصميم داشتند از تيتانيوم به جاي پلاستيك استفاده كنند و يك مانيتور صفحه پهن، مانند تلويزيونهاي با كيفيت بسازند.بعد از شش هفته كار، آنها پاوربوك جي4 تيتانيوم را طراحي كردند كه در ژانويه 2001 به توليد رسيد. وقتي تفاوت اساسي اين مانيتورهاي صفحه پهن با بقيه مدلها احساس شد، ساير طراحان نيز ابعاد ديگري از ايدههاي خود را در جهت سازگاري اين محصول با خطوط توليد موجود ارائه دادند كه البته تلاش براي عدم افزايش قيمت محصولات جديد نيز مدنظر آنها بود. |
 |
ريز كامپيوترها در سال 2001، جوري بل به همراه دوستش جوزف بتس لاكرويكس، تيم دو نفرهاي تشكيل دادند تا كامپيوتر مدل 01 شركت OQO، كه يك سيستم تمام عملياتي مجهز به Wi-fi با اندازه هاي 5 * 3.4 اينچ بود را تكميل نمايند. بل در اين زمينه مي گويد: <لپتاپها دست ما را حسابي بسته بودند و ما به دنبال طراحي سيستم متفاوتي بوديم.>
همزمان با شروع كار در OQO، سه مهندس و طراح ديگر يعني ايوان وانگ، نيك مِرز ومايك پريچارد نيز به تيم پيوستند تا در راه توليد سختافزار جديد تلاش كنند. بدينترتيب اولين TabletPC كوچك آنها در اكتبر 2004 با قيمت دوهزاردلار به بازار آمد.روند فروش اين وسيله كند بود، اما محصول ديگري از اين نوع در بازار ديده نشده است. |
|

|
WebTV جديد؛ اما نه چندان كارآمد اَندي رابين، كه زماني به عنوان مهندس در اپل كار ميكرد، توسط اِستيو پِرلمن و ديگر كاركنان اپل، تشويق شد تا روي سختافزار جديد آنها يعني WebTV كار كند.دستگاهي كه ميشد با آن، به وسيله تلويزيون به اينترنت وصل شد.
با وجود قابليت اتصال به اينترنت، بدون نياز به كامپيوتر، اين محصول از نظر تجاري، كاملاً شكست خورد. اما زياد جاي نگراني نبود؛ چرا كه آنها توانستند محصول خود را قبل ازاينكه به يك شكست تمام عيار تبديل شود، به قيمت چهارصدميليوندلار به مايكروسافت بفروشند. |
 |
مرد خطر رابين، بعدها در شركتي كه در سال 1999 تأسيس كرد، موفق شد دستگاه قابل حملي موسوم به hiphop كه به آنT-Mobile Sidekick نيز ميگفتند، بسازد. خيلي زود اين وسيله كه يك كامپيوتر دستي (handheld) بود، به خاطر حجم كمي كه داشت و جا گرفتن راحت آن در دست يا كيف، به وسيلهاي محبوب در بين همه افراد تبديل شد. |
 |
پيشرفت فوق العاده در طول سالهاي 1978 تا 1982، كه رابين به طور تماموقت در بخش بازاريابي اپل كار ميكرد، تريپ هاوكينز اعلام كرد كه شركت اپل از يك توليدكننده دستگاههاي مختلف و پراكنده كه همه محصولات آن در يك سطح هستند، به يكي از شركتهاي پرسرعت دره سيليكون تبديل شده است و رقبا به ما ميگفتند اين همه تند رفتن نشانه بي ملاحظگي و بيپروايي شماست. |
 |
درس هاي آموخته براي هاوكينز، كه شروع پيشرفت سريع محصولاتش از دو شركت Electronic Arts (سازنده بازيهاي ويديويي) و) Digital Chocolate توليدكننده بازيهاي ويژه تلفنهمراه) بود، سرعت چشمگير شركت اپل، تكميلكننده همه آن پيشرفتها به حساب ميآمد.وي در اينباره ميگويد: <به نظر مي آيد شما نيز ميتوانيد اين سطح از بلند همتي را درك نماييد. در واقع وقتي با شركتي مثل اپل روبهرو هستيد، ياد ميگيريد كارتان را درست انجام دهيد.> |