Banner Advertisement
Banner Advertisement
Flash Banner AD
Banner Advertisement
  مقالات >  کارگاه شبکه

او، ايو - درباره جاناتان ايو رئيس تيم طراحي اپل


ماهنامه شبکه - آبان ۱۳۸۵ شماره 70

پرهام ايزدپناه

اشاره:
نقش جاناتان ايو رئيس تيم طراحان اپل در موفقيت‌هاي اين شركت تاكنون كمتر مورد توجه قرار گرفته است. مقاله‌اي كه ترجمه آن را پيش‌رو داريد، ضمن مروري بر تاريخچه فعاليت‌هاي ايو، به تأثير ايده‌هاي او در شركت اپل و شيوه به ظهوررساني آن‌ها مي‌پردازد.

منبع: بيزنس ويك‌

 بهار گذشته جمعي از طراحان زبده در كنفرانسي تحت عنوان مهارت راديكال كه توسط كالج طراحي Art Center در پاسادنا برگزار شد، جديدترين دستاوردهاي خود را به نمايش گذاشته و همتايان خود را هيجان‌زده كردند. در اين مراسم Isaac Mizrahi طراح مد، داستان‌هاي جالبي درباره اين‌كه چگونه به شهرت رسيده است، تعريف كرد. Danny Hillis يك نمايشگر كامپيوتري مكان‌نگار را به نمايش گذاشت كه مي‌توانست هر چيزي حتي هيماليا را به صورت سه‌بعدي به تصوير بكشد. Theo Jonson مخترع آلماني، جانور مصنوعي بزرگي از جنس PVC را به نمايش گذاشت كه با راه رفتن خود روي صحنه، خرچنگ‌هاي فيلم جنگ ستارگان را تداعي مي‌كرد.

با اين همه گل سرسبد اين مراسم به‌طور قطع بي‌زرق و برق‌تر و بي‌پيرايه‌تر از سايرين مي‌نمود. جاناتان ايو، رئيس تيم طراحان اپل، با سري تقريباً تراشيده و تي‌شرتي تيره روي صحنه پا گذاشت. ايو 39 ساله آرام و خونسرد برجاي خود نشست و به آرامي به سؤالات Chee Pearlman، مجري مراسم، پاسخ داد. او به‌رغم درخواست‌هاي بي‌شمار از ذكر مسائلي چون گزافه‌گويي درباره طرح‌هاي خود يا چگونگي كار كردن با رئيس كمال گرايش، استيو جابز، طفره رفت.

در عوض، او كه پس از جابز در خيره‌كنندگي و جذابيت محصولات اپل بيشترين نقش را داشته است، موضوعي تحت عنوان <مهارت طراحي> درباره فر‌آيند كار را براي صحبت انتخاب كرده بود. او با شور و حرارت درباره تيم كوچكش و نحوه همكاري آن‌ها صحبت كرد و به اين موضوع  پرداخت كه آن‌ها صرفاً روي چيزهاي مهم تمركز مي‌كنند و تعداد پروژه‌ها را محدود مي‌نمايند.


بخش جالبي از صحبت‌هاي او به لزوم داشتن دركي عميق از اين‌كه يك محصول چگونه توليد مي‌شود مربوط بود؛ اين‌كه مواد موردنياز، تجهيزات مورد استفاده و هدف آن چيست؟ وي به‌ويژه برنقش مهم توجه و دقت عميق در كار تأكيد كرد.

با اين حال هيچ يك از موارد مطرح شده به‌ويژه براي طراح مشهوري چون او عجيب به ‌نظر نمي‌رسيد. در واقع در ميان گفته‌هاي او چيز جديدي وجود نداشت و هرچه بود جزئياتي اندك و محدود درباره موضوعات مختلف بود.
مطمئناً بخشي از دلايل اين موضوع، بي‌علاقگي ايو به شهرت و همچنين رازداري تحميلي جابز درمورد همه چيزهاي مربوط به اپل است. در واقع در اين مورد ايو هيچ صحبتي به ميان نياورد. حتي در آن مراسم ديگراني همچون انجمن سلطنتي هنر در انگلستان، كه بيست سال پيش و در شروع كار ايو به او كمك كرده بود نيز از بيم قهر اپل در اين باره صحبتي نكردند. به هر حال اپل به شيوه خاص خود با دنياي خارج ارتباط برقرار مي‌كند؛ اين ارتباط معمولاً در زمان معرفي محصولات جديد است. نمونه جديد اين موضوع، همايش اخير اين شركت در دوازدهم سپتامبر گذشته بود.

در عين حال گفته‌هاي ايو در آن مراسم، مؤيد نكته‌اي بود كه به زعم بسياري از اشخاص نزديك به اپل، مسلم و غيرقابل انكار است: اين‌كه ايو مرد پشت‌پرده اپل است؛ در حالي كه نقش جابز تعيين مسير وايده‌پردازي است، ايو وظيفه متجسم ساختن ابتكارات منحصر به فرد اپل را برعهده دارد. در حقيقت راز موفقيت نوآوري‌هاي اپل را بايد در زوج طراح ارشد و مدير قدرتمند اين شركت جست‌وجو كرد. Pearlman در اين‌باره مي‌گويد: <به نظر من استيو جابز، جاني (ايو)‌ را كسي يافته كه مي‌داند چگونه بايد ايده‌هاي او را به مرحله عمل يا حتي تكامل برساند و اين كار را به دفعات تكرار كند.>

از نُه سال پيش تاكنون <نمايش استيو و جاني> منجر به طراحي و ارائه محصولاتي نمادين شده است؛ از آي‌مكي كه اواخر دهه 1990 مفهوم پي‌سي خانگي را تغيير داد، تا ‌iPod Nano كوچك امروز، همه گوياي همين واقعيت هستند. در زمان معرفي آي‌مك، اپل سهم بسيار كوچكي از بازار موسيقي ديجيتال را داشت و به گفته تحليلگران، بزرگ‌ترين سهم از بازار پي‌سي‌ها را در تاريخ اين شركت به دست آورده بود.

به‌رغم فراز و نشيب‌هاي بي‌شمار، رشد 1273 درصدي سهام اپل طي ده سال گذشته، از هر حوزه ديگري بيشتر بوده است. بخش عمده‌اي از اين موفقيت‌ها به اين خاطر است كه اپل <طراحي تجربيات كاربري ناب> را نه تنها براي ستايش و تحسين بلكه براي كسب ميلياردها دلار پول و متحول ساختن صنعت سرلوحه كار خود قرار داده است.

Gadi Amit، مؤسس بوتيك طراحي NewDealDesign در سانفرانسيسكو مي‌گويد: <رشد اپل نشان مي‌دهد كه شما مي‌توانيد با فروش محصولات هيجان‌انگيز ميلياردر شويد و محور قرار دادن طراحي مي‌تواند يك مدل كسب و كار قابل اطمينان باشد.>

بدون شك جابز خود منحصر به فردترين اهرم قدرت اپل در زمينه نوآوري است. هنگامي‌كه در آن همايش‌هاي مهيج معرفي محصول و در مقابل طرفداران دو آتشه اپل مانند يك ستاره موسيقي حاضر مي‌شود، كمال‌گرايي او كاملاً مشهود و همچون ساعت‌سازان سوئيس به نظر مي‌رسد. او مردي است كه زماني اصرار او باعث شده بود سنگ‌هاي مرمر اعلاي ايتاليايي پيش از استفاده در فروشگاه جديد اپل در منهتن به كوپرتينوي كاليفرنيا فرستاده شوند تا او بتواند رگه‌هاي اين سنگ‌ها را به دقت وارسي كند!

در چنين وضعيتي در حالي كه طراحان ديگر شركت‌‌ها مجبورند با كساني مبارزه كنند كه درصدد كاهش هر چه بيشتر قيمت محصولاتند، در اپل هر كس مي‌داند كه كارش در گرو سازگار شدن با استانداردهاي بالاي جابز است. شايع است كه زماني جابز از طراحي كه روي يكي از نمونه‌هاي مك كار مي‌كرد، خواسته بود كه نبايد هيچ پيچ قابل‌روِيتي در آن وجود داشته باشد.

طراح، نمونه اوليه‌اي از مك مورد نظر را به جابز نشان داد، البته در حالتي كه يكي از پيچ‌هاي آن پشت يك دستگيره پنهان شده بود. جابز نيز پس از مشاهده پيچ او را اخراج مي‌كند!

Ray Riley، يكي از طراحان پيشين اپل كه اكنون مسئول واحد نوآوري‌هاي پيشرفته شركت نايكي است، در اين باره مي‌گويد: <در تمام دنيا اپل از بيشترين درك و آگاهي در زمينه طراحي برخوردار است و اين به خاطر شخص استيو جابز است.>

ايو حداقل روزي يك‌بار با رئيس خود گفت‌وگو مي‌كند. در واقع زندگي آن‌ها كاملاً نزديك به هم و مرتبط است. به‌رغم شهرت و مكنت زياد، هر دو از حريم خصوصي خود حفاظت مي‌كنند. به زعم Clive Grinyer، اولين شريك تجاري ايو، اين طراح برجسته اپل همراه با همسر تاريخ‌دان و دوقلوهايشان در خانه‌اي عاري از تظاهر و تجمل زندگي مي‌كنند.
جابز نيز به واسطه مهارت‌هاي خودارتقاييِ ويژه‌اش، زندگي آرامي را دنبال مي‌كند. او يك خانه مخصوص تعطيلات ندارد و به ندرت در همايش‌‌هاي اجتماعي و اقتصادي ديده مي‌شود. كفش‌هاي كتاني، تي‌شرت‌ها و ژاكت‌ يقه اسكي معروفي كه مي‌پوشد، تنها مخصوص همايش‌ها نيستند؛ او به‌طور كلي سبك غيررسمي را دوست دارد و همين موضوع در مورد ايو و تيم طراحش نيز صادق است.

اما اگر جابز حافظ وجهه و ديدگاه‌هاي اپل در زمينه طراحي است، ايو رهبر پشت پرده تيم طراحي زبده  اوست.Riley مي‌گويد: <اپل يك مكتب است و تيم طراحي اين شركت نسخه‌اي متعصبانه‌تر از اين مكتب محسوب مي‌شود.>
در عمل اين مكتب چندان بزرگ نيست. تعداد اعضاي تيم طراحي دوازده يا حداكثر چندتايي بيشتر است. البته همه آن‌ها چه به صورت گروهي و چه انفرادي در سطح بسيار بالايي كار مي‌كنند.

ايو مي‌گويد: ايده اوليه بسياري از محصولات اپل در آشپزخانه كوچك استوديوي طراحي شركت  و هنگام خوردن پيتزا شكل مي‌گيرد! تيم كنوني طراحي سال‌هاست كه در كمال آرامش در كنار يكديگر فعاليت مي‌كند. برخي طراحان اپل مدت‌ها قبل از پيوستن ايو در سال 1992، در اين شركت كار مي‌كرده‌اند. آن‌ها به ندرت در همايش‌ها و بزرگداشت‌ها حاضر مي‌شوند.
 
به هر حال آن‌ها به شهرت بيروني احتياجي ندارند؛ چرا كه مرجعي معتبرتر از يكايك آ‌ن‌ها براي به اوج رساندن طراحي وجود ندارد. مضافاً اين‌كه، مصاحبه و دادن اطلاعات بيشتر باعث كمك به ديگران براي پر كردن فاصله عقب‌ماندگيشان خواهد شد. به علاوه، طراحان اپل از نظر شخصيتي نيز آينه تمام‌نماي محصولات اپل هستند: شيك، ممتاز و تا حدي افتاده. اعضاي گروه مليت‌هاي مختلفي دارند. غير از ايوِ بريتانيايي، كساني چون Danny Coster نيوزلندي، Daniele Deluliis ايتاليايي، Rico Zorkendorfer آلماني نيز در تيم حضور دارند.

پل اسميت طراح مد و يكي از دوستان قديمي ايو، كه اواخر دهه 1990 يك آي‌مك جديد از او هديه گرفته بود، در اين‌‌باره مي‌گويد: <همه بدون هيچ‌گونه خودخواهي يك هدف مشترك را دنبال مي‌كنند. آن‌ها بارها با يكديگر غذا مي‌خورند، سفر مي‌روند. و البته همين‌ها بودند كه جعبه آجري رنگي را كه كامپيوتر ناميده مي‌شد، به ماهيتي دوست‌داشتني تبديل كرده‌اند؛ چيزهايي كه دوست داريد يكي از آن‌ها را داشته باشيد. حتي اگر از آن استفاده نمي‌كنيد!>

اغلب اعضاي تيم ايو در سانفرانسيسكو زندگي مي‌كنند و گفته مي‌شود حقوق پايه آن‌ها دويست هزار دلار است؛ يعني تقريباً پنجاه درصد بيش از آنچه كه در اين صنعت رايج است. آن‌ها در يك استوديوي بزرگ و باز و با داشتن كمترين فضاي اختصاصي، در عين حفظ حريم‌ها، كار مي‌كنند.

بسياري از كارمندان اپل حق ورود به استوديو را ندارند. چون اين خطر وجود دارد كه محصولات آينده اپل در يك چشم برهم زدن ديده شوند. يك سيستم صوتي قدرتمند در استوديو تعبيه شده است تا گروه در حين كار از موسيقي لذت ببرند. ايو بودجه‌اي را كه براي طراحي در اختيار وي گذاشته‌اند به جاي افزايش نيروي انساني صرف تجهيزات مدل‌سازي پيشرفته مي‌كند. روش طراحي او مبتني بر تكرارهاي مشتاقانه و پر مشقت و ساختن و ساختن و باز هم ساختنِ مدل‌ها است؛ براي رسيدن به يك تصوير ذهني از ايده‌اي جديد!

خود او در اين‌باره مي‌گويد: <به نظر من يكي از نقاط قوت تيم، همين احساس اشتباه است. احساس كنجكاوي و كشف اين‌كه از يك اشتباه هيجان‌زده شويد. چون اكنون مي‌توانيد به چيز جديدي پي ببريد.> ايو و همكارانش در اپل يك گروه خلاق معمولي نيستند كه در هر شركتي بتوان آن‌ها را يافت.

آن‌ها با دقت و جديت با مهندسان، گروه بازاريابي و حتي پيمانكاران خارجي در آسيا - كه در واقع سازندگان اصلي محصولات هستند- در ارتباطند. به بيان ديگر، آن‌‌ها فقط عده‌اي خوش‌سليقهِ سبك‌گرا نيستند، بلكه در به كارگيري مواد جديد و به توليد رساندن محصولات نيز نوآوراني برجسته‌اند.
 به عنوان نمونه، اضافه كردن يك لايه پلاستيكي شفاف روي بدنه سياه يا سفيدرنگ  آي‌پاد - كه باعث ايجاد بافتي عميق و چشمگير مي‌شود- تنها توانايي تيم طراحي نبود، بلكه آن‌ها روش توليد آن به نحوي كه بيش از چند ثانيه وقت نگيرد را نيز يافته بودند.

Hartmut Esslinger، مؤسس Frog design و طراح بسياري از كامپيوترهاي اوليه اپل، مي‌گويد: <اپل از راه‌هاي كوچك و بزرگ دست به نوآوري مي‌زند و در صورتي كه كاري را به درستي انجام نداده باشد، دوباره ابتكار به خرج مي‌دهد. اپل تنها شركتي است كه اين‌گونه عمل مي‌كند.> با اين حساب، اين قضيه براي شركت‌هايي چون دل، اچ‌پي و مايكروسافت كه اخيراً رقابت در زمينه طراحي را آغاز كرده‌اند، چه مفهومي دارد؟ آن‌ها البته دلايلي براي اميدوار ماندن دارند؛ مادامي‌كه اپل روي تعداد اندكي محصول تمركز كرده و به شدت به اشخاص محدودي تكيه كرده باشد، صرفاً مي‌تواند در بازارهاي خاص عرض اندام كند. Sam Lucente، مدير طراحي اچ‌پي معتقد است: <اپل فاقد يك مدل مقياس‌پذيرِ قابل‌توسعه است.>

به هر حال بايد گفت كه صرف‌نظر از پيشرفت‌هاي قابل توجهي كه در همايش دوازدهم سپتامبر اپل شاهد بوديم، پخش‌كننده سفيد و مشهور اپل اكنون پنج ساله شده و روند تحولات آن قابل پيش‌بيني گشته است. با اين همه، اغلب شركت‌هاي بزرگ براي توليد انبوه محصولاتي كه از ظاهر آن‌ها به نظر مي‌رسد به وسيله بوتيك‌هاي مجلل نيويورك و لندن طراحي شده‌اند، فاقد تمركز، مهارت و حتي رغبت هستند! در حالي كه شركت‌هاي كامپيوتري طي چند دهه اخير به شدت تلاش كرده‌اند قيمت تمام شده محصول را حتي به اندازه چند پني كاهش دهند، اپل بازي طراحي خود را به تكامل مي‌رساند. از اين‌رو اين‌كه رقبا اكنون به صحبت درباره طراحي مي‌پردازند نشانه تفوق يا جبران عقب‌ماندگي آن‌ها نيست، بلكه نشان‌دهنده راه درازي است كه در پيش دارند.

ايو از ابتدا ايده‌هاي خاصي داشت. او در محله‌اي متوسط در اطراف لندن به دنيا آمد و از دوران نوجواني به كشف اسرار ساخته شدن اشيا و ادوات علاقمند شد. به محض ثبت‌نام در دوره طراحي دانشكده پلي‌تكنيك نيوكاسل در سال 1985، استعداد و پويايي او آشكار و شكوفا شد. طي دوران كارآموزي خود در گروه مشاوران طراحي Robert Weaver، ايو قلمي طراحي كرد كه انتهاي آن يك گوي و گيره تعبيه شده بود. هدف از تعبيه اين اجزا، چيزي جز اين نبود كه دارنده قلم بتواند با بازي كردن با آن سرگرم شود Grinyer! يكي از كارمندان وقت Robert Weaver مي‌گويد: <آن قلم‌ها فوراً به يكي از دارايي‌هاي ضروري صاحبانشان تبديل شدند؛ وسيله‌اي كه دوست داشتيد هميشه با آن بازي كنيد!>

به اين ترتيب تا زمان فارغ‌التحصيلي، ايو در محافل طراحي انگلستان به نوعي به يك اسطوره تبديل شده بود.Grinyer به ياد دارد كه زماني او را در آپارتمانش در نيوكاسل ديده بود. وي از ديدن ايو كه ميان انبوهي از مدل‌هاي فومي پروژه پايان‌نامه‌اش محصور شده بود، شگفت زده شده بود. اين پروژه يك سيستم تركيبي ميكروفون و شنوايي امدادي بود كه معلمان مي‌توانستند به كمك آن با كودكاني كه دچار مشكلات شنوايي هستند، ارتباط بهتري برقرار كنند (جالب آن‌كه آن دستگاه نيز از پلاستيك سفيدرنگ ساخته شده بود Grinyer ( مي‌گويد: <هرگز چيزي مثل آن نديده بودم: تمركز محض براي تكميل آن دستگاه.>

ايو در ادامه روند موفقيت‌هايش توانست دوبار جايزه طراحي دانشجويي Royal Society of Art را از آن خود كند. بار اول به خاطر طراحي يك شمارنده خودكار، كه توسط شركت Pitney Bowes، حامي مسابقات، نيز مورد استفاده قرار گرفت، برنده يك دوره كارآموزي كوتاه در شركت ‌(Stamford-conn) شد. اما او مدت كوتاهي پس از اين ماجرا عازم كاليفرنيا شد تا بتواند به يكي از شركت‌هاي طراحي دره سيليكون بپيوندد. در همين گيرودار يك اتفاق مهم، يعني آشنايي با Robert Brunner به وقوع پيوست؛ Brunner از Lunner Design با ديدن طرح يك تلفن ابتكاري ايو كه به شكل يك علامت سؤال طراحي شده بود، شگفت‌زده شد. دستگاه ايو نه فقط يك قالب طراحي، بلكه يك مدل حقيقي و كامل و با همه اجزاي قابل تفكيك داخلي آن بود. Brunner دراين باره مي‌گويد: <آن دستگاه فقط يك طرح ساده نبود، بلكه كاملاً مهندسي شده بود. او حتي درباره اين‌كه چگونه مي‌توان آن را به توليد انبوه رساند، فكر كرده بود.>

ايو در سال 1989 و پس از فراغت از تحصيل وارد شركتي به نام Tangerine Design شد و به Grinyer ملحق شد. با اين همه شركت‌هاي بريتانيايي نتوانستند ارزش كارهاي او را درك كنند. به زعم Grinyer، عواملي چون خراب شدن حاصل كار چند ماهه ايو در اثر بي‌مبالاتي كاركنان و مسائلي از اين دست باعث افسردگي و ناراحتي او شده بود.Grinyer مي‌گويد: <او خود را به خاطر كار كردن با آدم‌هاي بي‌توجه سرزنش مي‌كرد.>
 
از سوي ديگر، خود ايو قبول دارد كه مشاوره طراحي يعني كاري كه مديريت فروش ضروري‌ترين شرط آن است، مناسب او نبود. ايو در اين‌‌باره مي‌گويد: <من در ادارهِ يك كسب و كار در زمينه طراحي، افتضاح بودم. در واقع من دوست داشتم فقط روي جنبه هنري طراحي تمركز كنم.>

به اين ترتيب ايو در سال 1992 رهسپار غرب شد  تا در شركت اپل دوران تازه‌اي را آغاز كند. در آن زمان، Brunner رئيس تيم طراحي اپل شده بودBrunner . هنگامي كه ايو در Tangerine بود در طراحي نسل جديدي از لپ‌تاپ‌هاي اپل موسوم به PowerBook از او كمك گرفته بود و اكنون با اين پيش‌زمينه ذهني، يك كار ثابت را در اپل به او پيشنهاد مي‌داد.

اين ماجرا چند سالي پيش از بازگشت جابز به اپل اتفاق افتاد. يعني در روزهايي كه اپل نه تنها در حال از دست‌دادن پول و سهم خود در بازار بود، بلكه به سوژه جذاب وال‌استريت تبديل شده بود. ايو به‌رغم <داشتن احساس بي‌تفاوتي> دعوت Brunner را پذيرفت.

ايو از همان ابتدا توانست نظرها را به خود جلب كند. او اولين PDA اي كه نرم‌افزار كوته عمرِ نيوتن را اجرا مي‌كرد، طراحي نمود. هنگامي كه ايو در سال 1996 به عنوان رئيس تيم طراحي اپل و جانشين Brunner معرفي شد، اين شركت در اسفبار‌ترين دوران خود قرار داشت. در چنين شرايطي ايو كه در آن زمان 29 ساله بود، بايد تا جايي‌كه مي‌توانست با كساني كه درصدد كاهش هزينه محصولات بودند، مبارزه كند. مديران وقت اپل، ابركامپيوتر محبوبCray را كه طراحان اين شركت به‌منظور شبيه‌سازي عملكرد محصولات رويايي خود از آن استفاده مي‌كردند،  فروختند. در اين ايام محصولات اپل به كسل‌كنندگي ديگر محصولات به نظر مي‌رسيدند. ايو اما همچنان مي‌توانست به يمن وجود تعداد اندكي از طراحان با استعداد و جوان خود دلگرم باشد.

Thomas Meyerhoffer يكي از طراحان قبلي اپل و كسي كه در آن زمان تازه استخدام شده بود، مي‌گويد: <جاناتان ايو هرگز روي صندلي نمي‌نشست و سخنراني نمي‌كرد. اما اگر او به اين‌كه مي‌توانيم از پس اين كار بربياييم ايمان نداشت، ما نيز نمي‌توانستيم به آن ايمان داشته باشيم.>

در جولاي سال 1997، جابز پس از تبعيدي طولاني به خانه بازگشت و زمام امور را به دست گرفت و جانشين گيلبرت آميلو شد.

با توجه به اين‌كه جابز مجبور بود هرچه سريع‌تر به بازسازي اپل بپردازد، حتي ايو نيز به  گواه دو تن از همكارانش، از آشفتگي‌هاي اوليه پس از اين تحول چندان در امان نبود؛ جابز به مجرد شروع كار خود از شصت و چند محصول متنوع اپل در آن  زمان فقط اجازه بقاي  چهار مورد از آن‌ها را داد و سرتاسر دنيا را به ‌منظور يافتن يك ستاره واقعي طراحي جست‌وجو كرد.

او از Richard Sapper، طراح لپ‌تاپ‌هاي Thinkpad شركت IBM ،Giorgetto Giugiar طراح اتومبيل و Ettore Sotsass  طراح و معمار را فراخواند.درست زماني كه ايو در حال جمع كردن جل و پلاسش بود، جابز با آن چشمان نخبه‌يابش دريافت كه ايو همان كسي است كه در جست‌وجوي اوست. از طرفي اين‌كه جابز استانداردهاي طراحي خود را تحميل مي‌كرد نيز باعث ذي‌نفع شدن ايو مي‌گشت. دونالد نورمن، متخصص بهره‌وري، نويسنده و يكي از كساني كه در همان روزهاي اوليه بازگشت جابز از كار بركنار شد، در اين‌باره مي‌گويد: <استيو جابز يك حاكم مستبد است، اما اين دقيقاً همان چيزي است كه اپل بدان نياز دارد. جابز مي‌گفت: اين مسيري است كه داريم طي مي‌كنيم و جاناتان را آزاد گذاشت تا اين امر را محقق سازد.>

همكاري مؤثر اين دو البته به ثمر نشست و به خلق يكي از بزرگ‌ترين محصولات اپل منجر شد. اين محصول چيزي جز آي‌مك نبود. اپل به ‌منظور ساختن پي‌سيِ مجذوب‌كننده و غيرترسناك،  كامپيوتري يكپارچه طراحي كرده بود كه بدنه‌اي آبي‌رنگ و نيمه‌شفاف داشت.

به گفته افراد داخلي شركت، Danny Coster نيوزلندي اكثر كار طراحي آي‌مك را با همكاري ايو انجام داده بود. ايو و ديگر طراحان اپل براي آن‌كه بدنه پلاستيكي كامپيوتر جذاب و غيركسل‌كننده جلوه كند، از يك شركت آب‌نبات‌سازي ديدن كردند تا روش صحيح ساخت پاستيل‌هاي خوش‌رنگ و لعاب را كشف كنند. آن‌ها پس از ماه‌ها كار با شركاي آسيايي خود موفق شدند يك خط توليد پيشرفته را راه‌اندازي كنند كه مي‌توانست در سال ميليون‌ها آي‌مك توليد كند.
 
اعضاي گروه حتي مجبور بودند قطعات الكترونيكي داخلي را نيز از نو طراحي كنند تا اطمينان يابند كه اين قطعات از پشت پوسته نيمه‌شفاف و نازك آي‌مك جالب به نظر برسند. اين كار براي جابز، ايو و اپل ريسك بزرگي بود.
 
يكي از رقباي اپل در اين زمينه مي‌گويد: <من مجبور بودم ثابت كنم كه شفافيت فروش ما را افزايش مي‌دهد و هيچ راهي هم براي اثبات آن وجود ندارد.> او تخمين مي‌زند كه اپل براي توليد هر كيس 65 دلار هزينه مي‌كند. در حالي‌كه ميانگين تقريبي اين كار در صنعت حدود بيست دلار است.

در سال 2001 اپل اولين كامپيوتري  را معرفي كرد كه با بدنه‌اي تيتانيومي ساخته شده بود. گفته مي‌شود كه ايو بهDanny De Iuliis و دو تن ديگر از اعضاي گروه اجازه داد در انباري در سانفرانسيسكو، بسيار دورتر از مقر اصلي اپل، كارگاهي برپا كنند.
 
آن‌ها شش هفته روي طراحي اوليه آن كار كردند و پس از اين كار در مورد صفحات نمايش عريض با طرفين آسيايي خود و ابزارسازان وارد مذاكره شدند. حاصل كار محصولي تميز و ساده با ظاهري پساصنعتي بود.
اين طراحي به معناي پايان زبان عجيب و غريب طراحي‌اي بود كه در توليد آي‌مك استفاده شده بود.

در اكتبر همان سال، اپل آي‌پاد را معرفي كرد كه فوراً به يك استاندارد در دنياي پخش‌كننده‌هاي موسيقي ديجيتال تبديل شد. اين امر نه صرفاً به خاطر خود آي‌پاد، بلكه به دليل كاركرد يكپارچه آن با نرم‌افزار iTunes اپل و فروشگاه آنلاين موسيقي اين شركت بود. همين يكپارچگي يكي از مهم‌ترين دلايل سحرآميز بودن طراحي‌هاي شركت اپل است.

براين‌ اساس، اين‌كه <طراحي> را صرفاً سبك يا مد تعريف كنيم، ساده‌انگارانه است. اولين سري از كامپيوترهاي آي‌مك به روشني يك بازنگري در طرح‌هاي مدرسه Jetsons بود. ظاهر تميز و سفيد آي‌پاد نيز به زعم Amit ازNewDealDesign's برگرفته از طراحي‌هاي اروپاي مركزي در اواخر دهه 1960 و اوايل دهه هفتاد ميلادي است. Amit مي‌گويد: بسياري از محصولات اپل را با كارهاي Dieter Rams، مدير طراحي در Braun، مقايسه كنيد تا عمق شباهت‌ها را دريابيد.

آنچه براستي محصولات اپل را متمايز مي‌سازد، <تناسب و تكامل> و اثر نهايي حاصل از هزاران تصميم كوچكي است كه در فرآيند طراحي محصول مدنظر قرار مي‌گيرند.

يكي از نمونه‌هاي بارز اين موضوع، حركت پيشگامانه اپل در زمينه قالبگيري تزريقي، كاري با جنبه‌هاي علمي و هنري و كاملا‌ً مبتني برآزمون و خطا بود. اين فرآيند شامل محاسبه چگونگي تزريق پلاستيك مذاب يا فلز داخل حفره‌هاي داراي اشكال نامنظم از طريق لوله‌هاي بسيار نازك و سپس تعبيه تعداد مناسبي مجرا براي خنك شدن آن به شكلي بدون نقص، ظرف چند ثانيه است.

گروه ايو اين فرآيند طراحي را درك كرده‌اند و بسيار از آن استفاده مي‌كنند. به‌طوري كه قطعه‌سازان و توليدكنندگان آسيايي به رغم اين‌كه اپل يكي از چانه‌زنان قهار در زمينه تعيين قيمت است، ترجيح مي‌دهند با آنها كار كنند. توليدكنندگان به واسطه كار كردن با اپل به آينده مي‌جهند؛ چراكه اين اپل است كه رهبري طراحي صنعتي را برعهده دارد.

البته شكي نيست كه اپل نيز مرتكب اشتباهاتي شده است. يكي از نمونه‌هاي بارز اين موضوع، آشكار شدن ترك‌هاي متعدد در بدنه شفاف و ضخيم كامپيوتر G4 Cube اين شركت بود كه توليد آن در سال 2001 و يك سال پس از معرفي، متوقف شد. اين شركت همچنين با شكاياتي در مورد خراشيدگي بدنه نسل اول iPod Nano مواجه شده بود. به علاوه، به رغم اين‌كه نوت‌بوك‌هاي PowerBook و iBook محصولات موفقي بودند، اين شركت اخيراً مجبور شد باتري‌هاي 8/1 ميليون دستگاه از آن‌ها را جمع‌آوري و تعويض كند.

با اين همه، اين اشكالات در برابر ثبات چشمگير اپل به عنوان سازنده محصولات پيشرفته و بسيار موفق چندان به چشم نمي‌آيند و در اين ميان ايو كه اخيراً عالي‌ترين نشان خاندان سلطنتي انگلستان، CBE، را دريافت كرده است، يكي از مهم‌ترين علل برتري‌هاي اپل محسوب مي‌شود. شكي نيست كه كسب چنين  افتخارات بزرگي باعث شده‌است تعدادي از طراحان رقيب به طنز بگويند دوران شكوه ايو به سر رسيده است؛ البته اين امر چندان هم  بعيد نيست، اما به نظر مي‌رسد تا زماني ‌كه او آن گروهِ به هم پيوسته و آن رئيس تأثيرگذار و برتري‌طلب را دارد، نمايش استيو و جاني با موفقيت تداوم خواهد داشت!




نظرات بازدیدکنندگان
عالي
ميانگين امتيازي که 1 نفر از خوانندگان به اين مطلب داده‌اند : 6 از 6


به اين مطلب چه امتيازي مي‌دهيد؟ ديدگاه خود را درباره اين مطلب با ما درميان بگذاريد.
نام (اختیاری)
Email (اختیاری)
نظر (اختیاری و حداکثر 1000 کاراکتر)
پیام شما شامل 0 کاراکتر است